کد خبر: 478060
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
حسن فرامرزي
يك: فرهنگ عمومي اژدهاي عجيب و غريبي نيست، يعني اينطور نيست كه نتواني هيچ رصدي از جوارح و جزئياتش داشته باشي، نه اينكه پيچيدگي و هزارتويي نداشته باشد اما با همه اين احوالات، فرهنگ عمومي مجموعه‌اي از رفتارهاي جمعي است، يعني همه رفتارها و تعلقات و باورهايي كه هر صبح به صبح در جلد و پوشش پاها و دست‌ها و صورت‌ها و زبان‌ها و نگاه‌ها و دهان‌ها از خانه‌ها بيرون مي‌آيند، سوار آسانسور مي‌شوند يا از پله‌ها پايين مي‌آيند و در ادامه گذرشان به كوچه و خيابان و اداره و كارخانه و باغ و شاليزار و مزرعه و هر آنچه كه نمود يك فعاليت يا كسب و كاري باشد مي‌افتد و سرانجام عصر يا شب دوباره در همان پوشش و قالب به خانه‌ها و استراحتگاه‌ها برمي‌گردند.
دو: فرهنگ عمومي به نوعي همه خواسته‌‌ها و تمايلات و رفتارهاي يكايك ما را دربر مي‌گيرد. فرهنگ عمومي بي‌شباهت به يك ديگ بزرگ نيست. به هر روي تمايلات و رفتارها و كنش‌ها و واكنش‌هاي ما سرانجام از همين ديگ سردرمي‌آورد. 

هركسي لوازم و ملزوماتي كه منتج به فرهنگ عمومي مي‌شود در همين ديگ مي‌اندازد. كسي صبح اخمو و عصباني با خودرو‌اش از پاركينگ آپارتمانش بيرون مي‌آيد و عصبيت و پرخاش صورت يا زبانش را مي‌ريزد ته ديگ. يكي چشم‌هاي پف كرده و خواب آلودش را روانه ديگ مي‌كند.
يكي حرص و ولعي كه از اول صبح در ذهنش انباشته شده را، يكي سلامي كه اول صبح به همسايه‌اش مي‌دهد و حالي كه از او مي‌پرسد. به اين صورت رفتارهاي مثبت و منفي مثل بردارهايي كه جهت‌ها و دامنه‌هايشان با هم متفاوت است به همديگر مي‌رسند و بر هم اثر مي‌گذارند.
از اين زاويه مي‌توان به بخشي از گره‌ها و گرفتاري‌هاي موجود در فرهنگ عمومي اشاره كرد و در صورت امكان در پي علاج آنها بود. 

سه: از جمله مهم‌ترين گرفتاري‌هاي ما در فرهنگ عمومي، دوگانگي‌هايي است كه مثل از دو سو كشيده‌شدن آزارمان مي‌دهد. 
از يك‌سو مي‌گوييم «هنر نزد ايرانيان است و بس» و از سوي ديگر ابعاد و ماهيت داشته‌هاي ديگران را بسيار بالاتر از حد واقعي شان مي‌بينيم و در داوري و عمل هم بالا مي‌بريم. در مقابل داشته‌هاي خود را كوچك مي‌شماريم و اعتنايي نمي‌كنيم، البته باور وهم آلود اول بيشتر به دوران‌هايي برمي‌گردد كه ارتباط ما با دنيا اندك بود و به واسطه فقر اطلاعات، خود را پيشتاز هنرهاي جهان مي‌دانستيم. از اين زاويه معلوم است كه امروز با گسترش ابزارهاي اطلاع رساني و ارتباطي، تكان بزرگي در اين باور ايجاد شده و رخنه فكري صورت گرفته را ترميم كرده.
به احتمال زياد امروز كمتر كسي هم پيدا شود كه با وجود ارتباط با مرزهاي دانش و هنر همچنان بر اين باور جزم‌آلود تكيه و تأكيد كند. 

چهار: معلوم است كه هر دو اين باورها، باورهاي غلطي هستند. نه باور به اينكه مهر قباله هنر فقط و فقط به نام ايراني‌ها خورده و خشك شده و ديگران اندك سهمي در اين‌باره ندارند و نه اينكه مرغ همسايه صرفاً به اين خاطر كه مرغ ديگران است نه ما، دچار انقلاب در ماهيت و با كيمياي همسايگي بدل به غاز شده است، البته امروز بيشتر شق دوم ماجرا يعني آنجا كه ما بايد داشته‌هاي خود و ديگران را در اندازه و ماهيت واقعي‌شان ببينيم آزارمان مي‌دهد. رخنه‌اي در فرهنگ عمومي ما وجود دارد كه داشته‌ها و توليدات وطني را تحقير مي‌كند. 

كسي منكر كاستي‌ها و ضعف‌هاي توليدكنندگان ايراني در حوزه‌هاي مختلف نيست، اما اولاً ما قابليت‌ها و توانمندي‌هاي بسياري هم در كنار اين ضعف‌ها داريم كه مي‌تواند در كنار آن كاستي‌ها برجسته شود و ما را در رسيدن به يك ديد متوازن و منصفانه در فرهنگ عمومي ياري كند و در ثاني راه پيشرفت اين جامعه تحقير دستاوردهايش نيست. 

از ياد نبريم كه ملت‌هاي پيشتاز جهان با تكيه بر داشته‌ها و ترميم و تصحيح مداوم كاستي‌هاي اين داشته‌ها به جايي رسيده‌اند. ما سال‌ها در فرهنگ عمومي مان دانسته يا ندانسته بر مدار «مرغ همسايه غاز است» چرخيده‌ايم و با گرفتن اعتماد به نفس از توليدكنندگان، «ساخت ايران» را از سكه انداخته‌ايم. توليد ملي ما به واقع زماني مي‌تواند گام‌هاي بلندي در اين زمينه بردارد كه اول از همه در فرهنگ عمومي ما اين گره كور باز شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار