پيمان زماني | «بشتابيد! عكسهاي جديد از مانكن ايراني...»، «عكس هاي. . . . مدل زيباي ايراني را از دست ندهيد!»، «...دختر زيباي ايراني، مانكن متفاوت» و «عجب مانكنيه اين پسر خوش تيپ ايراني!»؛ اينها عناوين ايميلهايي است كه مثل مور و ملخ در فضاي مجازي وجود دارد و به آدرس ايميلهاي تمام كاربران اينترنتي ايراني فرستاده ميشود. ايميل را كه باز ميكنيم، با تصاويري روبهرو ميشويم كه در نگاه اول ما را به اين توهم ميكشاند كه اينجا لاس وگاس يا پاريس است! دختراني با آرايشهاي غليظ و لباسهاي بدننما كه تصاويري در ژستهاي گوناگون و اداهاي متنوع از آنان گرفته شده است.
تنها چيزي كه به ظاهرنشان ميدهد اين تصاوير از يك شهروند مسلمان است، همان شال يا روسري كوچك و آب رفتهاي است كه روي سر اين دختران قرار داده شده است كه بود و نبودش چندان توفيري نميكند! براي پسران جوان هم نشانهاي براي تشخيص تفاوت وجود ندارد!
حرارت ۱۰۰ درجه براي مانكن شدن! طي سالهاي گذشته، محافل تجارت جنسي و اقتصادي غرب با تبليغات گستردهاي كه در حوزه مدليسم، مانكنسازي و مدلپروري انجام دادهاند، دختران و زنان بسيار زيادي را به اين وادي كشاندهاند و درآمدهاي ميلياردي به جيب زدهاند. تاجران جنسي، با در اختيار داشتن پولهاي هنگفت، شبكههاي ماهوارهاي و فضاهاي اينترنتي، هالهاي از رؤيا را دور پديده مدل شدن ترسيم كردهاند كه اين هاله رؤياگونه، عطش براي مدل شدن را در آناني كه رگههاي خودنمايي در وجودشان پررنگتر است، چنديدن و چند برابر كرده است.
اين تبليغات تا اندازهاي اثرگذار بوده كه حتي بسياري از بازيگران مشهور، خوانندگان نامدار، ورزشكاران صاحب اسم و هنرمندان پرآوازه را هم به درون خود كشانده و آنان را به اين نتيجه رسانده است كه بايد حتماً مدل و مانكن باشند!
عرياني؛ اولين شرط مدل شدن در كشورهاي غربي، نخستين آزموني كه از متقاضيان مدل شدن گرفته ميشود، عريان شدن در برابر استخدامكنندگان كمپاني مدليسم است. فرد متقاضي بايد عريان شود تا كارشناس(!) آن كمپاني بررسي كند كه آيا او شايسته مانكن شدن هست يا نه؟!
اينجا ايران است! طي چند سال گذشته، عطش مانكن شدن به كشور ما هم رسيده است. تا پيش از اين، دختران جواني كه در پي مانكن شدن بودند، پس از مورد پذيرش واقع شدن از سوي برخي سرمايهداران و فعالان زيرزميني مدليسم در ايران، تصاويرشان در بروشورها و آلبومهاي محدود منتشر ميشد اما چند وقتي است كه فعاليتها براي گسترش مانكنيسم در كشور ما به اندازهاي گسترده شده كه به فضاي اينترنت هم كشيده شده است.
«محسن ـ ش» يكي از فعالان زيرزميني مانكنسازي در ايران به گزارشگر اجتماعي «جوان» ميگويد: تقريباً هر ماه، نزديك به ۱۵ مدل و مانكن دختر در كشور معرفي ميشوند و طبيعتاً، بهترين مكان براي تبليغ و معرفي اين مانكنها، اينترنت و ايميلهاي كاربران اينترنتي است.»
او درباره چگونگي گزينش دختران براي مانكن شدن اظهار ميدارد: «برخي از اين مدلها را در شوهاي لباس انتخاب ميكنيم. بعضي ديگرشان را در پارتيها و مهمانيها پيدا ميكنيم. برخي هم توسط دوستان و آشناها به ما معرفي ميشوند.»
وي ميافزايد: « برخي مغازههاي لوازم آرايش و بوتيكها در تهران هم با ما در ارتباط هستند كه با مشتريان دختري كه به اين مغازهها مراجعه ميكنند حرف ميزنند و آنان را به مانكن شدن تشويق ميكنند.»
خودشان راضي هستند از او در اين باره كه مگر اين دختران در ايران زندگي نميكنند كه اجازه انتشار گسترده تصاوير زننده خود را ميدهند، پرسيديم. او در جواب ميگويد: «چرا اتفاقاً همه اين دخترها در ايران زندگي ميكنند اما خودشان راضي هستند. بگذاريد راحتتر بگويم؛ خودشان كشته و مرده مانكن شدن هستند.»
خيلي از اينها ميخواهند بازيگر شوند! نكته جالب اينجاست كه در غرب، معمولاً بازيگرها رو به مدليسم ميآورند اما در كشور ما دختران و پسراني كه وارد مانكنيسم ميشوند، در حقيقت به دنبال خودنمايي و جلب توجه براي ورود به دنياي بازيگري هستند! «محسن ـ ش» در اين باره هم ميگويد: «خيلي از دختر و پسرهايي كه مانكن ميشوند، رؤياي بازيگر شدن را دارند. آنها به اين اميد خودشان را به نمايش ميگذارند كه شايد يك كارگردان يا تهيهكننده فيلم آنها را ببيند و به خاطر ظاهرشان بپسندد!»
سوءاستفاده ابزاري - جنسي تاجران فعاليتها براي ترويج مانكنيسم در حالي در كشور ما رو به گسترش است كه پديده مدليسم يكي از جلوههاي بارز سوء استفاده ابزاري ـ جنسي از دختران و زنان است كه اين رويكرد، نه تنها هيچ سنخيتي با فرهنگ اسلامي - ايراني ما ندارد بلكه دقيقاً نقطه مقابل آموزههاي فرهنگ ديني و ملي ماست. از سوي ديگر، مانكن شدن دختران و پسران ايراني در شرايطي است كه آنان لباسهاي بدننما و نامتعارفي به تن دارند كه مصداق ترويج بدپوششي و عرياني است.