
حضور مشايي در جامعه وعاظ براي سخنراني در سال ۸۹ سبب تشتت در اين گروه سياسي و مذهبي شد و از دل اين تشتت «جامعه وعاظ ولايي» بيرون آمد كه خيلي زود با رسانهاي شدن آن و ايستادگي شيخ پروندهاش بسته شد. اكنون اين شيخ ۸۰ ساله براي احمدينژاد دعا ميكند كه به روزگار بنيصدر و خاتمي دچار نشود!
حاج آقا شما در دورهاي نماينده مجلس بوديد و طي اين ۳۴ سال انتخابات مختلف را ديدهايد، انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي به نظر ميرسد، با بقيه انتخابات تفاوتهايي داشت. اين تفاوتها در آرايش نيروهاي سياسي و نيز حضور نيروهاي مختلف است كه وارد مجلس شدند، يا چيز ديگري؟ اين مسئله را شما تأييد ميكنيد؟ من بر اين عقيدهام كه به طور كلي انتخابات در حال خارج شدن از انحصار است، يعني در اوايل انقلاب ممكن بود به يك ارگان توجه ميشد و مردم به آنها رأي ميدادند، حالا با هر عنواني،اما اكنون مسئله اصولگرايي است، وقتي هم مسائل به اصولگرايي ميرسيد، خيليها اصولگرا هستند كه مطرح نيستند لذا توقع ما اين بود كه فقط به جامعتين توجه شود(جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين) اما اينقدر مسائل ما توسعه پيدا كرده كه نميشود اصولگرايي را در اينها پيدا يا خلاصه كرد؛ديگران نيز عنوان ميكنند كه ما اصولگراييم لذا زير پرچم آيتالله مصباح جمع و وارد صحنه شدند، ما خدايي نميتوانيم به آنها بگوييم كه شما اصولگرا نيستيد يا چون ما پيشقدميم شما وارد نشويد،اما سليقهها متنوع است يعني برخي از اصولگراها با ساكتين فتنه مماشات ميكنند و ميگويند مصلحت اين است.
اين افراد دليل مماشاتشان چيست و چرا به قول شما با ساكتين فتنه مماشات دارند؟ اين افراد ميگويند بايد دفع حداقلي و جذب حداكثري كنيم،اما در مسائل سياسي بايد طور ديگري رفتار كرد؛ما در زمان قديم شيخ حسين لنكراني را داشتيم در تهران كه به منزل وي ميرفتيم كه تكيه كلام جالبي داشت و آن اين بود كه در مسائل سياسي اسب اطمينان سوار شو و تازيانه سوءظن را به دست بگير، يعني در مسائل سياسي بايد بر اسب اطمينان سوار شد و تاريانه سوءظن را به دست گرفت؛ از اين حرف بدمان نميآيد اما چون مار گزيده هستيم از طناب سياه و سفيد ميترسيم؛چه كسي باور ميكرد كساني كه از ياران امام (ره) بودند در سال ۸۸ آن رفتارها را از خود نشان دهند و به اين ترتيب رفتار كنند و چه كسي باور ميكرد كساني كه در ركاب پيامبر (ص) شمشير ميزدند در ركاب علي (ع) شمشير نزنند و فتنهانگيزي كنند و لذا ما ميبينيم كه در جماران به امام (ره) بله قربان ميگفتند و خود را دادستان امام ميخواندند يا نخست وزيرامام يا نماينده امام ميدانستند و پولهاي كلان در دست داشتند و اينگونه رفتار كردند.
امام موسي كاظم(ع) هم چهار نماينده داشت كه تمام وجوهات دردست آنها بود و بعد از شهادت امام براي اينكه پولها را بخورند مذهب واقفيه را ايجاد كردند و گفتند كه ايشان از نظرها غائب شده و ظهور ميكند. وقتي اين چهار نفر در آن زمان پولهاي امام معصوم را خوردند شما توقع داريد كه كروبي كه ميلياردها دلار پول داخلي و خارجي در دستش بود بعد از امام (ره)اين پولها را به دست مقام معظم رهبري بدهد؟وي اين كار را انجام نداد و ما براي اين حرفها سند داريم و نمونه آن نيز زمينهاي فرمانيه است كه وي به اطرافيانش داده است و شما توقع داريد كه اين افراد غلامي وي را نكنند؟ امام ما بزرگ بود و حساب كشي نميكرد، در حال حاضر اسرائيل هم معتقد است كه كروبي ۳۰۰ هزار رأي بيشتر نياورده و بيچاره شهرام جزايري هم به او پول داده باز هم اين آقا كه پول هم گرفته ميخواهد با ۳۰۰ هزار رأي رئيسجمهور شود!! اينجا ايران است مردم درس خواندهاند و بيحساب و كتاب فكر نميكنند و ميدانند چه كسي را و چگونه انتخاب كنند.
در خصوص ميرحسين موسوي از همان اول من در وي نشانههاي نفاق را ميديدم و در همان زمان فقط رئيسجمهور را كه آيتالله خامنهاي بودند قبول داشتم و وي را به عنوان نخست وزير قبول نداشتم.
همسرش هم جزو كانديداي ليست ۳۰ نفره منافقين بود، خداوند اين افراد را ذليل كرد و حقشان بود، اين افراد چه كلهگنده جهان آفرينش بودند كه اين همه از نظام و مردم توقع داشتند! ولي كساني هم بودند كه زندان رفتند و شلاق خوردند و انقلابشان پيروز شد كه ذرهاي به مال اين نظام ناخنك نزدند و هيچ توقعي هم نداشتند و ندارند.
در خصوص اينكه انتخابات در حال خروج از انحصار است صحبت ميكرديد... . مانند آيتالله مهدوي كه فرد بزرگي است و ما قبل از انقلاب در جلسات درس ايشان شركت ميكرديم آن هم با ترس و لرز از ساواك، يا شخصيتي مانند آيتالله يزدي، واقعاً مانند آنها كم است. البته من در يكي از جلسات شوراي مركزي شوراي جامعه روحانيت مبارز گفتم كه در حال حاضر چهار روحاني وارسته در بگو مگوهاي سياسي فداي چهار غير روحاني ميشوند، اين چهار روحاني آيتالله مهدوي كني، آيتالله يزدي و آيتالله مصباح و ديگري آيتالله خوشبخت هستند و ما آنها را به خوبي ميشناسيم ، كه در اين بگو مگوهاي سياسي در حال فدا شدن براي چهار غير روحاني هستند، اين چهار غير روحاني آقايان قاليباف، محسن رضايي، باهنر و ديگري لاريجاني مجلس است، كه در ميان مخالفان يا همان جبهه پايداري درصددند كه بگويند كه اين افراد فتنه را شفاف نكوبيدند.
من اين پيشنهاد را دادم كه اين افراد يك بيانيه منتشر كنند و در آن بگويند كه كروبي و ميرحسين فتنهگر بودند و در اين خصوص موضع خود را مشخص كنند...
در حال حاضر هم صحبت فتنه است نه گروههاي سياسي. در هيچ جاي دنيا هيچ كس وقتي در انتخابات شكست خورد يارانش را وارد خيابان نميكند، در خود امريكا نيز وقتي الگور از بوش شكست خورد در شوراي نگهبان خودشان مشكلشان را حل كردند و يارانشان را وارد خيابان نكردند؛ در فتنه ۸۸ فتنهگران به شهرداري ۷۰۰ ميليارد تومان خسارت زدند يا در افغانستان وقتي ميان عبدالله عبدالله و كرزاي رقابت انتخاباتي برگزار شد وقتي عبدالله به نتيجه آرا اعتراض داشت يارانش را وارد خيابان نكرد و به صورت مسالمتآميز مشكل را حل كردند و همه نيز به قانون احترام گذاشتند.
كدام دعوا به خصوص دعواي سياسي در خيابان حل شده است؟ البته بايد گفت كه خارجيها اين دعواها را براي خودشان در داخل حل ميكنند و اين مسائل را فقط براي ما ميخواهند. ولي به طور كلي حيف شد،امام به آن پاكي و نظام به اين تابناكي، اينگونه به دليل فتنهانگيزي غصهدار شود و اين غصه هم همه در دل مقام معظم رهبري ايجاد شده است. خميني را ميتوان در خامنهاي پيدا كرد، در واقع خامنهاي دو حرف اضافي دارد، «آه» براي آقاي خامنهاي است.
چرا بايد ميرحسين و محتشمي اين كارها را بكنند، روزنامه سلام و رئيس آن يعني آقاي خويينيها اين كارها را بكنند و چرا بايد مجمع روحانيون مبارز؟ كساني كه نوكر صندلي امام بودند و در حال حاضر نيز نوكر صندلي امامند و از اين جا كاسه كاسه ميخورند چرا اين افراد به حزب شيطان پيوستند؟ اگر از دست من شكايت هم بكنند باز هم اين حرفها را با سند ميگويم.
چه خاطرهاي از آن روزها در ذهن داريد؟ من دوبار نماينده امام (ره) بودم؛ يكبار موفق شدم كه ايشان را زيارت كنم ايشان در آن ملاقات يك بسته پول به من دادند، به ايشان گفتم كه من در مسائل مالي وسواس دارم و ميترسم و ايشان نيز گفتند كه به ديگران بدهيد و در نهايت به ايشان گفتم كه من خود را لايق سرباز امام زمان (عج) بودن نميدانم و اگر اجازه بدهيد اين مبلغ را به كسي كه خانه نشين شده بدهم و اين فرد شخصي به نام فاطمي واعظ بود كه به دليل رفتار و توهين برخي از جوانان جاهل خانهنشين شده بود و ايشان نيز وي را شناختند و گفتند كه سلام من را هم به ايشان برسان.
ما با كسي كينه نداريم و فقط حيفم ميآيد، روزي در مجلس فاتحه آيتالله توسلي در حسينيه شماره دو جماران آقاي محتشمي به منبر رفت و در آن زماني كه برخي توهين مختصري به سيد حسن كرده بودند او در بالاي منبر فرياد زد كه حسن آقا يادگار امام است ولي در همان مجلس فرياد زد اين ۱۲ نفر شوراي نگهبان اصلاً صلاحيت ندارند، مگر شوراي نگهبان يادگارامام نبود و اين ۱۲ نفر را امام اسامي آنها را تأييد كرد، چطور حسن آقا يادگار امام ميشود و اعضاي شوراي نگهبان ميشوند بيصلاحيت؟!
حاج آقا، اين روزها زمزمههايي در خصوص سيد حسن مطرح ميشود كه ايشان از اصلاحطلبان يا كارگزاران حمايت ميكنند يا اين طيفهاي سياسي براي انتخابات آينده يعني براي رياست جمهوري پشت سر ايشان پنهان ميشوند، اين حرفها را شما چقدر تأييد ميكنيد و اصلاً ارزيابي شما از اين مسئله چيست؟ من شخصاً يادگاران امام را دوست دارم؛ يادگاران امام شامل همسر امام، مرحوم احمد آقاي خميني، كه من ضامن مادر ايشان شدم براي اينكه ايشان از مرز خارج شود و به ديدن امام بروند هستند و من آنها را دوست دارم و خود سيد حسن هم ميداند كه چقدر به وي علاقهمندم،اما يكسال قبل از انتخابات كه به جماران رفتم و با ايشان تماس داشتم به ايشان گفتم كه عدهاي به اسم اصلاحطلب در اطراف شما جمع شدند و اين شعر را براي ايشان خواندم كه آن كس كه گفت بهر تو مردم دروغ گفت/من راست گفتم كه به عشق تو زندهام و بعد هم به ايشان گفتم كه يكي از روزنامهها نوشته بود كه دختر اشراقي و داماد وي گفتهاند كه امام را بايد نقد كرد و اگر نقد نكنيم ظلم است و حسن آقا در جواب گفت اين افراد مزخرف گفتهاند و به ايشان گفتم كه اين مزخرفات در جماران جا خوش كردهاند؛ اين پيرمرد نود و چند ساله كه هيچ چيز از مال دنيا نداشت چه نقدي داشت؟ امام چه اشتباهي كرده است كه بايد وي را نقد كرد.
همان زمان به حسن آقا گفتم كه امام مانند پيامبر اسلام است زيرا همه اقوامش ضد انقلاب هستند، (با خنده) همانطور كه همه فاميلهاي پيامبر مانند ابولهب دشمن وي بودند امام نيز اينگونه است و سيد حسن خنديد. اكنون نميدانم كه حسن آقا در حال تدارك مقدمات رياست جمهوري است و اصلاحطلبان وي را حمايت ميكنند يا نه. اما شما باور نكنيد؛ در واقع وي عاقلتر از اين مسائل است كه بيايد كانديداي رياست جمهوري شود با حمايت كارگزاران يا اصلاحطلبان.
اصلاحطلبان سرمايهشان سوخته است. در حال حاضر هيچ كس به دنبال اين نيست كه اينها در مملكت كاري انجام دهند و در حال حاضر به حمدالله باد به پرچم آيتالله العظمي خامنهاي ميخورد و اكنون مديريت ايشان بهترين مديريت است كه حتي سال گذشته اگر امام (ره) زنده بود به مديريت آيتالله خامنهاي افتخار ميكرد.
در هر صورت من نشنيدم كه سيد حسن ميخواهد براي انتخابات آماده شود،اما من اشكالاتي به ايشان دارم و آن اين است كه وقتي زندانيان فتنه از زندان آزاد ميشدند به ديدار آنها ميرفت، آيا شما شدهايد خميني و ما شدهايم شاه؟!
اين افراد عكس امام (ره) را آتش زدند و سر قبر بيمرده گريه كردند و براي فاتحه خواني به مسجدي رفتند كه مردهاي نداشت، آن افراد دشمن وي هستند نه دوست.
شما فكر نميكنيد كه براي ايشان دام پهن كرده باشند؟ ايشان فردي باهوش، تحصيلكرده و مدرس است و به نظر نميرسد كه ايشان براي اين مسائل آماده ميشود، اصلاحطلبان و كارگزاران سيد حسن را با مغز به زمين ميزنند اگر وي در دام آنها گرفتارشود.
شما از مدافعان سرسخت آقاي احمدينژاد بوديد. آيا اكنون نيز بر همان نظر هستيد؟ اگر منصفانه بگوييم احمدينژاد به آرمانهاي امام(ره) خيانت نكرد، وي كابينه خود را به روستاها برد، وي دشمن سرسخت اسرائيل است مانند امام(ره)، در مصاحبههاي خود كمرامريكا و اروپا را شكسته و براي صدور انقلاب به جاهاي مختلفي رفته است.اما همين آقاي احمدينژاد نمره منفي هم در كارنامه خود دارد. وي با حمايت مراجع و علما انتخاب شد؛ من در طي عمر ۸۰ سالهام براي كسي تبليغ نكردهام و از كسي نيز حمايت نكردهام اما براي آقاي احمدينژاد به ۱۰ استان رفتم، استان بوشهر كه در زمان انتخابات مجيد انصاري در آنجا در سخنرانيهايش احمدينژاد را داغان كرده بود من روز بعد آنجا بودم، وي در آن سخنراني به مردم گفته بود كه «مشروعيت رهبر با رأي شماست» در حالي كه اين مقبوليت رهبري است، مجمع روحانيون به واقع با اين افراد به نظام خيانت كردند. يكياز اصلاحطلبها، احمدينژاد را در يكي از اين استانها صهيونيست معرفي كرده بود و من روز بعدش آنجا بودم يا حسين مرعشي در ملاير عليه وي حرفهاي بدي زده بود يا دختر هاشمي، فائزه خانم حرفهاي بدي در مورد ايشان زده بود ولي من باز هم در آنجا از احمدينژاد دفاع كردم، من براي وي كارهاي زيادي كردم حتي از برخي ستادهاي ايشان به من زنگ زدند و گفتند كه پول بليتت را بگو ما حساب ميكنيم كه نگرفتم.
اما انتقاد من به وي اين است كه وي فرد حرف گوش نكني است و رفقاي خود را با اين كار بيآبرو كرد، بدون مقدمه با آن افتضاح بركنار كرد يا پورمحمدي را برداشت و ۱۴ مشاور خود را بركنار كرد و با اين كارها در كارنامه خود نمره منفي ثبت كرد و از اين بابت بسيار حسرت ميخورم و در حال حاضر نيز به ما گزارش ميرسد كه در استانها استانداران خوب را برميدارد و افراد نالايق را جايگزين ميكند و اين مسئله بد است و اين حرفها نيز از سر دلسوزي است؛وگرنه من و پسرم و دخترم، نه منصب ميخواهيم و نه پست.
يكي از انتقادات مجلس به دولت اين است كه برخي قوانين را اجرا نميكند و يا براساس برداشت خود اجرا ميكند شما اين انتقاد را قبول داريد؟ آقاي احمدينژاد مجري قانون اساسي است و بايد بيشتر به قانون پايبند باشد...
ايشان نميتواند بگويد كه من اين قانون يا آن رأي دادگاه را قبول ندارم. تو را گذاشتهاند كه به قانون احترام بگذاري و آن را اجرا كني، كساني كه با نظام ميجنگند نيز ميگويند ما اين نظام را قبول نداريم، رهبري را قبول نداريم اگر اينگونه باشد كه سنگ روي سنگ بند نميشود، ايشان ميتواند با قواي ديگر تعامل كند، بنابراين برود و با آنها حرف بزند، استدلال كند. وي دورهاي كه شهردار بود يا اكنون نيز خدمات بسياري كرده و اميدواريم بعد از پايان رياست جمهورياش همچنان خدمت كند و توقع نداريم كه بعد از پايان رياست جمهورياش به سرنوشت بني صدر يا خاتمي گرفتار شود، ما وي را نصيحت ميكنيم و دلسوزيم و راضي نيستيم كه كسي سرشكسته شود و ذلت كسي را طالبنيستيم.
نظر شما درباره اختلاس ۳ هزار ميلياردي چيست؟ آيتالله جوادي آملي تعريف ميكردند كه زماني مهمان مقام معظم رهبري بودند پسر ايشان يعني آقا مجتبي هم بود. ايشان اشاره كرد كه آقازاده به داخل برود و غذا بخورد و اين به دليل اين بود كه وي مهمان بيتالمال بود و پسر آقا مهمان بيتالمال بهحساب نميآمد. زعيم حكومت در رعايت بيتالمال اينگونه عمل ميكند و ديگري چهار تا بچه را مدير عامل يا هيئتامنا ميكند و اين اختلاس عظيم اتفاق ميافتد، اين مسئله براي ما باعث تأسف است.
اين چه دست پليد كارشناسي يا كارنشناسي است كه اين وامهاي بدون نام و نشان را در اختيار افراد ميگذارند؟ من جايي در سال گذشته در روزنامهاي خواندم كه فردي وام گرفته و در پروژهاش خرج نكرده است و اين شرمآور است و اين باعث ميشود نظام زير سؤال برود.
آن كارشناس بانك يا رئيس بانك بايد اعدام شوند و حقشان است. در زمان گذشته قبل از پيروزي انقلاب اسلامي كساني كه براي كشور حكومت ميكردند بردند و خوردند هيچ اتفاقي نيفتاد ولي در حال حاضر زعيم اين كشور و نظام به اين سادگي زندگي واين كشور را اداره ميكند در حالي كه از خود هيچ چيز ندارد.