
استاد حميد سمندريان بازيگر، كارگردان و مترجم تئاتر ايران كه نقش بسزايي در آموزش اهالي تئاتر در حوزههاي بازيگري و كارگرداني داشت، ۲۲ تيرماه بعد از مدتها دست و پنجه نرم كردن با سرطان كبد، درگذشت. روزنامه جوان به سهم خود فقدان اين هنرمند ارزنده را به هموطنان و جامعه هنري ايران تسليت ميگويد. متن ذيل يادداشتي است از اكبر زنجانپور، بازيگر پيشكسوت تئاتر، تلويزيون و سينماي كشورمان كه سابقه همكاري با مرحوم سمندريان را در پرونده كاري خود دارد.
ايشان بيش از ۵۰ سال در تئاتر ايران حضور فعال داشتند. من نيز وقتي در سال ۴۵ از مدرسه وارد دانشگاه شدم، به عنوان دانشجوي ايشان با شخصيت استاد آشنا شدم. مهمترين مسئله را كه از ايشان آموختم سرسختي و مسئوليتپذيري و پرانرژي بودن در كار بود. چه زماني كه به عنوان دانشجو در كلاسهايشان حاضر ميشدم و چه زماني كه به عنوان بازيگر در كارهايشان شركت ميكردم. سرسختي و جدي بودنشان در كارها و اينكه در تئاتر كارشناسي جامعالشرايط بودند، صاحبنظر بودن ايشان و اينكه در كنار آن داراي خلاقيت بودند، هميشه زبانزد بود. ميتوانم بگويم همه كساني كه امروز چه در تئاتر و چه در سينما داراي اسم و رسم هستند، همه شاگردان استاد سمندريان هستند. چه نسل ما، چه دوستاني كه قبل از ما وارد تئاتر شدند و تا بچههاي نسل جديد كه امروز در تئاتر فعاليت ميكنند، همه به نوعي مديون آموزشهاي استاد سمندريان هستيم. ايشان به نظرم استاد تمام بودند و جايشان واقعاً خالي است، واقعاً!
در مقايسه با آثار استاد ميتوانم بگويم بسياري از كارهايي كه به روي صحنه ميروند تئاتر نيستند، كارگرداني ندارند، هرچيزي كه ديالوگ و حركت داشت را نميتوان تئاتر ناميد، با اينكه زيبايي تئاتر در اين است كه دو كارگردان با ديدگاهها و سلايق مختلف كار كنند و كارشان شبيه هم نباشد و نبايد انتظار داشت كه باقي افراد از كار آقاي سمندريان تقليد كنند. من به عنوان بازيگر در سه تئاتر استاد سمندريان حضور داشتم، دو كار كه اجرا شد، «نگاهي از پل» و اجراي اول «ملاقات با بانوي سالخورده» كه در سال ۵۱ اجرا شد و نمايش «گاليله» كه در آن من نقش گاليله را بر عهده داشتم كه متأسفانه با اينكه هفتهاي سه بار تمرين ميكرديم بنا به دلايلي كار اجرا نشد.
در اين مدت از ايشان خيلي چيزها آموختم كه شرحش مفصل است و نميتوان به اختصار همه آن را بيان كرد، اما پايداري و سرسختيشان در كارها، خستگيناپذيري و ايجاد هماهنگي بين همه عوامل كار از مشخصههاي ايشان بود. در تئاتر ملاقات با بانوي سالخورده عوامل كار ۵۰ نفر بودند، اما استاد سمندريان به گونهاي هماهنگي بين كار ايجاد كرد كه به نظرم حاصلش يكي از بهترين كارهاي تاريخ تئاتر ايران شد.
اينكه ميگويند حميد سمندريان كم كار بوده است و فقط چهار اثر را بعد از انقلاب به روي صحنه برده، قبول ندارم، هر كارگرداني دوست دارد آثار بيشتري را كار كند. استاد سمندريان هم اين گونه بود، ايشان ترجمههاي زيادي انجام دادند و دوست داشتند كارهاي بيشتري را انجام دهند، اما مشكلاتي پيش ميآمد و كارها به سرانجام نميرسيد، نمونهاش همان كار گاليله كه با وجود تمريني كه انجام داديم، نتوانستيم آن را به روي صحنه ببريم.