کد خبر: 478064
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
گفتگوي «جوان» با معاون امور فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي
حميد نورشمسي
معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سه سال گذشته، بدون شك جنجالي‌ترين چهره مناقشات فرهنگي از نوع كتاب در كشور بوده است و قانون تنها چيزي است كه او به آن استناد مي‌كند و آن را دليل فعاليت‌هاي خود عنوان مي‌كند. با همين رويكرد دري زماني كه به گفت‌وگو با «جوان» مي‌نشيند و شايعه بركناري خودش از سمت معاونت فرهنگي را مي‌شنود اظهار مي‌كند كه اهل واكنش نشان دادن به شايعه نيست اما اهل استعفا دادن هم نيست و نخواهد بود. 

به نظرم چند روز پس از نمايشگاه بين‌المللي كتاب بود كه به واسطه پيامكي از شما نقل شد كه درددل‌هاي ناگفته‌اي از نمايشگاه كتاب امسال داريد. فكر نمي‌كنيد الان ديگر زمانش رسيده باشد كه راجع به آن صحبت كنيد؟
اين موضوع برمي‌گردد به نزديك ۱۵ روز بعد از نمايشگاه امسال كه نوبت به جلسه‌ اعضاي هيئت امناي بنياد ادبيات داستاني رسيده بود و من به اعتبار اينكه رئيس هيئت امناي بنياد هستم، به روال معمول گزارشي از برپايي نمايشگاه كتاب به اعضاي هيئت امنا ارائه دادم. در آنجا چند نكته را گفتم كه فكر مي‌كنم اين نكات در مطبوعات تا آن مقطع عنوان نشده بود. اين موضوعات دو محور داشت كه تلويحاً 
سعي كردم تا پيش از اين، آن را در مصاحبه‌هايم عرض كنم ولي فكر مي‌كنم كه اين امر محقق نشد.
 
هنوز هم دوست نداريد توضيحشان بدهيد؟
چرا. عرض مي‌كنم. نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران اتفاق بزرگي است و مايه مباهات نظام است. با اين نمايشگاه نبايستي در سطح خيلي پايين برخورد شود به ويژه از حيث توجه‌ مالي به آن. بارها گفته‌ام كه هر اتفاقي كوچك‌تر از نمايشگاه كتاب در كشور ما رخ مي‌دهد حتي اگر در قالب فرهنگي هم تعريف شده نباشد، براي آن بودجه ويژه‌اي در نظر مي‌گيرند اما در مورد نمايشگاه كتاب، بودجه برگزاري آن از محل بودجه تصويب شده براي معاونت تأمين مي‌شود؛ يعني نمايشگاه كتاب بودجه ويژه خارج از معاونت فرهنگي ندارد در حالي كه نمايشگاه ما هم به اعتبار جهاني بودنش و هم به اعتبار اعتناي داخلي به آن، حتماً بايد داراي بودجه مخصوص باشد تا حين برگزاري نمايشگاه با يكسري مشكلات روبه‌رو نشويم.
البته اين مشكلات، مشكلاتي نيست كه نشود از پيش رو برداشت ولي اين موضوع با توانفرسايي زيادي همراه است. مقام معظم رهبري در بازديد امسال خود از نمايشگاه عنوان داشتند كه بايد از نمايشگاه نوعي ارزيابي نسبت به سال‌هاي گذشته به عمل آيد. خب براي اين موضوع هم بايد هزينه كرد و هم وقت گذاشت.
نكته دوم اين بود كه شايد به دليل عدم تبيين موقعيت و تأثير و اهميت نمايشگاه براي برخي از شخصيت‌هاي تصميم‌گير و تصميم‌ساز كشور، توجه ويژه‌اي از سوي آنها به نمايشگاه نشد؛ مثلاً من ديدم اين مقامات در نمايشگاه از كنار آن نقاطي كه نقاط قوت ماست رد شدند و توجه ويژه‌اي به آن نكردند. احساس كردم يا ما غفلت كرديم و درست نمايشگاه و بخش‌هاي آن را برايشان تبيين نكرديم يا اينكه عمدي هست كه يك نقطه‌ ضعف ما را در كنار اين نقاط مثبتي كه اين نمايشگاه دارد، مي‌آورند و آن را عمده مي‌كنند.
اين جنبه‌هاي تبييني ما را در مورد نمايشگاه دچار خدشه مي‌كند كه فكر مي‌كنم از طريق رسانه‌ها بايد براي آن آگاه بخشي شود.
اين موضوع در حالي رخ داد كه من امسال ديدم برخي مسئولان به نمايشگاه مي‌آيند و يك بخش كوچكي از نمايشگاه را ملاحظه مي‌كنند و بعد مي‌گويند كه به اهميت نمايشگاه پي برديم. اين يعني نمايشگاه كتاب تهران با همه‌ اين محدوديت‌هايي كه دارد اگر حتي نگاه دم دستي به آن بشود جذاب و قابل اعتناست. 

منظور شما اين است كه نوع حضور مسئولان اجرايي كشور در نمايشگاه كتاب به نوعي نمايشي و بدون دقت لازم است؟
نه به اين صورت. بگذاريد اينگونه بگويم؛ بيشتر از حضور، توجه براي ما مهم است. ممكن است فردي حضور پيدا كند ولي حضورش ملموس نباشد. امسال برخي از مسئولان كه به نمايشگاه ما آمدند، نكاتي را عنوان كردند و وقتي اين نكات رسانه‌اي شد ارزشمند بود و دوستان و مسئولان نمايشگاه دلگرم شدند. نمايشگاه براي نظام است و همه بايد دست به دست هم بدهند اين نمايشگاه به نحو مطلوب برگزار شود.
بسياري از مسئولان به اهميت نمايشگاه كتاب براي تأثيرگذاري فرهنگي در داخل واقف هستند، ما بحثمان اين است كه وقتي همه مسئولان زحمت مي‌كشند و به نمايشگاه مي‌آيند، حداقل دو، سه ساعت براي اين كار اختصاص بدهند. خوشبختانه امسال در همان روزهاي اول و دوم بسياري از روحانيون معظمي كه معمولاً روزهاي پاياني نمايشگاه كتاب در آن حضور پيدا مي‌كردند، از نمايشگاه بازديد كردند؛ مثلاً سه تن از ائمه جمعه تهران همان روز اول و دوم حضور پيدا كردند. بسياري از روحانيوني كه معمولاً در دوره‌هاي گذشته در نمايشگاه كتاب تهران حضور نداشتند هم امسال به نمايشگاه آمده و عظمت آن را ديدند.
تجربه من نشان مي‌دهد كه در استان‌هاي كشور تنها نمايشگاه كتاب است كه همه مسئولان را به صورت مشترك گرد هم مي‌آورد يعني نماينده‌ ولي فقيه، استاندار و همه مديران كل استاني در آن حضور پيدا مي‌كنند. ما اين انتظار را داشتيم در نمايشگاه كتاب هم اين اتفاق رخ دهد. 

شما در مورد بودجه نمايشگاه گله كرديد. هزينه برگزاري نمايشگاه در ميان تمامي معاونت شما چقدر است؟
براي امسال هنوز برآورد نكرديم. چون اين كار مشكل است و حداقل ۶ماه طول مي‌كشد.
بودجه نمايشگاه معمولاً اينگونه است كه ۱۰ درصد بودجه هر سال معاونت متناسب با تورم براي نمايشگاه اختصاص داده مي‌شود، ولي چون نمايشگاه به صورت مشخص بودجه براي خودش ندارد، ما از هر جايي بودجه معاونت اجازه مي‌دهد براي نمايشگاه هزينه مي‌كنيم. 

تقريبي هم نمي‌توانيد براي آن رقمي را عنوان كنيد؟
هزينه‌هاي ما شامل چند بخش است؛ مثلاً ما امسال تسهيلات يارانه‌اي بالغ بر ۹ ميليارد تومان در نمايشگاه ارائه كرده‌ايم. اين تسهيلات شامل تخصيص بن كاغذي خريد كتاب، شارژ بن كارت اهالي قلم، اصحاب فرهنگ و هنر و دانشجويان و طلاب بوده است. سال گذشته طلاب نتوانستند اين تسهيلات را بگيرند ولي امسال اين امكان براي آنها محقق شد يا مثلاً امسال براي دانشجويان سه ميليارد تومان يارانه تخصيص داده شد. اينها همه گوشه‌اي از رقم تخصيص يافته براي برگزاري نمايشگاه را نشان مي‌دهد.
البته اين را بگويم نمايشگاه هر دوره‌اش به دليل اهتمامي كه براي برگزاري آن صورت مي‌گيرد، توقعات و مطالبات ما و مخاطبان خود را افزايش مي‌دهد؛ يعني وقتي نمايشگاه بيست و چهارم را برگزار كرديم و به اين جمع‌بندي رسيديم كه بر اساس نظر همه منتقدان اين دوره، بهترين دوره برگزاري نمايشگاه بوده است، طبيعتاً در دوره بعدي، توقعات مي‌رود بالا و نمايشگاه بايد بهتر از اين دوره برگزار شود. 

از بودجه تقريبي كه گويا نبايد اعلام شود اگر بگذريم، در روزهاي پاياني نمايشگاه كتاب امسال شايعه قوي منتشر شده بود كه گويا قرار است از معاونت فرهنگي وزارت ارشاد كنار گذاشته شويد. خودتان از اين موضوع خبر داريد؟
من فكر مي‌كنم شايعه خيلي وقت‌ها در صورت تكرار و استمرار، ابزاري است براي جنگ رواني و البته گاهي وقت‌ها در تصميم‌سازي‌‌ها ممكن است تأثير بگذارد، ولي من به اين شايعات اصلاً توجه نكردم. از قضا در مجموعه خودمان هم در اين‌باره از من مي‌پرسيدند، اما جواب من اين بود كه بنده ياد گرفتم جايي كه متصدي كاري هستم و پذيرفتم طوري كار مي‌كنم كه انگار بايد صد سال كار كنم و طوري كار مي‌كنم كه فردا بايد از آن سمت بروم. اينكه بنشينم و به شايعات و خبرهاي ويژه پاسخ بدهم چيزي است كه شايعه‌‌پردازها انتظارش را دارند. خود عملكرد معاونت نشان داد كه اين شايعات باطل است.
نكته ديگر اينكه من طي مسئوليت‌هاي مختلف از ابتدا تا الان ياد ندارم جايي استعفا داده باشم و ياد هم ندارم كه كسي من را بركنار كرده باشد. يعني احساس مي‌كنم هرجا كه رفتم انتخابم كردند و هرجا از آن مسئوليت جدا شدم با انتخاب خودم بوده است. 

من پيش از اين هم در برهه‌اي ۹ ماهه در ارشاد و در اداره كتاب حضور داشتم. در آن وقت اداره كتاب، به نام اداره ويژه كتاب زير نظر مستقيم وزير بود. يادم است كه تقريباً دوم خرداد اواخر ۷۵، آقاي مهاجراني وزير شد، فكر كنم پنج‌شنبه قرار بود بيايند اينجا و من آن پنج‌شنبه نبودم. پيغام دادند جمعه ساعت ۸ صبح شما و يكي از دوستان را كار دارند. من نرفتم چون اعتقادي به كار با او نداشتم.
اما اين روزها انگار شما هم اعتقادي به كار با مجموعه مديريتي حاضر در اداره كتاب نداريد و قرار است تغييراتي در اين اداره رخ دهد. البته سال‌هاست كه از زبان مديران فرهنگي تغييراتي در اداره كتاب شنيده مي‌شود ولي تنها شنيده مي‌شود و عملي در كار نيست. 

ببينيد! اصل كار اداره كتاب، كار بسيار مقدسي است، يعني مبتني است بر امر به معروف و نهي از منكر. اين اداره برخي از كتاب‌ها را مميزي مي‌كند كه خدايي نكرده از آنچه خلاف قانون اساسي است، خلاف موازين نظام اسلامي است به وسيله آنها منتشر نشود و اين تمييز دادن كار مقدسي است.
شايد كمتر كسي مثل خود بنده وجود داشته باشدكه نسبت به اداره كتاب و ساختارش آشنا باشد. به نظرم مي‌رسد كه كمي و كاستي‌هايي اداره كتاب دارد كه اين ضعف‌ها لطماتي ممكن است به مجموعه‌ داخلي آن و مجموعه بيروني مرتبط با آن بزند. ساختار اداره كتاب در اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ مبتني بر صدور مجوز براي ۵ هزار كتاب بود. اين موضوع استمرار پيدا كرد. در نيمه اول دهه‌ ۷۰ به بررسي حدود ده هزار عنوان رسيد. به اين ترتيب هر سال گسترش پيدا كرد تا دولت نهم و اكنون دولت دهم بالغ بر ۷۰ هزار عنوان در سال توسط آن بررسي مي‌شود. 

ما سال گذشته عنوان۶۹ هزارو۴۰۰ كتاب را مجوز داديم كه چون برخي كتاب‌ها بعد از سال جديد منتشر شدند اين تعداد به مرز ۷۰ هزار عنوان هم رسيده است. اين گسترش هر ساله به هيچ وجه به ساختار اداره كتاب تعميم پيدا نكرد، به عبارتي ديگر حضور آثار در اداره كتاب گسترده شد اما ساختار آن خير.
نتيجه اين شد كه همان ساختار موروثي دهه‌۷۰ اداره كتاب به دهه‌۸۰ منتقل شد. ضمن اينكه كتاب‌ها براي اعلام وصول هم بايد مجوز بگيرند و اين يعني بررسي دوباره همان ۷۰ هزار عنوان كتاب.
عرض من اين است مگر مي‌شود با همان امكانات سال ۷۰، چه امكانات نرم‌افزاري و چه سخت‌افزاري، كار اين اداره را به جلو هدايت كرد؟ مسلماً خير؛ ما كار اصلاح اين اداره را در يكي دو سال گذشته به صورت جدي شروع كرديم، مثلاً احياي سيستم جامع صدور مجوز كه اتفاق بسيار خوبي است در اين دو ساله رخ داد و براساس آن افراد براي دريافت مجوز نياز نيست حضور فيزيكي در اداره كتاب داشته باشند. با راه‌اندازي سيستم جامع حجم زيادي از مراجعات كم شد البته چون ناشران همچنان، ناشران سنتي هستند، تنها ۲۰ درصد آنها با اينترنت سر و كار دارند و ۸۰ درصدشان همچنان با همان فرم‌ها سر و كار دارند و به تبع تلفيق اينها كار را مشكل مي‌كند و همين موضوع در مجموع يعني افزوده شدن كاري به حيطه وظايف اداره كتاب. 

خب براي رفع اين موضوع چه تصميم گرفته‌ايد؟ تغيير مديريت اداره كتاب؟
من معتقدم اداره كتاب بايد جمع و جورتر شود نه گسترده‌تر. بايد از اين فربه بودن كاسته شود منتها به لحاظ كيفي گسترش پيدا كند. بايد علاوه بر بحث ناشر محوري كه اداره كتاب در حال حاضر دارد و در برابر ناشر مسئول است، ناشر هم در برابر ما جواب داده و مسئول باشد و در كنار آن نويسندگان و آن كساني كه توليد مي‌كنند و نيز مترجمان هم بايد اگر نكته‌‌اي درباره كارشان دارند به اداره كتاب منتقل كنند. وقتي در اين موضوع ناشر واسطه مي‌شود ممكن است خوب از پس انتقال مفاهيم مد نظر آنها برنيايد و باعث عدم ايجاد ارتباط بين اداره كتاب و ناشران شود.
در مجموع من فكر مي‌كنم اداره كتاب بايد جمع‌وجور ولي قاطع‌تر شود و كارهايش را با سرعت بيشتري انجام دهد. 

متناسب با تغيير ساختارها، قطعاً ممكن است مسئولان اداره كتاب هم عوض شوند!
نظر من اين است كه در اداره كتاب بايد سيستم جامع صدور مجوز كتاب به خاطر مركز ديجيتالي كه داريم با سرعت بيشتري اجرايي شود و در كنار آن به لحاظ كمي و كيفي به اين سمت و سو برويم كه اول كيفيت را افزايش دهيم و بعد كميت را. ما بايد كيفيت كار بررسي‌كنندگان را آنقدر ارتقا دهيم كه بسياري از بررس‌ها به لحاظ موضوعي كتاب را بشناسند يعني بررسي به معناي واقعي، يا بگذاريد اينطور بگويم، وقتي بررس معمولي بگويد من اين كتاب را يك هفته بايد بررسي كنم بررس حرفه‌اي و متخصص و متعهد و آشنا به امور اين كتاب را يك روزه بررسي ‌كند. 

من البته خوشبين نيستم كه اين موضوع منجر به كاهش زمان معطلي آثار در اداره كتاب براي صدور مجوز انتشار شود، ولي گويا شما با نظر من مخالفيد. اينطور نيست؟
شما وقتي به اداره ثبت احوال مراجعه كنيد و بگوييد فقط من شناسنامه مي‌خواهم ممكن است همزمان ۱۰ هزار نفر ديگر هم اين درخواست را داشته باشند و اين يعني زمانبر بودن پاسخ به تقاضاي شما. من اين را قبول دارم اما همه بررسان ما در اداره كتاب مستقر نيستند و گاه در مجموعه‌ خودشان كاري را بررسي مي‌كنند. با اين حال درصد بالايي از آثار يعني بالغ بر ۵۰ درصد آنها بين ۴۸ ساعت تا يك هفته مجوز مي‌گيرد.
ما در حوزه علوم انساني و داستان بيشترين هجمه را داريم، يعني مثلاً نكاتي كه قانون گفته رعايت شود و رعايت نمي‌شود و عدم بيان آن از سوي مؤلف يا ناشر حساسيت جامعه را بيشتر مي‌كند. در اين موارد گاهي بررس براي حفظ صيانت نويسنده و ناشر كتاب را غيرقابل انتشار معرفي كرده است. اما تاكنون نشده بررسي بگويد كتابي غيرقابل انتشار است و ما به ناشر بگوييم غيرقابل انتشار است. اين كتاب به بررس بالاتر يا به سرگروه داده و خوانده مي‌شود و آن بررس ممكن است با نگاه جامع‌تري بگويد در اين كتاب چند قسمت را اصلاح كنيد قابل چاپ است، پس يك گام به جلوتر مي‌رود.
اين فرايند ديگر ۱۰ روز طول نمي‌كشد ممكن است يك ماه طول بكشد.
اما ناشران در اين زمينه موضع دارند و اين استدلال را نمي‌پذيرند. گله دارند كه شما معمولاً حضور آنها را در دفتر خود نمي‌پذيريد و به قول معروف كار آنها راه نمي‌افتد يا اينكه دقيقاً به آنها اعلام نمي‌شود علت غير قابل چاپ شدن كتابشان چيست.
امكان ندارد ناشري به من نامه نوشته باشد و من آن را تا آخر بررسي نكنم و گاهي هم تقاضاي او به سر منزل مقصود مي‌رسد. امكان ندارد ناشري در بيرون، در محفلي در مطبوعات و رسانه انتقاد كرده باشد و بلافاصله ننوشته باشم و بررسي نكنم.
اما برخي كتاب‌ها گرايش به ترويج ابتذال دارند و اداره كتاب به آن حساسيت نشان مي‌دهد و اين طبيعي است.
براساس قانون مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي مسئوليت بر نظارت و نشر كتاب برعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است اما اين موضوع نافي و رافع مسئوليت ناشر نيست. يعني شايد ناشري كتابي را به اداره كتاب ارائه داده است كه اين كتاب غيرقابل انتشار است. كما اينكه ده‌ها ناشر آورده‌اند و غيرقابل انتشار است؛ ولي وقتي ناشري از ۱۰‌ كتابي كه به اداره كتاب داده، ۹ كتابش اينگونه است و او هم همين روند را استمرار مي‌دهد قطعاً ما بايد به او تذكر بدهيم؛ تذكر گاهي وقت‌ها اثر مي‌كند گاهي وقت‌ها هم نه و بايد روند ديگري را طي كرد.
در حوزه‌ تئوريك، نظريه‌پردازي، نقد ما اصلاً سختگيري نمي‌كنيم. الان كتاب‌هايي منتشر شده است يك جاهايي به دولت كه هيچ، يك جايي به خود نظام نقد داشته باشند ما اينها را به لحاظ تئوريك سخت نمي‌گيريم ولي در مقابل آثاري كه دارند ترويج ابتذال جنسي مي‌كنند، يعني اخلاقيات جامعه را مورد هجمه قرار مي‌دهند، نمي‌توانيم ساكت باشيم. 

بحث بر سر تفسير از قانون است. قانون را كه بايد تفسير كند؟ ناشر معتقد است كه اثر او مشكلي ندارد و شما معتقديد كه دارد. در اين ميان هم معمولاً حرف و نظر شماست كه تأييد مي‌شود. آيا نبايد راه جايگزيني براي حكميت ميان اين دو نظر وجود داشته باشد؟
وقتي ناشر كتاب ارائه مي‌دهد و خودش اذعان دارد كه اين كتاب از مميزي رد نمي‌شود ولي جسارت ارائه آن را دارد، ما هم در وهله نخست جلوي اين جسارت را نمي‌گيريم يا جلوي فرد را اما جلوي انتشار كتاب را بالطبع مي‌گيريم، ولي وقتي اين دو تا، سه تا و بيشتر شد معلوم مي‌شود اين ناشر مسيرش را دارد اشتباه مي‌رود. ما بايد او را به سمت تغيير مسير تشويق كنيم. من با چند ناشر همين امسال در اين زمينه صحبت كردم. مثلاً در مورد انتشار آثاري درباره عرفان‌هاي نوظهور داشتيم كه برخي ناشران خودشان هم آگاهي كاملي در عرصه انتشار اين كتاب‌ها ندارند و با اينها صحبت شده است و مسير را به آنها نشان داده‌ايم.
من با همه ناشران حتي آنهايي كه مغضوب ‌عليه هستند هم ديدار دارم. حتي با ناشراني كه خودمان به آنها حساسيت داريم و كارنامه خوبي در اداره كتاب ندارند هم ديدار مي‌كنيم. معتقدم اگر اين روش و وقت‌گذاري نبود شايد برخي از ناشران به آن مسيري كه الان به آن رسيدند، دست پيدا نمي‌كردند. 

با ناشراني كه تعليق و لغو مجوز شدند هم چنين جلساتي داشتيد؟
بله. آن هم نه در يك جلسه و در حد سلام و عليك. مفصل وقت گذاشتيم و صحبت كرديم. وقتي يك مسئول عالي‌رتبه در حوزه فرهنگي و كتاب مي‌نشيند با آن ناشري كه سابقه اينچنيني دارد گفت‌وگو مي‌كند پس معلوم است ما اتمام حجت‌هاي خود را انجام داده‌ايم و از آن به بعد ديگر مسئوليت با خود ناشر است. 

كمي هم به بحث گراني كاغذ بپردازيم كه مبتلي به اين روزهاي بازار نشر است. گفته شده كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به طور مستقيم نمي‌تواند در اين زمينه سرمايه‌گذاري كند و از سويي از سرمايه‌گذاري بخش خصوصي هم حمايت نمي‌كند. فكر نمي‌كنيد اين مسئله نوعي شانه خالي كردن از بار مسئوليت است؟
وزارت ارشاد نه در توليد كاغذ و نه در پخش و توزيع كاغذ نه تنها مسئوليت ندارد كه دخالتي هم ندارد. توليد كاغذ چند ركن دارد كه شامل توليدگر، پخش‌كننده و مصرف‌‌كننده مي‌شود و ما به دليل اينكه متولي ناشران هستيم و ناشران مصرف‌كننده‌ اصلي كاغذ هستند، به اين موضوع پيوند داده مي‌شويم.
بنابراين مسئوليت تمام و كمال كاغذ به عهده ما نيست و وزارت بازرگاني سابق يا وزارت صنعت و معدن و تجارت طبيعتاً عهده‌دار از صفر تا صد تأمين كاغذ است. ما بهره‌بردار و مصرف‌كننده هستيم. به نظر من اين مقوله مصرف باعث شد كه ناشران، ‌مخاطبان عمومي و رسانه‌ها ما را در فرآيند از صفر تا صد كاغذ دخيل بدانند در صورتي كه ما مصرف‌كننده هستيم.
از سوي ديگر اينكه در موضوع كاغذ و در سال‌هاي گذشته، ارشاد به‌رغم حوزه‌‌ كاري‌اش تبديل شده بود به بنگاه اختصاص كاغذ به ناشران، اهداي يارانه‌ا‌ي كاغذ در زمان خود به قدري مقولات عجيب و غريب مافيايي ايجاد كرده بود كه من مي‌توانم ادعا كنم درصد بالايي يا شايد ۷۰درصد كاغذهايي كه آن زمان به جاهاي مختلف و ناشران مختلف داده مي‌شد تبديل به كتاب نمي‌شد، هميشه با چند دست خريد و فروش مي‌شد. شايد اين كار مؤثر در برهه‌‌اي موفق واقع مي‌شد ولي استمرارش موفق نبود و برداشتن اين كار عالمانه و كارشناسانه‌ بود. 

زماني كه كاغذ يارانه‌اي را از ناشران گرفتند و جهت يارانه را تغيير دادند بسياري مي‌گفتند آمار كتاب كاهش خواهد يافت ولي افزايش پيدا كرد و از قضا تيراژ كتاب‌ها واقعي‌تر شد به چه دليل؟
دليلش اين بود زماني كه كاغذ مي‌خواستند مي‌گفتند مي‌خواهيم كتابي را در ۱۰هزار نسخه چاپ كنيم ، بايد بازرسان مختلف مي‌رفتند، مي‌پرسيدند و شماره‌گذاري مي‌كردند. بعضي‌ از بازرسي‌ها را مي‌رفتند، بعضي‌ها را اطمينان مي‌كردند، ولي تيراژ اعلام شده كتاب‌ها واقعي نبود براي اينكه مي‌خواستندكاغذ متناسب با آن تيراژ بگيرند الان كه كاغذ به اندازه كافي نيست حتي ما ناشراني داريم كه تيراژ از ميزان واقعي‌شان كمتر مي‌نويسند. بيشتر به اين طرف گرايش دارند.
من اعتقادم اين است موضوع كاغذ كاملاً قابل حل است ولي اجزاي مختلف آن را بايد ديد، متأسفانه همه مسئولان ما در يك بخش مي‌آيند صحبت مي‌كنند كه ما مي‌خواهيم اين كار را بكنيم، در حالي كه اگر براي حل اين مشكل همه‌ اجزاي آن را نبينيم اين كار قابل انجام نيست.
در مشكل كاغذ بايد نخست برآورد صحيحي از توليد داخلي داشت. بايد ديد كارخانه‌هايي كه وجود دارند تا چه حد مي‌توانند ظرفيت‌شان را بالا ببرند.
از سوي ديگر و در عين حالي كه به كارخانه‌هاي دولتي‌مان، بها مي‌دهيم بايد به آنها ارتقاي كيفي هم بدهيم. الان چون كارخانه‌هاي ما رقيب ندارند هيچ اهتمامي در كيفيت هم ندارند. در صورتي كه ادعاي ما اين است كه دستگاه‌هايي ساخته شده است و امكان وارداتش هست و همه فرآيند توليد كاغذ را بدون اينكه دستي به كار برود، انجام مي‌دهد. 

بحث بعدي واردات كاغذ است. ما مجموعاً ۶۰ درصد بايد كاغذ مصرفي خودمان را از خارج تهيه كنيم. عواملي كه كاغذ را وارد مي‌كنند مي‌گويند با اين نوسانات ارز اگر بخواهيم كاغذ را تهيه بكنيم اين كاغذ قطعاً چند برابر خواهد شد و اين اتفاق هم مي‌افتد. راه حل اين موضوع نيز ايجاد ساز و كاري براي واردات كاغذ با نرخ مرجع دولتي است. بحث نرخ مرجع هم جديداً اختراع نشده است. كاغذ جزو پنج، شش كالايي است كه مي‌تواند با نرخ مرجع وارد شود، الان هم در هيئت توليد تصريح و تصويب شده است كه مي‌توانند با نرخ مرجع كاغذ را بياورند.
الان ما واردكننده‌هايي كه در بخش كاغذ داريم يا تاجران يا بنگاه‌هاي خريد كاغذ هستند و آنها هستند كه گاهي وقت‌ها قيمت كاغذ را بالا و پايين مي‌كنند. كما اينكه يكي از راهكارهايي كه همزمان با اين نكاتي كه گفتم بايد انجام شود اين است كه نقش تعزيرات حكومتي پر رنگ‌تر شود. 

اما در اين ميان نگفتيد وزارت ارشاد چه كمكي مي‌تواند بكند؟ تا اينجا كه همه مسئوليت بر عهده ساير ارگان‌هاي دولتي و وارد كنندگان كاغذ بوده است.
وظيفه ما اين است كه به حمايت از انتشار آثار مفيد و ارزشمند و ناشران بپردازيم. مثلاً ارشاد با خريد كتاب از نويسنده و ناشر به نوعي حمايت مي‌كند تا بتواند به همه كارهايش برسد. اين سيستم البته خيلي اعتبار مي‌خواهد و به همين خاطر تنها به كتاب‌هاي ارزشمند و فاخر تخصيص داده مي‌شود. الان در اين زمينه اولويت ما در حوزه‌ انقلاب اسلامي، دفاع مقدس، مفاخر اسلام و ايران، جنگ نرم و نيز آثار داستاني در اين‌باره است. 

چندي قبل از سوي شما اعلام شد كه رقمي بالغ بر ۲ ميليارد و ۳۰۰ ميليون تومان به عنوان هزينه تخصيص يافته براي شارژ كارت‌هاي الكترونيكي كتاب پرداخت شده است اما جزئيات اين پرداخت و طبقاتي كه شامل آن شدند، اعلام نشد. آيا بايد اين رقم را هم به حساب حمايت‌هاي شما از خريد كتاب در مقابل گراني كاغذ دانست؟
اگر يك آمار مقايسه‌اي بگيريم، به خوبي نشان داده مي‌شود كه در سال ۸۹، مبلغ ۷۰۰ ميليون تومان براي بن‌كارت و شارژ بن كارت صرف كرديم. اين مبلغ در سال ۹۰ حدود ۹۰۰ ميليون تومان بود و در سه ماهه اول سال ۹۱ تنها در اين زمينه ۸۰۰ ميليون تومان هزينه شده است. يعني تقريباً مي‌شود گفت مبلغ تخصيص در سه ماهه نخست امسال با كل هزينه تخصيص يافته در سال گذشته برابري مي‌كند و اين هزينه به طور مستقيم براي كمك به خريد كتاب به اقشار هدف پرداخت شده است. بن‌كارت‌هاي ما سالانه بين ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان شارژ مي‌شود. البته استثنائاتي هم داريم. مثلاً بن كارت الكترونيكي تمامي اعضاي انجمن قلم ايران سالانه ۲۰۰ هزار تومان شارژ مي‌شود يا براي اعضاي انجمن نويسندگان كودك و نوجوان سالانه ۱۰۰ هزار تومان. آماري كه خانه كتاب به ما از اهالي قلم ارائه مي‌دهد چيزي حدود ۱۷۰۰ نفر بوده است كه ما در همين سه ماهه اخير به تمامي آنها بن‌كارت داده‌ايم و طبيعي است كه شارژ بن كارت‌ها به معني كمك به خريد كتاب است و اين مسئله به خودي خود كمك به ناشران نيز به حساب مي‌آيد. 

اين مبلغ ساير گروه‌هاي مرتبط با حوزه كتاب را دربرمي‌گيرد؟
نه. اين مبلغ فقط براي اهل قلم بوده است؛ اهل قلمي كه طبق آيين‌نامه داراي كتاب مكتوب باشد. ممكن است افرادي اهل قلم باشند ولي كتاب منتشر نكرده باشند ما اين را نمي‌توانيم بپذيريم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار