
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز چهارشنبه ۲۸ تيرماه امسال، زوجي سالخورده در دادسراي امور جنايي حاضر شدند و به قاضي جمشيدي، رئيس شعبه اجراي احكام گفتند ميخواهند بعد از هشت سال به احترام ماه رمضان از قاتل فرزندشان اعلام رضايت كنند.
ماجرا از كجا آغاز شد؟ عصر روز ۲۹ خردادماه سال ۸۳ مسئولان بيمارستان امام حسين( ع ) پليس را از ماجراي قتل پسر جواني باخبر كردند. در نخستين شاخه از تحقيقات جنايي، مادر مقتول با چشماني اشكبار در بيمارستان گفت: ساعت ۵ بعد از ظهر پسرم حميد در حالي كه غرق در خون بود، با موتورش به خانه آمد. ما كه با ديدن لباسهاي خونآلودش وحشت كرده بوديم، موضوع را پرسيدم.
حميد با جملاتي بريده گفت: دقايقي پيش وقتي به سراغ دوستانم در پارك رفتم، محسن و داريوش به همراه تعدادي ديگر از دوستانش مشغول تخته بازي بودند. من به آنها اعتراض كردم و با پا اسباب قمار آنها را به هم ريختم. بعد از آن محسن با من درگير شد و داريوش به كمك او آمد. وقتي درگيري ما تمام شد، سوار موتورم شدم و حركت كردم كه ناگهان داريوش با كارد قصابي دو ضربه به پشت من زد و فرار كرد. مادر مقتول ادامه داد: پسرم وقتي حرفش تمام شد، نقش بر زمين شد و ما به سرعت او را به بيمارستان رسانديم، اما فرزندم جلوي چشمانم پر پر شد.
دستگيري قاتل فراري در حالي كه تحقيقات اوليه نشان ميداد مقتول با چاقوي داريوش به قتل رسيده، سرانجام كارآگاهان بعد از ۱۸ ماه تلاش، مخفيگاه متهم را در يكي از شهرهاي اطراف تهران شناسايي كردند. پليس سوم آذر ماه سال ۸۴ قاتل را به همراه يك قبضه اسلحه كمري و دو خشاب فشنگ جنگي در مخفيگاهش دستگير و براي تحقيقات به پليس آگاهي منتقل كرد.
اعتراف به قتل داريوش در نخستين بازجوييها ضمن اظهار پشيماني از جنايت، با اعتراف به قتل حميد به بازپرس پرونده گفت: مقتول از چندي پيش با محسن اختلاف داشت. روز حادثه من به همراه تعدادي از دوستانم و محسن مشغول تخته بازي بوديم كه حميد از راه رسيد. بعد از لحظاتي، مقتول با محسن به خاطر اختلافات قبلي درگير شد.
او به محسن فحاشي كرد و از آنجايي كه محسن داماد ما بود، حرفهاي ركيك او خيلي به من بر خورد و به شدت عصباني شدم. من براي درگيري به سراغ مقتول رفتم كه دوستان با ميانجيگري نزاع را پايان دادند. بعد از اين من به او فحش دادم كه حميد آجري به سويم پرت كرد و سوار موتورش شد. من هم نتوانستم خودم را كنترل كنم و او را دنبال كردم و با كارد قصابي كه داشتم دو ضربه به كمرش زدم.
صدور حكم قصاص متهم
با تكميل شدن پرونده، متهم در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان محاكمه شد. هيئت قضايي بعد از شنيدن دفاعيات متهم و وكيل مدافعش، وي را با اكثريت آرا به قصاص محكوم كردند. رأي دادگا بعد از تأييد در شعبه ۲۷ ديوان عالي كشور براي سير مراحل اجراي حكم، به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي به رياست قاضي جمشيدي فرستاده شد.
تشكيل جلسات صلح و سازش قاضي جمشيدي، رئيس شعبه اجراي احكام درباره پرونده به خبرنگار ما گفت: از آنجايي كه از صدور رأي دادگاه زمان زيادي گذشته بود، اولياي دم مقتول را براي تعيين تكليف پرونده به شعبه دعوت كرديم. بعد از حضور دو خانواده، تيم صلحوسازش با تشكيل جلسات متعددي تلاش كرد تا رضايت اولياي دم را براي متهم بگيرد و سرانجام اين خانواده در يك اقدام خداپسندانه، بدون هيچ چشمداشتي از قصاص قاتل پسرشان گذشت كردند.
گفتوگو با مادر مقتول
چرا گريه ميكني؟ به ياد پسرم افتادم.
براي چه رضايت ميدهي؟
به خاطر امام حسين و فرارسيدن ماه مبارك رمضان.
از چه زمان به رضايت متهم فكر كردي؟
روز دادگاه متهم مصادف با اول ماه محرم بود. چون پسرم در عزاداري امام حسين ( ع ) علمدار بود، به خاطر حرمت محرم در دادگاه گفتم كه من رضايت ميدهم، اما متهم خودش قبول نكرد و گفت كه سزاوار مجازات است. حالا هم به خاطر فرارسيدن ماه رمضان به احترام اين ماه ميخواهم او را ببخشم.
شغل پسرت چه بود؟ پسرم طلاساز بود.
اكنون كه رضايت دادي چي احساسي داري؟ خيلي خوشحالم. از ديشب به خاطر آمدن به اينجا نخوابيدم و با خودم عهد بستم كه خون را با خون نشويم.