در گرماگرم تقابل نظام سلطه با انقلاب اسلامي در سالهاي پاياني دهه ۷۰، يكي از نظريهپردازان معروف آمريكايي با اشاره به شكست امريكا در مقابله با انقلاب اسلامي از طريق تحميل جنگ و برخوردهاي سخت، به دولتمردان اين كشور توصيه كرده بود كه به جاي پرتاب بمب و موشك بر سر مردم ايران، با فروريختن دامنهاي كوتاه و توليد و ارسال فيلمهاي ... ميان مردم ايران و به ويژه نسل جوان اين كشور، با آرمانها و اصول انقلاب اسلامي فاصله بيندازند، تا از اين طريق بتوانند حركت انقلاب اسلامي را مهار كنند.
«سياست اندولسي كردن» يعني تهاجم عليه اسلام و مسلمين با ابزار اباحهگري، ترويج فساد و ابتذال و كشف حجاب و استفاده ابزاري از زنان و دختران همواره در دستور كار استكبار و استعمار براي مهار مسلمانان و حركتهاي اسلامي، به بيش از ۱۰ قرن قبل باز ميگردد. گوستاولوبن، نويسنده غربي در كتاب خود تحت عنوان «تمدن اسلام و غرب» در زمينه چرايي و چگونگي پيروزي سردمداران غربي بر مسلمانان در اسپانيا مينويسد: دشمنان با انتشار فساد و رواج مشروبات الكلي و بيبند و باري و بالاخره در اثر اختلاف بين زمامداران حكومت، بر مسلمانان چيره شدند.»
در مقابله با موج اخير بيداري اسلامي كه كشورهاي منطقه را فرا گرفته، شايد جديترين حركت تقابلي غرب با اين نهضت را بتوان تلاش براي دور كردن مسلمانان از «هويت اسلامي» خويش قلمداد كرد، چرا كه بقاي آنان بر آن هويت مترادف زنده و پويا بودن حركت بيداري اسلامي است كه امواج آن روز به روز كشورهاي مسلمان و حتي غيرمسلمانان را نيز درنورديده و به كابوسي براي غرب تبديل شده است.
مقام معظم رهبري در نشست زنان فرهيخته و مسلمان ۸۵ كشور جهان در اجلاس بينالمللي زنان و بيداري اسلامي كه در هفته گذشته در تهران برگزار شد، با اشاره به تلاش ديرپاي غرب براي دور كردن زنان مسلمان از «هويت اسلامي» يادآور شدند كه تلاش بانوان نخبه جهان اسلام براي احياي اين هويت، بزرگترين خدمت به امت اسلامي است چرا كه احساس هويت، آگاهي و بصيرت زنان مسلمان، تأثيري شگرف و مضاعف بر جريان بيداري اسلامي و عزت و كرامت امت اسلامي خواهد داشت.
ايشان در اين اجلاس با مقايسه نگاه ابزاري غرب به «زن» و نگاه «عزتبخش اسلام به زنان» نگاه غرب را نگاهي اهانتآميز دانستند و خاطرنشان كردند كه غربيها در عمق فرهنگ خود، زن را كالا و وسيلهاي براي تمتع مرد ميدانند و همه ابزارها و امكانات خود را براي تحقق آن به كار گرفتهاند اما در حركتي مزورانه بر اين نگاه سخط، ناقص و گمراهكننده، نام آزادي گذاشتهاند.
ايشان محصول اين نگاه و تفكر در غرب را متلاشي شدن خانواده، افزايش فرزندان بيهويت و حتي فروپاشي غرب دانستند و در مقابل، محصول نگاه عزتبخش اسلام به زن را كرامتآفرين و رشددهنده دانستند كه تجربه حضور موفق زنان در ايران اسلامي در عرصههاي مختلف علمي و سياسي و مديريتي، مصداق بارز آن است و يادآور شدند كه: زن در محيط اسلامي، رشد علمي، شخصيتي، اخلاقي و سياسي مييابد. در اساسيترين مسائل اجتماعي در صفوف مقدم قرار دارد اما همچنان «زن» باقي ميماند و به اين مسئله افتخار ميكند.
در ميان شاخصهها و مؤلفههاي نهضت بيداري اسلامي در منطقه نظير استكبارستيزي، استبدادستيزي، صهيونيسمستيزي و مطالبات اقتصادي و اجتماعي و .... اسلامخواهي و تأكيد بر هويت اسلامي را ميتوان مهمترين ويژگي اين حركت قلمداد كرد چرا كه اين ويژگي آن را از ديگر حركتهاي آزاديخواهانه قرن اخير در جهان متمايز ميكند چرا كه آن حركتها به رغم داشتن برخي ويژگيهاي فوق به دليل عدم ابتناء به بنيانهاي اصيل فكري و ايدئولوژيك، معمولاً به شكست انجاميده و يا اينكه استحاله شدند.
اما آنچه كه به حركت بيداري اسلامي در نقطه كانوني آن يعني ايران اسلامي پويايي و پايداري بخشيده و به گسترش آن در ديگر كشورها و به ويژه كشورهاي اسلامي انجاميده است، همانا تأكيد بر «هويت اسلامي» است، چرا كه اين ويژگي به ديگر مؤلفهها جهت و معنا داد و چشمانداز روشني را براي اين حركتها در چارچوب اصول و مباني مكتب الهي و انسانساز اسلام تصوير كرده و به آن جهت و معناي اين جهاني و آن جهاني داده و خواهد داد.
چند ماهي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران «ميشل جانسون» استراتژيست صاحبنام امريكايي در نشريه «ژئوپليتيك» مينويسد: «انقلاب اسلامي در ايران، تجديد حيات دوباره اسلام است. در اين انقلاب هيچ يك از «ايسم»هاي متداول نظير ناسيوناليسم، كاپيتاليسم، كمونيسم و سوسياليسم، كمترين نقشي نداشته است. دنياي غرب بايد درك كند با اسلامي روبه رو است كه قرنها در ميان مسلمانان فراموش شده بود... آيا ميدانيد «الله اكبر» يعني چه، يعني خدا بزرگ است.
اين همان شعار مسلمانان در آغاز ظهور اسلام است و در حالي كه كارتر رئيسجمهور امريكا در زمان پيروزي انقلاب اسلامي، چند ماه پيش اذعان ميكند كه: آنچه امروزه در خاورميانه و شمال آفريقا ميبينم برايم آشناست و آن را در انقلاب ۱۹۷۹ ايران ديدهام». بنيامين نتانياهو رژيم صهيونيستي در چهارم خرداد ۱۳۹۰ در نطقي در كنگره امريكا ميگويد: شش ماه قبل كه پشت همين تريبون ايستاده بودم درباره خطر ايران هستهاي هشدار دادم. اكنون زمان ديگري است.
امروز از تنگه جبير در عربستان تا تنگه جبلالطارق در مراكش تحول و دگرگوني عميقي در حال وقوع است و همه جا به لرزه افتاده است و همه ما همچنان شاهد اين نوسانات هستيم؛ صحنههايي استثنايي در تونس و قاهره، خاطرات برلن و پراگ ۱۹۸۹ ـ بعد از فروپاشي شوروي ـ را زنده نميكند كه اميدوار كننده باشد. اين لرزه ويرانگر يادآور انقلاب ۱۹۷۹ ايران است. بايد قبول كنيم نيروي قدرتمندي وجود دارد كه با الگوي مورد نظر ما براي اداره جهان مخالف است. در رأس اين نيروي قدرتمند، ايران خميني (ره) و خامنهاي قرار دارد.
من هشدار ميدهم كه لولاي تاريخ(history hinge) در حال چرخيدن است. كساني كه ايران و خطر آن را ناديده ميگيرند، سرخود را در شن فرو كردهاند.