کد خبر: 476152
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
ترجمه: ‌آيدا دانشمند
دالاس دارلينگ، كارشناس مسائل سياسي: زمانی شاعر و نویسنده اسرائیلی، نوئامی شهاب نای (Noami Shihab Nye) در شعر خود نوشت: «درست همین حالا و در همین لحظه دیوانگی، مردی در باران از خیابان می‌گذرد، او به آرامی قدم برمی‏دارد، و دو بار به شمال و جنوب خیابان نگاه می‌کند چراکه پسرش بر دوشش خوابیده است». این شعر استعاره‏ای است برای جبهه مقاومت که در آن سربازی اسرائیلی را توصیف می‏کند که نپذیرفته در مناطق فلسطینی خدمت کند. او اعتصاب غذا را در یکی از زندان‌های نظامی به پاسبانی دادن در فلسطین ترجیح داده است. این اعتصاب غذا برای نشان دادن اتحاد او با ۱۵۰۰ بازداشتی فلسطینی است که ناعادلانه زندانی شده‏اند و آنها نیز اعتصاب غذا کرده‏اند. 

نای ادامه می‏دهد «این مرد حساس‏ترین محموله دنیا را به دوش می‏کشد، اما او نشانی ندارد، هیچ جای لباس او نوشته نشده شکستنی است؛ با احتیاط حمل شود». این اتفاق بی‏نشان که از دید جهانیان پنهان است و جوامع حاکم آن را نادیده می‏گیرند، نماد یک صحنه حساس و شکننده اما قدرتمند است. این درگیری و کشمکش ناآشکار بر سر سلطه‌طلبی خشونت بار یا بر سر مهربانی و اتحاد و بخشش انقلابی است. عمل او مهم‌تر از «آتش سلاح‏های کوچک» درگیر در جنگ‌های میان طبقات است، جنگ‌هایی که در آنها جنگ‌افزارها و سلاح‌ها حضور دارند. کار او کاری مهم است و حتی برای بقای امید و زندگی ضرورت دارد. 

«گوش او را صدای نفسی پر می‌کند، ‌او صدای رؤیای پسرک را درون خود می‌شنود: ‌در جهان نمی‏توانیم زندگی کنیم، اگر که مشتاق نباشیم هرچه را او با دیگران می‌کند، انجام دهیم.» یانیو مازور، این سرباز اسرائیلی نپذیرفت که در فلسطین اشغالی پاسبانی دهد و این عمل او برای نشان دادن مخمصه‏ای نبود که در آن گرفتار شده بود بلکه برای تأکید بر بی‌عدالتی‏هایی بود که بر فلسطینی‌ها تحمیل شده است. این سرباز صدای نفس کشیدن فلسطینی‏ها را می‌شنود. او نیز رؤیای سرزمین و زمانی را دارد که هنوز دیواری نبود، بازرسی‏های نظامی نبود، بازداشت‌های اشتباه و بمباران‌های هوایی مرگبار نبودند و هنوز خانه‌ها و باغ‌ها ویران نشده بودند. او نیز رؤیای بزرگداشت روز نکبت را در سر دارد. 

عنوان شعر نای«شانه‌ها» است. مانند اعتصاب غذای فلسطینی‏ها و این سرباز اسرائیلی، تا چه اندازه شانه‏های سایر اسرائیلی‏ها و فلسطینی‏ها، انقلابی و مهربان و قدرتمندند؟ آیا آنها نیز شکنندگی یکدیگر و اهمیت اداره زندگی را درک می‏کنند و آن را با احتیاط حمل می‌کنند؟ شانه‏های خود ما تا چه اندازه غیرنظامی و دور از نفرت و سلطه‌طلبی هستند؟ 

آیا این جاده پهن خواهد ماند و این باران هرگز قطع نخواهد شد؟ برای آنکه در دنیایی پر از صلح و عدالت زندگی کنیم باید یاد بگیریم که یکدیگر را روی شانه‌هایمان به دوش بکشیم، همانطور که این سرباز اسرائیلی و زندانیان فلسطینی با اعتصاب غذای خود این کار را کردند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار