کد خبر: 478073
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۵:۱۹
چرا نامه جدايي مجتبي واحدي از كروبي مورد توجه رسانه‌هاي اصلاح‌طلب قرار نگرفت
حسن كوشا
انتشار نامه مجتبي واحدي مشاور فراري مهدي كروبي - كه البته جديداً علاقه دارد وي را مشاور سابق بنامند- خطاب به مراد خود جنجال تازه‌اي است كه گريبان اصلاح‌طلبان را گرفته است؛ اصلاح‌طلباني كه پس از ناكامي در انتخابات رياست جمهوري ۸۸ و همچنين كنار كشيدن از انتخابات مجلس نهم، در مسير زوال قرار گرفته‌اند و مي‌خواهند با حضور در انتخابات رياست جمهوري يازدهم و معرفي كانديداي خود در مقابل اين زوال بايستند. 

حالا مجتبي واحدي كه خود روزگاري مدعي اصلاح‌طلبي بود، حساب خود را از كروبي جدا كرده تا راحت‌تر بتواند به جمهوري اسلامي حمله كند؛ موضوعي كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري يازدهم به مذاق اصلاح‌طلبان خوش نيامده، به گونه‌اي كه حتي كوچك‌ترين واكنش و اشاره‌اي به اين جدايي در رسانه‌هاي خود نداشته‌اند. 

موضوعي كه تازه نيست
اما موضوع جدايي واحدي از كروبي تكرار همان تراژدي است كه سال‌ها گريبانگير نيروهاي اصلاح‌طلب بوده است؛ تراژدي كه حكايت كننده استحاله نيروهاي اصلاح‌طلب پس از سال‌ها فعاليت در اين جبهه است. بي‌شك مجتبي واحدي اولين نفري نيست كه از جمع نيروهاي اصلاح‌طلب جدا شده و خود را به دايره ليبرال‌ها مي‌رساند، چراكه پيشتر نيروهاي شاخص ديگر اين جريان نظير اكبر گنجي و عبدالكريم سروش نيز همين راه را رفته‌اند و براي مردم، شنيدن چنين خبرهايي از داخل جريان اصلاحات طبيعي است، اما شايد سؤال اين باشد كه چنين تغيير ماهيتي چگونه و از كجا آغاز شد؟ 

پاسخ اين سؤال را بايد در سال‌هاي دهه ۷۰ جست‌وجو كرد؛ ايامي كه اقبال عمومي به جناح موسوم به چپ با شكست در انتخابات مجلس چهارم رو به كاهش نهاد و فعالان اين جناح، سرخورده از اين بي‌اقبالي، كنج عزلت براي خود برگزيدند. 

در اين زمان بود كه بخشي از عناصر جوان جناح چپ، جذب آرا و انديشه‌هاي مروجين ليبراليسم شدند و با حضور در محافلي نظير «حلقه كيان» به تدريج از يك سوپرراديكال چپ دهه ۶۰ به روشنفكراني ليبرال تبديل شدند و خود را هم‌رديف گروه‌هايي نظير نهضت آزادي قرار دادند. در كنار اين، مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري تحت مسئوليت فردي كه بعدها از وي به عنوان مرد خاكستري اصلاحات ياد شد، شروع به مطالعه و تحقيق روي مباحث نظريه‌پردازان مكاتب غربي نظير هابرماس، ميشل فوكو و هانتينگتون كرد تا تكميل‌كننده اين روند دگرديسي باشد. 

شايد به مخيله هيچ كس خطور نمي‌كرد، كساني كه روزگاري خود را پرچمدار انحصاري دفاع از خط امام(ره)، مبارزه با امريكا و حمايت از مستضعفين مي‌دانستند و تمام رقباي سياسي و سليقه‌اي خود را با برچسب اسلام امريكايي از صحنه به در مي‌كردند، طي چند سال دچار چنان دگرديسي شده باشند كه در يك حركت پاندولي درست در نقطه مقابل ديدگاه‌ها و نقطه نظرات انقلابي سابق قرار گيرند و ضمن تشكيك در حاكميت دين و اصل ولايت فقيه، پرچم تسليم در برابر امريكا را بالا برند و صراحتاً اعلام كنند كه كشورهاي مستقل هيچ چاره‌اي جز پذيرش نظم نوين جهاني ندارند. 

جماعتي كه درگير اين تفكرات شده و مدعي آزادي‌هاي ‌فردي، حقوق افراد و فرصت‌هاي برابر و نظام سرمايه‌داري بر پايه ليبراليسم هستند، در روزهاي نخستين پيروزي انقلاب تحت تأثير تندترين انديشه‌هاي ‌چپ، سيستم تمركزگرايانه دولتي را بر كشور حاكم كردند كه موجب بحران‌ها و مفاسد اقتصادي بعدي شد.
 
در كنار تمامي اين موارد همان‌هايي كه امروز شمشير خود را بر سرنگوني اسلام از رو بسته‌اند ‌و از نبود امام زمان‌(عج) و انكار عصمت معصومين(س) صحبت به ميان مي‌آورند، در زمان انقلاب فرهنگي به دنبال جداسازي جنسيتي در دانشگاه‌ها بودند و به همين خاطر بين زنان و مردان در دانشگاه پرده مي‌كشيدند تا مبادا اسلام به خطر بيفتد! موضوعي كه با مخالفت شديد امام(ره) مواجه شد. البته ماجراي «اكبر پونز» هم كه خود حكايتي جداست كه نشان دهنده اوج افراط و تفريط در اين جريان است. 

اعتراف به سبك واحدي
اما به رغم تمام اين گفته‌ها و تأكيد بر اينكه حركت مجتبي واحدي براي خزيدن در دامن دشمنان نظام، موضوعي تازه نيست، اما مشاور سابق كروبي در يك موضوع نفر اول است. اول از اين بابت كه وي به جرئت به اين موضوع اعتراف كرده كه از همان سال‌هاي ابتدايي انقلاب، عملاً هيچ اعتقادي به سخنان انقلابي نداشته است؛ اعترافي كه كمتر كسي حاضر به ابراز رسمي آن است. وي به صراحت در نامه خود عنوان مي‌كند كه فقط به خاطر احترام به مهدي كروبي آرا و انديشه‌هاي خود را در تمام اين مدت پنهان كرده و حالا مي‌خواهد خودش باشد. شايد همين اعتراف بود كه نقاب ۳۰ ساله نفاق را از چهره وي برداشت. 

اصلاح‌طلبان و لزوم موضع‌گيري شفاف
اما گفتن تمام اين نكات و يادآوري تاريخ افرادي كه چندان براي مردم ايران خوشايند نيست، تنها يك دليل داشت؛ دليلي كه باز به اصلاح‌طلبان و نيروهاي تحت امرشان باز مي‌گردد. 

اين روزها با نزديك‌تر شدن به ايام انتخابات تب و تاب اصلاح‌طلبان نيز براي حضور در اين انتخابات افزايش پيدا كرده و مي‌كوشند انتخابات پيش رو را به بهانه‌اي براي وصل كردن خود به نظام تبديل كنند. 

در همين ارتباط حتي سعيد حجاريان يكي از محكومان حوادث پس از انتخابات كه وظيفه تئوريسيني اين جريان را به عهده دارد، پنج راهكار به سيدمحمد خاتمي ارائه داده كه از اين طريق بتوانند اصلاحات و جنبش سبز را از هم تفكيك كنند و به دامن نظام بازگردند. اين در حالي است كه هيچ پيشنهادي در خصوص موضع‌گيري شفاف در قبال فتنه ۸۸ در اين مانيفست وجود ندارد، بنابراين اين احتمال وجود دارد كه افرادي همانند واحدي كه همچنان در داخل اين جريان با نقاب نفاق حضور دارند در آينده براي اين جريان دردسرساز شوند، از اين رو اصلاح‌طلبان لازم است كه براي رفع مشكلات خود در مسير بازگشت به نظام و دفع تهديدات چهره‌هاي منافق اقدام به اعلام موضع رسمي در خصوص فتنه ۸۸ كنند تا در آينده افرادي نظير واحدي و گنجي و سروش مايه آبروريزي اين جريان نشوند.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار