
اين ايفاي نقش در مواردي چون «عروه الوثقي» سيد جمالالدين اسدآبادي كه بيكفايتي ناصرالدين شاه را به خصوص در زمان واگذاري امتياز به بيگانگان و استقراض از آنان گوشزد ميكرد، نقشي تبيينكننده و همراستا با جامعه براي تحقق منافع ملي بود، اما در نقطه مقابل مصداقهاي فراواني نيز وجود دارد كه نشان دهنده سوءاستفاده از مطبوعات براي غرضهاي شخصي و منفعتطلبانه است كه به نوعي تلاش ميكرد مانع تغييرات اجتماعي به نفع مردم شود كه ميتوان به ماجراي يادداشت توهنآميز «داريوش همايون» به ساحت امام خميني(رحمت الله عليه) در روزنامه اطلاعات اشاره كرد، اما بيشك مهمترين حضور مطبوعات در صحنه اجتماعي و سياسي ايران در دوران اصلاحات – رياستجمهوري سيد محمد خاتمي – به وجود آمد. اين حضور گسترده مطبوعات و نشريات كه بهرغم كثرت كمي، داراي وحدت كيفي بودند باعث شد، فصلي نو به نام «نشريات زنجيرهاي» در كتاب تاريخ سياسي ايران گشوده شود؛ فصلي كه در آن مطبوعات وظيفهاي بيشتر از اطلاعرساني بر عهده داشتند؛ وظيفهاي كه در آن روزها اين طور تشريح شد:«براي براندازي ميبايد محافل و فعاليتهاي فرهنگي را تقويت كرد، هر كس ميتواند، امتياز نشريه بگيرد و از اين تريبون به مبارزه برخيزد.»
وحدت كلمه ميان اين نشريات نه حرفهاي تند سياسي بود بلكه استمرار بر ذهن مخاطبان براي ايجاد تغيير در ذائقه مخاطب و به قولي ايجاد انقلاب ذهني و قلبي در ميان مخاطبان ايرانياش بود كه پيش از اين طعم رسانههاي آزاد را نچشيده بودند. پرداختن به موضوع بسيار مهم نشريات زنجيرهاي در اين مقال نميگنجد و خود نياز به تحليل و آسيبشناسي موشكافانه و دقيق دارد، اما هدف از آنچه به عنوان نشريات زنجيرهاي ذيل مقدمه آمد، نگاه به پيدايش دوباره جرايدي با همان نگاه و مشتركات در دوره فعلي است كه به طور مصداقي به تحليل مواضع و رفتار ژورناليستي هفته نامه «ستاره صبح» ميپردازيم.
هفتهنامه سياسي، فرهنگي و اقتصادي «ستاره صبح» در آبان ماه سال ۸۸ پا به عرصه مطبوعات گشود. اين حضور توسط بسياري از رسانههاي بومي و غيربومي با عنوان «ستاره صبح تابيد» مخابره شد؛ ستاره صبحي كه ويژگي اصلي آن راديكاليسم افراطي به ارث رسيده از نشريات زنجيرهاي مانند «صبح امروز» به مديرمسئولي «سعيد حجاريان» است. رسانههاي مكتوب و مجازي چون شرق، اعتماد، بالاترين و راهسبز(جرس) با اشاره به انتشار هفتهنامه تازه تأسيس «ستاره صبح»، خوانندگان خود را دعوت به مطالعه مطالب اين هفتهنامه كردند. نوع چينش رسانههاي حقيقي و مجازي كه تولد اين هفته نامه نوپا را مخابره كردند تا حدي نشان داد كه «ستاره صبح» چرا و چگونه به روي پيشخوان دكهها آمده است. اين هفتهنامه با تمركز در حوزههاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي درصدد القاي موارد و خواستههاي حداكثري جريان اصلاحطلب و به خصوص جريانبرانداز فتنه ۸۸ از يك سو و از سوي ديگر پرداختن به مناقشهبرانگيزترين موارد سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. در واقع ستاره صبح عمليات چراغ خاموش را آغاز كرد، به نحوي كه مخاطب در كنار تيترهاي ملايم روزنامههاي زنجيرهاي وابسته به اتاق فكر رسانهاي تجديدنظرطلبان تيترها و مواضع جنجالي را عرضه كرد تا حداقل براي مدت چند ثانيه ذهن مخاطب را به خود اختصاص دهد.
در ادامه به تشريح مواضع «ستاره صبح» در حوزههاي مختلف ميپردازيم:
۱- حوزه سياست
با توجه به تمركز اين هفتهنامه روي مسائل سياسي، اين هفتهنامه به عنوان آوانگارد و پيشرو رسانههاي تجديدنظرطلب، به نهادينه كردن تعاريفي جديد از علل وقوع انقلاب اسلامي، جايگاه ولايت فقيه و نهادهاي اساسي جمهوري اسلامي ميپردازد تا با ناقص و ناصحيح خواندن فرض نخست، به تعريفي جديد از جايگاههاي مورد بحث برسد.
براي تعمق درباره شكل پرداختن اين هفتهنامه ميتوان به مصاحبهاي اشاره كرد كه به بيان جديد در رابطه با انقلاب اسلامي و رهبر ديني اشاره ميكند:«... يعني وقتي ما مستبد را با استبداد عوضي ميگيريم، وقتي مستبد ميرود لزوماً باز توليد استبداد امكانپذيري خود را از دست نميدهد. آن كه زورش بيشتر است بقيه را حذف ميكند. اصلاً قاعده قاعده حذف است. هركس ميگويد دولت مال من است... شايد انقلاب ايران با حضور يك فردي ميتوانست كمي روند متفاوتتري را طي كند.»
وي در ادامه با مترادف قرار دادن رهبر ديني با جايگاه سلطنتي به بحث در اين رابطه ميپردازد كه نگارنده به دليل توهن اين هفتهنامه به ساحت امام از آوردن ادامه اين گفتوگو معذور است.
يكي از راهكارهاي اساسي پاراديم استكبار برضد جمهوري اسلامي، حمله به اركان نظام و بازوهاي آن از جمله شوراي نگهبان و سپاه پاسداران است كه اين امر به نحو احسن از سوي «بيبيسي» فارسي و رسانههاي وابسته به سيا از جمله صداي امريكا پيش ميرود، اما ستاره صبح نيز همزبان با اين رسانههاي معاند، به هويت جمهوري اسلامي، فشار و هجمهاي عظيم وارد نموده است. نظارت استصوابي شوراي نگهبان يك از درگيريهاي اصلي تير ۷۸ بود كه از سوي اين نشريه اينگونه تا كنون ادامه دارد:«نظارت استصوابي كارش از ابتدا به نظر من مغاير اصل ۹۸ قانون اساسي بود، چون اين انقلاب متعلق به همه بود و هچكس حق ندارد به كسي بگويد تو مسلمان نيستي و حق وكيل شدن نداري...»
اين نشريه همچون «بيبيسي» فارسي قرار گرفتن «رستم قاسمي» رئيس سابق قرارگاه سازندگي خاتمالانبيا در تصدي وزارت نفت را به دليل سابقه قوي كار جهادي و اقتصادي برنتافت و اين حضور را به دخالت سپاه پاسداران در امور سياسي و اقتصادي مربوط و در اقدامي جالب به دايه دلسوزتر از مادر براي روحانيت تبديل شده و حضور سپاه را مغاير با حضور روحانيت در عرصه مملكت دانسته است. اين نشريه حتي تحريمهاي صورت گرفته در خصوصسرداران سپاه را ميپذيرد و علناً آن را فرياد ميزند و آن را رجزخواني در مقابل دنيا ميداند و اعتراض ميكند كه چرا وقتي شخصي تحريم است در تصدي وزارت نفت قرار گيرد؟
گويي مجريان و مستندسازان «بيبيسي» خود شخصاً قلم به دست گرفته و اينگونه زيرساختهاي نظام جمهوري اسلامي را مورد هدف قرار دادهاند؛ امري كه مشابه آن به خصوص در مستندي كه اخيراً «بيبيسي» فارسي در خصوص رهبر معظم انقلاب ساخت، نشان از بنيانهاي فكري و سخن موازي اين دو رسانه با همديگر دارد.
۲- حوزه اقتصادي
در اين حوزه نيز كليد واژههايي چون «گراني كمرشكن و نرخ تورم بالا»، «نبود شغل» و «ناموفق بودن طرح هدفمندي يارانهها، سهام عدالت» به طور مكرر تكرار شد تا نسخه مكتوبي براي اظهار نظرهاي شفاهي كارشناسان شبكههاي ماهوارهاي ايجاد شود. ستاره صبح فراموش كرده است كه اسلاف اصلاحطلب سياسي خود در دوره هشت ساله حضور در مجلس و دولت در قبال وضعيت معاش مردم ميگفتند كه مردم براي تعديل سياسي به ما رأي دادند و نان مردم به ما ربطي ندارد. همانطور كه «بيبيسي» فارسي قصد دارد بدون آمار و ارقام وضعيت اقتصادي را به قانون هدفمندي يارانهها مربوط سازد، اين نشريه نيز بدون ارقام و اعداد مينويسد:«با گذشت ۹ ماه از اجراي قانون يارانهها، آثارش بر اقتصاد و معيشت ايراني نمايان شده و گراني، تورم، ركود اقتصاد، افت توليد، بيكاري و... سر برآورده است.»اين نشريه در خصوص اختلاس اخير هم به سرعت وارد گود ميشود و قوه قضائيه را مقصر ميداند كه توان بررسي اين فساد را ندارد.
حال آنكه «محمد خاتمي» آشكارا از مفسد اقتصادي سال ۷۷ يعني «كرباسچي» شهردار اسبق تهران حمايت ميكرد و چه فشارهايي حتي بر عاليترين مقامهاي كشور نياورد و از سوي ديگر ۱۴ جلسه دادگاه اختلاس اخير بدون وقفه برگزار شد تا منتظر حكم در هفته آخر تير ماه ۹۱ باشيم.
در اين حوزه نيز موارد زير، حجم بالايي از صفحات اقتصادي را به خود اختصاص داده بودند:
- متهم كردن رئيسجمهور در ماجراي اختلاس ۳هزار ميلياردي
- پيشبيني افول شديد اقتصادي ايران
- نبود راهحل مشخص بين مسئولان براي مهار تورم
- افزايش روز افزون نارضايتي مردم از حكومت به دليل شرايط معيشتي.
۳- حوزه فرهنگ و اجتماع
در اين حوزه نيز سعي شده است تا به مواردي پرداخته شود كه علاوه بر وجوه بصري جذاب براي بيننده دربرگيرنده اهداف مورد نظر «ستاره صبح» نيز باشد؛ امري كه رسانههاي فارسيزبان معارض نظام به ويژه «بيبيسي» فارسي با هنجارشكني به نام «گلشيفته فراهاني» و حتي به تازگي با «شاهين نجفي» انجام ميدهند.
اين نشريه با همردهها يا تقليل يافتههاي قشر فرهنگي داخلي را انجام ميدهد. در اين حوزه با ممزوج كردن جذابيت بصري هنرپيشههايي كه رفتاري معترضانه در مسائل سياسي دارند، به نوعي از ويترين مشاهير اين حوزه براي ترويج افكار متبوع اين هفتهنامه استفاده ميشود، به طور مثال به اين متن از صحبتهاي «حامد بهداد» در نشريه مورد نظر توجه كنيد:«براي من هنجارها در شروع كارم حالت پوك و بيمعنا داشته است، برايم در ابتداي كار رفتارهاي از پيش تعيين شده در جامعه و سنتها و آداب اجتماعي اهميت زيادي نداشتهاند، اجتماع وقتي افراد موفق را ميبيند يك احساس گناه به آنها وارد ميكند.»
در حوزه حجاب همانگونه كه «بيبيسي» فارسي و ديگر رسانههاي ضدنظام درصدد تخريب اين فضيلت اجتماعي برآمدهاند، اين نشريه هم با همان منطق «بيبيسي» كه چادر باعث افزايش وزن خانمهاي ايراني ميشود، مينويسد:«برخي معتقدند اجباري بودن نوعي پوشش در ايران تحت عنوان حجاب موجب تمركز بيشتر روي چهره افراد ميشود، به همين دليل زنان ايراني روي صورتشان حساس شدهاند و بيشتر جراحيها در اين ناحيه از بدن آنها صورت ميگيرد.»
۴- حوزه امنيت ملي و سياست خارجي
امنيت ملي به عنوان يكي از معدود مسائلي كه بايد نقطه مشترك تمام گروهها و احزاب باشد و مسئلهاي فراجناحي و ملي تلقي ميشود، نبايد بدون هچ نظارتي محل تشكيك قرار گيرد. در جريان مسائلي چون حصر خانگي موسوي و كروبي، «ستاره صبح» بارها به دفاع تمام قد از اين افراد پرداخت و چاپ مكرر تصاوير اين افراد، سعي در تحريك عواطف عمومي در اين رابطه داشت:«تكليف آقايان موسوي و كروبي هم بايد در دادگاه صالح تعيين شود نه اينكه بدون محاكمه محصور شوند. من با اين برخورد مخالفم.»
بهار عربي لفظ مطلوب «بيبيسي» فارسي و دوستانش براي قيامهاي اسلامي در منطقه است كه در اين نشريه بارها به كار ميرود و در مطلبي به تناقض ميرسد كه جوانان براي ارزشهايشان انقلاب كردند و از سويي اين ارزشها اصلاً ايدئولوژيك نيست.
كلام آخر انتقاد را اگر حق هر رسانهاي بدانيم اما سياهنمايي و ايجاد شائبههايي كه باعث تلقين فرتوتي و انزواي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و امنيتي در ذهن مخاطب ميشود نميتوان خارج از دايره غرضورزي اين رسانه با حاكميت فرض كرد. در اين بين شايد در مواردي اندك، رسانه منتقد از روالطبيعي خود بيرون و از دايره انصاف خارج شود. موارد استثنا كه ممكن است اقتضاي هر رسانه منتقد باشد، بايد با زبان منطق و انديشه در فضايي به دور از تنش و اضطراب، پاسخ داده شود.
اين وظيفه گروههاي مختلف فكري است كه با تبادل فكر و آرا، نظريهها و ايدههاي فكري يكديگر را تصحيح كنند. اما در مواردي رفتارهاي شاذ يك نشريه اعم از مكتوب و مجازي، بيشتر از يك خطاي ژورناليستي است. اين نوع راهبرد از پيش تعيين شده، اگر با تكثر نيز همراه شود، دوباره شاهد شكلگيري نشريات زنجيرهاي خواهيم بود. به راستي نشريهاي كه حتي به دوستان خبرنگارش هم رحم نميكند و قيد و تبصرهاي هم براي هممسلكان خودش قائل نيست و يكي از متهمان وضعيت كنوني را خبرنگاران ميداند، مينويسد:«وقتي كه روزنامهنگاران ما به جاي انجام رسالت حرفهاي خود در آگاه بخشي و اطلاعرساني، تنها به ميرزابنويسي و تهيه ريپورتاژ آگهي مشغول هستند.»
سؤال اينجاست آيا زمان هشت ساله دولت خاتمي فراموش شده كه همين آقايان چگونه شيخي را آيتالله كردند و آيتاللهها را جنايتكار و خشونتطلب معرفي ميكردند و در آن دوران تنها در مدح ساختارشكني دولت و مجلس سخن بود و خبري از وضعيت اقتصادي و اجتماعي نبود. تأسيس شبكه نشرياتي كه هدف مشتركي را دنبال ميكنند، هدفي است كه «جواد تاجيك» - مشاور ارشد موسوي - در جزوه خود اين چنين به آن اشاره ميكند:«نبايد به تأسيس تك رسانهها براي انعكاس صدا و پيام خود اميد بست، بايد به انبوه رسانههاي حقيقي و مجازي در سپهرهاي مختلف انديشيد.» در پايان با توجه به آنچه در بالا نگاشته شد كه تنها مشتي از خروارها تهاجم، تحريف و تهييج اين هفتهنامه برضد نظام جمهوري اسلامي ايران است، اميد است مسئولان مربوط در برخورد با گردانندگان اين نشريه تأملي جدي نموده و با مرور آفات ميدانده به اين دست از نشريات حداقل در دوران اخير، از تبديل شدن مطبوعات به پايگاه دشمن متخاصم جلوگيري كنند.
منبع: برهان