
به گزارش برهان، اما رفتارشناسی دولت امريكا در سالهای اخیر نشان میدهد بار دیگر سیاست تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران از سر گرفته شده و با انتساب یکی از افسران امنیتی متبحر در سمت مسئول میز امور ایران در شورای اطلاعات ملی امريكا، قصد دارد طرح هفت محور پیشنهاد شده از سوی اداره اطلاعات ملی امريكا را اجرایی کند؛ طرحی که بنیان آن بر اساس دکترین عملیات روانی طرحریزی شده و هدف اصلی آن دامن زدن به نارضایتیهای داخلی با هدف فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران از درون است؛ موضوعی که بیارتباط با تحریمهای اعمال شده از سوی غرب برضد ایران نیست، به نحوی که گفته میشود، هدف اصلی از در پیش گرفتن چنین سیاستی، گسترش اعتراضهای داخلی در ایران نسبت به سیاستهای دولت در زمینه فعالیتهای صلحآمیز هستهای است.
جیلیان برنز کیست؟ «جیلیان برنز» سومین مسئول میز ایران در وزارت امور خارجه امريكاست که با عنوان برنز (پس از نيكلاس برنز معاون کاندولیزا رایس و ویلیام برنز معاون هیلاری کلینتون) به این سمت گمارده شده است. اما فارغ از تشابه نام خانوادگی مسئول جدید میز ایران در وزارت خارجه امريكا با دو دیپلمات پیشین این کشور، وی سه تفاوت عمده نسبت به همکاران سلفش دارد:
- جیلیان برنز متخصص عملیات روانی است.
- خانم برنز سابقه عملیاتی در اروپا (انقلاب رنگین لهستان) و ارتباط با اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران در ایام فتنه ۸۸ (مسئول دفتر منطقهای امريكا در امور ایران در دوبی) را در کارنامه خود دارد.
- تجربه برنز در حوزههای امنیتی و اطلاعاتی بر سابقه دیپلماتیک وی میچربد، البته وي از ویژگیهای دیگری نیز برخوردار است، به عنوان مثال او اولین افسر اداره امنیت ملی امريكا (NIC) در امور ایران است که در راستای تشدید فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی به ایران، اخیراً به عنوان مسئول اتاق برنامهریزی سیاست خارجی، از سوی وزارت امور خارجه ایالات متحده معرفی شده است. در ضمن ناگفته نماند که تجربه خانم برنز در یک دهه گذشته نظیر کار خود در دفتر خدمات خارجی وزارت امور خارجه امريكا و مسئولیت میز تحلیل و برنامهریزی سوریه، اردن و لهستان در انتخاب وی به این سمت، بیتأثیر نبوده است.
امیدهای کاخ سفید به برنز
وجود چنین خصیصههایی باعث شده تا بارقه امید مقامهای کاخ سفید به دستاوردهای خانم برنز بیش از همکاران سلفش باشد، چرا که وی را برای نظارت بر حسن اجرای طرح هفت محوری عملیات روانی اداره اطلاعات ملی امريكا که مبتنی است بر:
۱- کاهش درآمد و افزایش هزینههای ایران
۲- آغاز نارضایتیهای نقطهای (با تأکید بر مسائل معیشتی و کارگری)
۳- به انفعال کشاندن دستگاه اجرایی
۴- فعال شدن زیرساختهای جریان فتنه در جهت گسترش نارضایتی اقتصادی
۵- فراگیر نشان دادن فساد اقتصادی
۶- بالا گرفتن اختلافها، درون خانواده نظام
۷- بینتیجه گذاشتن مذاکرههای هستهای
انتخاب كردهاند. آنان به خوبی میدانند که آخرین حربه غرب در مواجهه با جمهوری اسلامی بحث تحریمهای اقتصادی گسترده بهخصوص در حوزه نفت و بانک است. چنانچه این پروژه نیز با شکست مواجه شود، غرب باید یکی از دو گزینه تسلیم در برابر ایران یا ورود به مرحله خطرناک و پرهزینه نظامی را انتخاب کند که در شرایط فعلی به نظر نمیرسد هیچکدام از آنها قابلیت اجرایی شدن را داشته باشند، از این رو تمام وجه همت خود را بر تحقق اهداف تحریمها متمرکز نمودهاند و برای نیل به آن، حساب ویژهای روی مدیریت و توان اثرگذاری بر افکار عمومی ایران باز کردهاند چرا که راز موفقیت و ثمربخشی تحریمها، تشدید نارضایتیهای داخلی در ایران است؛ موضوعی که در مقوله قدرت نرم و قالبوارههای عملیات روانی قابل پیگیری و تحقق است و جیلیان برنز بیش از هر گزینه دیگری میتواند برای طرحریزی و اجرای چنین مأموریتی، شایستگی داشته باشد.
ردپای جین شارپ در تحریمهای نفتی
نام «جین شارپ» برای مردم ایران نامی آشناست؛ مردی که بسیاری معتقدند نظرهای وی، زیرساخت تئوریک انقلابهای رنگین اروپای شرقی و ناآرامیهای سال ۸۸ ایران است. وی در آخرین اثر خود که در ماه ژوئن ۲۰۰۵ ميلادي با عنوان «کاربرد کنش بیخشونتی: تمرین قرن بیستم و پتانسیل آن در قرن بیست و یک» منتشر شد، مثالهایی برای طرحریزی و اجرای برنامههای براندازانه به کار برده که به نظر میرسد با توجه به تخصص خانم برنز در زمینه عملیات روانی میتواند در سبد سیاستی وی در خصوص برخورد با ایران مورد استفاده قرار بگیرد.
تجربه حضور برنز در دو بی و اجرای پروژه (EXCHANGE) «تبادل افراد و گروهها» در زمان حضور برنز در دفتر امور ایرانیان در دوبی، ایده جدیدی تحت عنوان پروژه (EXCHANGE) «تبادل افراد و گروهها» اجرایی شد که در چارچوب آن اعزام افراد و گروهها به امريكا با صرف هزینههای گزاف از راه پایگاههای ایجاد شده برضد ایران (دوبي، استانبول، باکو، لندن و فرانکفورت) با محوریت دوبي صورت میگرفت.
از جمله اهداف این طرح، آموزش خبرنگاران با هدف جمعآوری اطلاعات، ایجاد وبسایتو آموزش درباره نحوه برگزاری انتخابات، اعزام هنرمندان و مشاغل حرفهای با هدف کادرسازی و ارائه کمک به سازمانهای غیردولتی برای اجرای پروژه براندازی نرم در ایران بوده است. این ایده منحصر به فرد که در پی تأسیس دفتر امور ایران در دوبي (مستقر در کنسولگری امريكا) از سوی وزارت امور خارجه این کشور که مشابه پایگاه «ریگا» در لتونی در زمان جنگ سرد بود، باعث گردید تا جیلیان برنز به عنوان کارشناس عملیات روانی بتواند از راه این دفتر فعالیتهایی درباره جذب نخبگان ایرانی و تأثیرگذاری براندیشهها و برداشتهای آنان به منظور ترغیب آنها به اقدام برضد منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار خود قرار دهد.
برنز و ضربه سهمگین دستگاه امنیتی ایران برآوردهای وزارت امور خارجه و نحوه ترقی شغلی برنز حکایت از رضایت دولتمردان امريكا از وی در دوران حضورش در دفتر دوبي دارد چرا که به اعتقاد مقامهای کاخ سفید، آنچه باعث شده تلاشهای جیلیان برنز در منطقه به نتیجه نرسد، اشراف اطلاعاتی – امنیتی ایران بر تحرکات عناصر امنیتی غرب در منطقه بوده است، به عبارت دیگر برنز در حالی که از پوشش مؤسسههایی نظیر «مریدین، صلح، آسپن و...» برای اجرای موفق پروژه (EXCHANGE) استفاده میکرد، نتوانسته بود از تور اطلاعاتی وزارت اطلاعات ایران بگریزد و در نتیجه ضربه اطلاعاتی – امنیتی وزارت اطلاعات ایران به عناصر این شبکه در داخل و خارج از کشور در سال ۸۷، پروژه را با شکست مواجه کرده بود. این تجربه زورآزمایی با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ایران باعث شده تا در دور جدید عملیات روانی امريكا برضد ایران که همزمان شده با اعمال تحریمهای نفتی و بانکی، جیلیان برنز این بار در نقطهای دورتر از جغرافیای سرزمینی ایران اما اثرگذارتر از دفتر دوبي به طرحریزی عملیات روانی برضد جمهوری اسلامی ایران بپردازد.
«بیبیسی» بازوی عملیاتی برنز
در تحلیل محورهای هفتگانه اداره اطلاعات ملی امريكا برای تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران که بناست تا «انتهای تابستان» امسال ادامه پیدا کند، میتوان به وضوح، الهامگیری این طرح از آموزههای جین شارپ را مشاهده کرد و تأثیرات حضور جیلیان برنز در اتاق فکر وزارت امور خارجه امريكا را در پیادهسازی طرحهای عملیات روانی برضد ایران به منظور بزرگنمایی اثرات تحریمهای نفتی و بانکی غرب، ملاحظه نمود. بر این اساس برنز با همکاری بخش فارسی شبکه «بی.بیسی» برنامه مفصلی را برای القای ناآرامیهای اجتماعی و اقتصادی به بهانه تحریمهای نفتی و بانکی تعبیه کرده که بخشی از آن در ادامه مورد اشاره قرار گرفته است:
الف) بر اساس بند دوم محورهای هفتگانه (آغاز نارضایتیهای نقطهای)، دامن زدن به نارضایتیهای داخلی در حوزه معیشتی به عنوان راهکاری اثرگذار بر مواضع ایران اعلام شده و به همین منظور به برخی از رابطهای جریان فتنه مأموریت داده شده تا روی موضوع بحرانهای کارگری و وضع معیشتی مردم تمرکز کنند.
ب) در بند سوم این طرح به انفعال کشاندن دستگاه اجرایی با هدف القای انفعال و در ادامه، مطالبه برای تغییر راهبردهای سیاست خارجی بهویژه در بحث هستهای آن هم از درون دولت مورد توجه است.
ج) در بند چهارم طرح یاد شده: «فعال شدن زیرساختهای جریان فتنه در جهت گسترش نارضایتی اقتصادی» توصیه شده و در بند ۵ به نظریه جین شارپ در خصوص تصویرسازی منفی از حاکمیت تحت عنوان «فراگیر نشان دادن فساد اقتصادی» پرداخته شده است.
د) در بند پنجم بالا گرفتن اختلافهای درون نظام، ششمین توصیه راهبردی اداره اطلاعات ملی امريكا به دولتمردان این کشور در مقابله با ایران است که میتواند به سرخوردگی و گسترش یأس در جامعه منجر شود.
هـ ) بینتیجه گذاشتن مذاکرههای هستهای نیز آخرین گام این راهبرد است. بر اساس این رویکرد تأثیر بینتیجه ماندن مذاکرهها در فضای داخلی ایران بهویژه بخشهای اقتصادی شوکهای پی در پی وارد میکند و امکان مدیریت فضا را از نظام میگیرد.
«بیبیسی» در گزارش خود در خصوص گرانیهای اخیر ایران همین موضوع را بهانه قرار داده و مینویسد: «یکی از دلایل عمده افزایش قیمت کنجاله علاوه بر مشکلات ناشی از نقل و انتقال پول، به نوسانات قیمت ارز به ویژه دلار در ایران مربوط میشود که بعد از مذاکرههای بینتیجه مسکو در مورد برنامه جنجالبرانگیز اتمی ایران روند صعودی به خود گرفت.» این شبکه خبری در یادداشتی با عنوان «بگذارید اقتصاد راه خود را برود» از پیگیری نتایج مذاکرهها توسط مردم ایران خبر داده و مینویسد: «مردم قبل و بعد از مذاکرههای هستهای، در انتظار نتیجه آن بودهاند و از نزدیک خبرها را دنبال کردهاند... اما مهمترین عوامل اثرگذار بر گرانیهای اخیر و آشفتگی بازارهای ارز، سکه و طلا را باید تشدید تحریمها و مذاکرههای هستهای دانست.»
نتیجهگیری واقعیتهای سیاسی ایران نشان میدهد پیادهسازی طرحهای مربوط به عملیات روانی در ایران با موانع گستردهای مواجه است، به طوری که برنامهریزیهای صورت گرفته دشمنان انقلاب در خصوص فتنه ۸۸ که موضوعی سیاسی و داخلی بود، نتوانست خللی در اراده راسخ ملت ایران ایجاد کند، چه رسد به مسئلهای نظیر پرونده هستهای که مقولهای ملی و خدشهناپذیر برای مردم ایران است.