
این زمین نه فوتبال و نه زمین هیچ ورزش دیگری بود بلکه زمین اقتصاد و سیاست بود که بازی آن با شرکت سران اتحادیه اروپا در بروکسل انجام میشد. سران اتحادیه اروپا در بروکسل جمع شده بودند تا همانند اجلاسهای مشابه طی ماههای اخیر راهحل عاجلی بر بحران کنونی حوزه یورو بیابند. این بحران با وخیمتر شدن اوضاع اسپانیا و به خصوص بانکهای آن در چند هفته گذشته وضعیت پیچیدهتری پیدا کرد زیرا اسپانیا قدرت چهارم اقتصادی حوزه یورو است و ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی این منطقه را تأمین میکند در حالی که دیگر کشورهای بحرانزده مثل یونان به همراه پرتغال و ایرلند تنها ۶ درصد را تأمین میکنند. این مقایسه ساده نشان میدهد که بحران اقتصادی اسپانیا دیگر مثل یونان یا آن دو کشور نیست و خبر از وضعیت خطرناکی برای حوزه یورو میدهد. گزارشهای مرتبط به شرایط بانکیا، سومین بانک اسپانیا نشان داد که بحران تا چه اندازه این چهارمین قدرت اقتصادی یورو را تهدید میکند و به این جهت بود که تلاش سران اتحادیه اروپا برای مقابله با بحران وارد فاز جدیدی شد.
خوشبینی زودگذر در نیمه ماه مي بود که سهام بانکیا در بورس مادرید متوقف شد. دلیل این توقف در نیاز به کمک مالی این بانک از دولت بالغ بر ۱۵ میلیارد یورو بود. اخبار بعدی وضعیت را به مراتب وخیمتر نشان میداد چرا که خوزه ایگانسیو گویریگولزاری، مدیرعامل جدید بانکیا از نیاز ۱۹ میلیاردی بانکیا خبر داد و حتی برخی از تحلیلها حاکی از نیاز این بانک حدود رقمی بین ۶۰ تا ۲۰۰ میلیارد یورو بود. این ارقام و اعداد در حالی از سوی تحلیلگران اقتصادی بیان میشد که دولت اسپانیا حتی در کمک ۵ میلیارد یورویی به این بانک دچار مشکل بود. روشن بود که کمک مالی به بانکیا و دیگر نهادهای مالی اسپانیا از توان دولت این کشور خارج است و به همین علت بود که مقامات مادرید دست کمک به سوی بروکسل دراز کردند تا اتحادیه اروپا آنان را برای تأمین منابع مالی مورد نیاز بانکهای اسپانیایی یاری کنند. ماریانو راخوی، نخستوزیر اسپانیا در سنای اسپانیا حاضر شد تا برای نخستین بار اوراق قرضه اروپایی را درخواست کند و گفت: «اروپا باید اطمینان دهد یا تصریح کند که یورو یک پروژه برگشتناپذیر است و خطری آن را تهدید نمیکند. از این رو باید از کشورهای درگیر بحران حمایت کند».
درخواست راخوی برای کمک اتحادیه در اجلاس اضطراری وزرای دارایی کشورهای عضو یورو در ۹ ژوئن مطرح شد و در نهایت، آنان با کمک ۱۰۰ میلیارد یورویی به بانکهای اسپانیایی موافقت کردند. با موافقت اتحادیه با این کمک به نظر میرسید که امیدی برای نجات بانکهای اسپانیایی از بحران ایجاد شده و برای مثال، پییر موسکوویسی، وزیر دارایی فرانسه آن را گامی مهم در جهت بازگرداندن اعتماد به سرمایهگذاری بینالمللی دانست. این دست خوشبینی در ابتدای امر از سوی دیگر مقامات اروپایی دیده شد و علاوه بر آنان، امريكا نیز آن را قدمی به سمت اتحاد مالی کشورهای حوزه یورو دانست و تیموتی گیتنر، وزیر خزانهداری امريكا گفت: «این اقدامات برای سلامت اقتصاد اسپانیا مهم هستند و به عنوان گامهایی محکم در مسیر اتحاد مالی که عنصری اساسی برای انعطافپذیری حوزه یورو است، قلمداد میشوند». صندوق بینالمللی پول نیز اعلام کرد که کمک مالی کشورهای حوزه یورو به اندازهای است که اعتماد را به سیستم بانکی اسپانیا بازمیگرداند. با وجود این قبیل اظهارات اما زود معلوم شد که خوشبینی آنان زودگذر است و شاخصهای بورس واقعیت امر را نشان دادند. بازار بورس مادرید بعد از اعلام خبر کمک ۱۰۰ میلیارد یوریی، روز دوشنبه ۱۱ ژوئن را به آرامش گذراند اما روز بعد دوباره سیر نزولی شاخصهای سهام را شروع کرد. بازارهای مالی به این وسیله نشان دادند که چندان توافقی با خوشبینی سیاستمداران ندارند و بهرغم این کمک اتحادیه، جو التهاب بر بازارهای مالی سایه انداخته است.
استقراض و بهرههای آن بازارهای مالی حق داشتند که دل به خوشبینی سیاستمداران نبندند چراکه واقعیت امر چیزی مغایر با خوشبینی آنان را نشان میداد. نکته نخست در میزان نیاز مالی سیستم بانکی اسپانیا به کمکهای اتحادیه است. روزنامه فرانسوی لیبراسیون با توجه به این موضوع بود که در صفحه نخست خود این سؤال را مطرح کرد: نظام بانکی اسپانیا در واقع به چه مقدار نقدینگی نیاز دارد؟ گفته شده که دولت اسپانیا مجبور است حداقل ۶۰ درصد این کمک را به بانکیا اختصاص دهد در حالی که معلوم نیست این کمک تا چه میزان میتواند بانکیا را از بحران نجات دهد تا چه رسد به دیگر نهادهای مالی این کشور که منتظر کمک از دولت هستند. نکته دیگر در اصل اعطای کمک ۱۰۰ میلیارد یورویی به اسپانیا بود که بازارهای مالی نگران پیامدهای آن بودند. مسئله اساسی به افزایش بدهیهای اسپانیا بعد از اعطای این کمک مربوط میشد که رامون زاراته، یک تحلیلگر بازارهای مالی نگرانی بازارهای مالی در این مورد را به این صورت بیان کرد: «بازارهای مالی پی بردهاند که وضعیت اسپانیا و کمک مالی به آن راهحلی برای کوتاهمدت است و بدهی مالی این کشور پس از دریافت کمک از منطقه یورو، بیشتر میشود. مهم نیست این وضع را چگونه بنامیم. کمک مالی در نهایت به معنی بدهی مالی است که نیاز به جبران دارد». روی سخن این تحلیلگر اقتصادی به بازپرداخت کمک اقتصادی اتحادیه به اسپانیاست که خود به مشکل فعلی این کشور دامن میزند و مسئله اصلی در اینجاست که آیا دولت باید بار بدهی بانکها را به دوش بکشد که نتیجه آن هرچه بدهکار شدن دولت خواهد بود؟
تسلیم شدن آلمان تعیین تکلیف در مورد چگونگی کمکهای اتحادیه به اسپانیا و دیگر کشورهای بحرانزده موکول شد به نشست دو روزه سران اتحادیه اروپا در بروکسل. نشست سران اتحادیه اروپا پیش از این هر سه ماه یک بار انجام میشد، اما با شدت گرفتن بحران در حوزه یورو به نشست ماهانه مبدل شد و البته این نشست از مهمترین نشستها در سالهای اخیر دانسته شد. قبل از برگزاری این نشست، هیئتی از سوی اتحادیه به اسپانیا فرستاده شده تا وضعیت بانکهای این کشور را بررسی کند و معلوم بود و این مأموریت نشان داد که وضعیت سیستم بانکی اسپانیا محور اصلی این نشست را تشکیل میدهد. وضعیت مالی ایتالیا علاوه بر سیستم بانکی اسپانیا موضوع مهم دیگر این نشست بود. ایتالیا درگیر بدهیهای بیش از حد توان مالی است و اسپانیا با خطر سقوط بانکهای عمده خود روبهرو است و مسئله نشست این بود که اتحادیه با چه راهحلی میتواند سومین و چهارمین قدرت اقتصادی حوزه یورو را از این خطرات نجات دهد. قبل از برگزاری این نشست بر کسی پوشیده نبود که دو کشور آلمان و فرانسه فرمان هدایت آن را در دست دارند چنان که خاویر دیز خیمنس، کارشناس اقتصاد در اسپانیا در این مورد گفت: «مسئله این نیست که ما حرف کمی برای طرح در نشست داریم، بلکه واقعیت این است که ما امکان طرح هیچ صحبتی را نداریم. روشن است که بحثها و تصمیمها تنها ویژه فرانسه و آلمان خواهد بود که دو صاحب واقعی یورو هستند».
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان مثل گذشته بر سیاست ریاضتی خود و مسئولیت دولتها در قبال بحران موجود اصرار میورزید و در نشست این موضع را به این نحو بیان کرد: «ما به طرحهای موجود وفاداریم: تلاش، تلاش متقابل، پیششرط و کنترل. به همین دلیل فکر میکنم کار مهمی انجام دادهایم، اما به فلسفهمان پایبند ماندهایم. هیچ تلاشی بدون تلاش متقابل انجام نمیشود». این سخن مرکل به معنای آن بود که او کماکان دولتها را جوابگوی کمکهای اتحادیه میداند و علاوه بر این، کمکها را در قالب تسلیم دولتها در برابر سیاستهای ریاضتی میبیند. در مقابل این نگرش مرکل، فرانسه به همراه ایتالیا و اسپانیا فرمول دیگری را مطرح کردند که در نهایت راهحل آنان مورد پذیرش سران حاضر در این نشست شد. فرمول این کشورها در کمک مستقیم نهادهای مالی اروپا به بانکهای بحرانزده بود تا آنکه از یک سو این نهادها بر وضعیت مالی این بانکها توان کنترل داشته باشند و از سوی دیگر، دولتها درگیر بدهی بانکها نشوند و استقراض به طور مستقیم متوجه بانکها باشد. این فرمول باعث نمیشود تا دولتهای بحرانزده در قبال دریافت کمکهای مالی اتحادیه بار بدهی بیشتری را متحمل شوند بلکه بتوانند به دور از عواقب سیاست ریاضتی به بانکها برای رفع مشکلات مالی خود کمک کنند. روشن است که مرکل در مقابل این کشورها مجبور به عقبنشینی شد چراکه با این فرمول و با جداسازی بین بدهیهای دولتها و بدهیهای بانکها، روند کمکهای مالی از سیاست ریاضتی جدا میشود. به این صورت دو تیم آلمان در یک روز و در دو زمین به طور کامل برای یورو بازی کرد اما نتیجه هر دو بازی مساوی شد با شکست. تیم فوتبال شکست خورد تا به فینال جام یورو نرسد و تیم سیاسی- اقتصادی آن نیز تسلیم رقیبان اروپایی شد و از سیاستهای سختگیرانه خود کوتاه آمد و نکته ظریف اینجا است که در هر دو بازی، ایتالیا حداقل یکی از عوامل اصلی شکست آلمان بوده است.