اخبار و متن سخنراني مهمانان بيست و نهمين اجلاس رؤساي آموزش و پرورش سراسر كشور را اغلب رسانهها پوشش ميدهند. اما شنيدهايد كه ميگويند گاهي اوقات حاشيه از متن جذابتر است. مهمان ويژه دومين روز اين اجلاس، معاون اول رئيسجمهور بود كه در گفتههايش به اشارتي به آموزش و پرورش اكتفا كرد و از فرصت اين نشست براي اظهارنظر درباره گرانيهاي اخير بهره برد. وي از اجراي طرح هدفمندسازي يارانهها شروع كرد، به طرح مسكن مهر و اجراي اصل ۴۴ قانون اساسي و پيشبيني مبلغ ۱۵۰ هزار ميليارد تومان براي اجراي طرحهاي نيمه تمام در سراسر كشور و سفرهاي استاني و تحريم اقتصادي دلايل افزايش نرخ دلار در كشور رسيد و در آخر هم نتيجه گرفت گراني مرغ القاسازي است!
اين نوع نگاه در ميان مسئولان اجرايي كشور نسبت به آموزش و پرورش دلسوزان اين حوزه را مأيوس ميكند. به راستي آموزش و پرورش در چه درجه اهميتي در نزد مسئولان قرار دارد كه بزرگترين اجلاس سراسري آن، محل طعنه به عوامل داخلي و خارجي توقف مرحله دوم هدفمندي يارانهها است؟
چه چيزي باعث ميشود آموزش و پرورش در خانه خود هم اينقدر مظلوم باشد؟ چرا ياد گرفتهايم حرفهاي مربوط به جايي را در جاي ديگر بزنيم؟ مگر نه اينكه هر سخن جايي و هر نكته مقامي دارد؟!
آيا اين طرز برخورد نشان از اين ندارد كه اهميت آموزش و پرورش در كشور به اندازه گراني مرغ در ميان مسئولان نيست؟ يا اين امر نشان از ضعف مطالبهگري جامعه از دولت در رابطه با تعليم و تربيت دارد؟
آيا مسئله تحريمها برخلاف آنچه نشان ميدهد در ميان مسئولان اجرايي كشور آنقدر دغدغه ايجاد كرده كه هر فرصتي را براي تبيين فرصتها و تهديدهايي كه تحريمها به وجود آوردهاند، غنيمت ميشمارند؟ بايد در نظر داشت كه اين تناقض در رفتار و عمل از چشم مردم و مخاطبين دور نميماند. علاوه بر اين بايد ديد چرا آموزش و پرورش گاهي تبديل به عرصهاي براي فرافكني ساير صحنههاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي ميشود؟
مي شد تمام اين سؤالها را از معاون اول رئيسجمهور پرسيد، اگر محافظان وي براي انجام مأموريت خود قيد بايدها و نبايدها را نميزدند تا به هر قيمتي شخص مورد حفاظت خود را از سالن جلسه خارج كنند.