شايد صدا و سيما به صورت ناخواسته در حال خدمتي بيسابقه به فوتبال ملي ايران باشد. شايد سيما بيآنكه بداند دارد مردمي كه به نشستن در خانه و ديدن بازيهاي ليگ عادت كرده بودند را وادار به بلند شدن و سفر كردن از خانهها به سوي ۹ ورزشگاه كشور ميكند. انگار كه قرار است دوباره همان ورزشگاههايي كه هفتههاي اول نيمي از سكوهايش را خالي ميديد، پررونق شود. اين انگار تصميم نادانسته سيماست كه نميخواهد حداقل حق فوتبال ايران را بدهد؛ حقي كه همين امروز شبكههاي خارج از كشور براي پرداختش رقمي بيش از ۱۱ برابر آنچه فدراسيون در نظر گرفته را ميپردازند و اما فدراسيون حاضر نيست فوتبال ايران را روي آنتنهاي ماهوارهاي ببرد كه با قوانين كشور، مغاير است.
رفتار صدا و سيما قابل توجه و مثالزدني است؛ نهادي كه براساس وظيفهاش بايد سريعترين اطلاعرساني ممكن را داشته باشد، حاضر نيست حتي يكدهم مبلغي كه از بابت آگهيهاي پخش شده در بازيهاي ليگ به دست ميآورد را به فدراسيون و در حقيقت به همان باشگاههايي بپردازد كه برايش نقش بازيگر و كارگردان و تهيهكننده را دارند. سيما باز هم روي مفت خريدن بازيها اصراري بيسابقه ميورزد و حاضر به خريدن بازيها به قيمت مناسب نيست. ادعاي يكي از اعضاي هيئت رئيسه فدراسيون فوتبال در مورد تلاش صدا و سيما براي تخفيف گرفتن از فدراسيون در نوع خود جالب بود، جايي كه گفت:«اگر فقط هزينه ۱۵ دقيقه تبليغات بين دو نيمه را به ما بدهند، ما ديگر دغدغهاي در هيچ زمينه براي بودجه فوتبال ايران نخواهيم داشت!» و البته فدراسيون همين امروز حتي تقاضاي دريافت مبلغ همين آگهيها را هم ندارد.
ميتوان تصور كرد كه سرانجام فدراسيوني كه درحال تلاش براي استقلال بيشتر و درآمدزايي قانوني (نه التماس به بازار يا فشار آوردن به بودجههاي دولتي و كارخانهها) است زير فشارهاي بالاتر و بيروني تسليم شود و با رقمي پايينتر از آن چه مطالبه ميكند، فوتبال را روي آنتن ببرد، اما تصور كنيد اگر همين هفتههاي اول صدا و سيما نتواند بازيهاي ليگ را بخرد و فدراسيون باز هم روي تصميم خود باقي بماند، چه اتفاقي براي ورزشگاههايي كه ميزبان ليگ هستند، خواهد افتاد، هرچند تمامي بانواني كه فوتبال را به عنوان يكي از علاقهمنديهاي خود در سبد زندگيشان جاي دادهاند متضرر خواهند شد، اما بيترديد در هيچ ورزشگاهي جاي سوزن انداختن هم باقي نخواهد ماند.
بايد انتظار كشيد و ديد دعواي فدراسيون و سيما كجا به يك وفاق ميرسد؛ وفاقي كه البته براساس سابقههاي تاريخي، رضايت كامل فدراسيون را هم به همراه نخواهد داشت. مقايسه وضعيت قدرت فدراسيون و سيما، نگراني هميشگي مسئولان فدراسيوني بوده كه مجبور به حرفشنوي بودند و البته اين بار كه كفاشيان ميخواهد در قامت رئيسي مستقل، حق فوتبال را از استفادهكنندگان هميشگي ليگ ببرد، بايد چشمانتظار پايان اين دعوا بود.