
اين موضوع نه در سطح يك ادعا، بلكه واقعيتي است كه با مرور وقايع تيرماه سال ۷۸ و در كنار هم قرار دادن قطعات پازل اين واقعه در كنار حوادث تلخ پس ازانتخابات سال ۸۸ ميتوان اين ادعا را اثبات كرد.
ماجرا از وقتي آغاز شد كه نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي در سناريويي كاملاً برنامهريزي شده خواستار اجراي فوري پروژه انفجار از درون ساختار حكومتي ايران شد و در اين باره تأكيد كرد كه «بايد با ايران كاري كرد تا همان اتفاقي كه در شوروي سابق صورت گرفت، پيش آيد و آن هم انفجار از درون بود.» اين طرح در حالي از سوي نتانياهو فرمان اجرا دريافت ميكرد كه دو سال قبلتر از آن، اصلاحطلبان توانسته بودند سكان هدايت قوه مجريه كشور را به دست بگيرند؛ اصلاحطلباني كه خواستار ايجاد تغييرهاي بنيادين در داخل كشور شده بودند و همين خواست آنان كافي بود كه غربيها روي خوش به آنها نشان دهند.
نكتهاي كوچك براي جلوگيري از اشتباهي بزرگ البته در اين ميان شايد اشتباه بزرگ آنجا باشد كه گمان كنيم اصلاحطلبان به صورت مستقيم در پي اجراي طرح انفجار از درون نتانياهو بودند؛ موضوعي كه ميتواند خود باعث تطهير اصلاحطلبان در ماجراي ۱۸ تير باشد. واقعيت امر آن است كه در آن دوره، احساسات ضدصهيونيستي در كشور در اوج خود بود و افشاي حركت يك جريان سياسي در مسير اين رژيم ميتوانست تبعات سنگيني براي آن جريان داشته باشد، به خصوص آنكه در داخل اصلاحطلبان نيز هنوز نفراتي حضور داشتند كه رژيم صهيونيستي را دشمن شماره يك كشور ميدانستند.
بنابراين برقراري هرگونه ارتباط ميان اين جريان و رژيم صهيونيستي عملاً نه تنها صرفه سياسي نداشت، بلكه ميتوانست خطرات زيادي نيز داشته باشد كه ممكن بود اين طرح را خنثي كند. اما در ديگر سو، علاقه شديد جريان تجديدنظرطلب به كشورهاي غربي و تلاش زايدالوصف آنها براي ارتباطگيري با اين كشورها ميتوانست مشكلات بر سر راه اين طرح را برطرف كند، بنابراين طرح اسرائيلي انفجار از درون توسط غربيها در ايران كليد خورد.
شباهتهاي فتنه ۷۸ و ۸۸ نكته ديگري كه شايد بتواند سناريوي ارتباط فتنه ۷۸ با فتنه ۸۸ را اثبات كند، شباهتهاي بيشمار اين دو طرح در مراحل اجراست. بزرگترين شباهت در ميان اين دو واقعه شكلگيري جريانات از مجراي قانونشكني است. غائله ۱۸ تير ۷۸ زماني شكل گرفت كه مجلس پنجم، به دنبال تغيير قانون مطبوعات بود. همين موضوع كافي بود كه رسانههاي زنجيرهاي جريان اصلاحطلب اين بررسي ساده درون مجلس را به چالشي براي نظام تبديل كنند. ماجراي حوادث تلخ پس از انتخابات دهم رياست جمهوري كه همگان به خوبي از آن اطلاع دارند هم بر اساس ادعاي تقلب در روند قانوني انتخابات شكل گرفت.
نكته دوم در اين ميان هدايت هر دو غائله از بيرون كشور بود كه نقش سرويسهاي جاسوسي بيگانه را بيش از پيش تقويت ميكند.
نكته سوم نيز هدف قرار دادن اصل نظام در هر دو ماجرا است.
نكته چهارم، حضور و فعاليت سنگين برخي از خواص در هر دو واقعه است.
بنابراين در بازخواني حوادث و فتنه انگيزيهاي دشمنان و جريانات معاند، اين واقعيت به خوبي مشخص است كه دشمنان براي تحقق اهداف خود برنامه بلند مدت دارند و بسيار با صبر و حوصله به دنبال تحقق اهداف خود هستند، همچنين در اين مدت به دنبال كادرسازي نيز بودهاند، به نحوي كه پس از وقايع سال ۷۸، شاهد اين موضوع بوديم كه نيروهاي اين جريان بسيار گستردهتر و وسيعتر نسبت به سال ۷۸ دست به سازماندهي وقايع زدند.
ولايت پذيري، عامل دفع تهديدات در اين ميان نكته قابل ذكر نقش بيبديل ولايت فقيه در دفع اين دو تهديد بزرگ است. رهبر معظم انقلاب در هر دو واقعه كوشيدند كه با شفافسازي عرصه و ارائه هشدارها براي آگاهيبخشي ملت به ويژه نخبگان و خواص، كشتي نظام را از توفاني كه در آن گرفتار شده است، نجات دهند. از اين رو، ضرورت ولايتپذيري مسئولان و ولايتمداري آحاد جامعه از جمله ضروريات اجتناب ناپذيري است كه لازمه عنصر بصيرت و بيداري در هر برهه از زمان بوده و به عنوان رويكردي كاربردي در دفع هرگونه تهديد و فتنه و مهمتر از همه در فضاي حركت جريانهاي انحرافي مثمرثمر است و وحدت و نشاط ملي را نيز به ارمغان خواهد آورد.
بيشك موفقيت كشور در مهار فتنه ۷۸ و ۸۸ به معناي پايان دسيسهچيني دشمنان عليه نظام نيست و در آينده چهبسا شاهد طراحي فتنههاي پيچيدهتر نسبت به آنچه كشور طي اين دو واقعه تجربه كرد، باشيم. بنابراين لزوم تنظيم حركت خود با مسير تعيينشده توسط وليفقيه ميتواند در اين زمينه كمك كننده باشد. به تعبير مقام معظم رهبري، شكست دشمن در برنامهريزيهاي بلندمدت به معناي تمام شدن تهديد از سوي دشمن نيست و ضرورت تبعيت از ولايت فقيه به عنوان رمزگشاي مشكلات ميتواند بقاي انقلاب اسلامي را تضمين كند. واقعيتي كه معمار كبير انقلاب با دورانديشي الهي خويش بر آن تأكيد داشتهاند و در اين باره فرمودند كه «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيب نرسد.»