عباس حاجينجاري : راهبردهاي ايران در منطقه خليج فارس و اثبات توانمندي در دفاع از منافع امنيت ملي، سناريوهاي دشمن را براي بهرهگيري از عناصر تهديد و تحريم براي تسليم ايران در برابر غرب به شكست كشانده است.
اين سناريوها كه در فرآيند مذاكرات اخير هستهاي از استانبول ۲ تا مسكو بر پايه تهديد ـ مذاكره مبتني بود، با اتخاذ راهبرد ايران در برگزاري رزمايش پيامبر اعظم ۷ و طرح كنترل تردد كشتيهاي حامل نفت در تنگههرمز به تغيير ميدان بازي انجاميد و ايران را در موقعيت برتر قرار داد تا مبتني بر همان استراتژي «تهديد ـ مذاكره» صحنه بازي را انتخاب و فرآيند مذاكرات كارشناسي در استانبول را مديريت كند.
هدف ديگر امريكا در اين فرآيند پيوند زدن فضاي اقتصادي كشور با گامهاي تكميلي تحريم و فرآيند مذاكرات بود كه در اين عرصه نيز هوشمندي ايران ظرفيتهاي غرب براي مديريت بازار اقتصادي ايران و توان دامن زدن به التهابات را به شدت كاهش داد.
اما در نقطه مقابل انتشار جديدترين گزارش پنتاگون در زمينه قابليتهاي نظامي و موشكي ايران در پي برگزاري رزمايش پيامبر اعظم ۷ و اعتراف وزارت دفاع امريكا به قدرت تخريب موشكهاي بالستيك ايران، كاخ سفيد و كنگره را به تحير وا داشته است. به گزارش راديو فردا، در گزارشي كه پنتاگون هفته گذشته به چهار عضو كميته دفاعي كنگره امريكا تحويل داده است و آخرين ارزيابيها از توان جنگ نامتقارن ايران براي مواجهه با قدرت رزمي نيروهاي غربي را ارائه ميكند، اذعان شده است كه ايران قدرت تخريب و كارايي سيستمهاي موجود خود را افزايش داده و در حال توسعه موشكهاي جديد با قابليت حمله كلاهكهايي است كه قدرت تخريب آنها بيشتر است. گزارش اخير به نظر ميرسد حاكي از افزايش قدرت مقاومت ايران است. پنتاگون در بخشي ديگر از گزارش خود اذعان دارد كه ايران «قدرت سهمگيني» در دفاع از قلمرو خودش به نمايش خواهد گذاشت.
تأثير اين روند در ناكارآمدي تأثيرگذاري تحريمهاي اقتصادي، نگراني بيشتري را براي امريكاييها به دنبال داشته است. در اين زمينه هفته گذشته هفتهنامه ويكلي استاندارد، در تحليلي با عنوان اينكه، سياستهاي امريكا در خاورميانه در نهايت به نفع ايران تمام ميشود، مينويسد: « هماكنون در كنگره هر دو حزب حاكم در عجبند كه قرار است تحريم هاي بيشتري به ايران تحميل شود. علاوه بر آن تحريمهايي كه بخش انرژي و بانكي ايران را هدف قرار داده است، اما با اين وجود تحريم ها اصلاً روي ايران تأثيري ندارد.»
تأكيد بر ظرفيتهاي دفاعي و امنيتي و رهگيري تأثير آن در بر هم زدن راهبردهاي دشمن، نه با انگيزه ماجراجويي و يا احياناً مسئلهسازي، بلكه تأكيد بر اين نكته است كه تا زماني كه اراده ايران اسلامي بر «ايستادگي» در برابر دشمن با اتكا بر مؤلفههاي داخلي و به رغم شديدترين تحريمهاي دشمن را استوار گردد، نه تنها سناريوها بلكه آرايش دشمن نيز بر هم ميريزد و قابليتهاي ايران نقش بازدارنده خود را بر اراده دشمن تحميل ميكند و اين امر الگويي مناسب براي استراتژي اقتصاد مقاومتي كشور خواهد بود تا متكي بر آن، برنامهريزان و مجريان اقتصادي كشور، ظرفيتهاي نظام را براي ايستادگي و مقابله به كار گيرند. اين درحالي است كه ظرفيتها و توانمنديهاي دروني اقتصاد كشور به دليل زيرساختهاي موجود، نيروهاي جوان و خوشفكر، منابع اوليه ارزان و فراوان،امكان مانور گستردهاي را براي مديران اقتصادي فراهم آورده است تا البته با تغيير روحيه و تحول در انگيزه با بهرهگيري از اين الگو همچون عرصه دفاعي قادر به مقابله با تحريم اقتصادي كشور خواهند بود.