
وي پس از اخذ مدرك كارشناسي ارشد، به تدريس در دانشكدهها و مراكز مختلف فرهنگي-هنري اهتمام داشته است. استاد بهرامي در طول حيات كاري خود بيشترين تأثير را از استاداني چون جليل ضياءپور، جواد حميدي، كريمخان زند، مهدي حسيني و محمد ابراهيم جعفري گرفته است و در امر طراحي خود را مديون استاد معتبر ميداند.
تأليف و ترجمه چندين كتاب در حوزه طراحي و نقاشي در كارنامه اين هنرمند پركار مشاهده ميشود. هر سال دو بار نمايشگاهي از كارهاي وي برپا ميشود. نمايشگاهي با عنوان «دلتنگي» كه اكنون در گالري ساربان جريان دارد، اولين نمايشگاه امسال وي ميباشد؛ نمايشگاهي كه منحصراً با تابلوهايي از حيوانات برپا شده است. دانستنيهاي بيشتر راجع به فضا و چارچوب كار اين هنرمند را در ادامه اين نوشتار بخوانيد.
هر بازديدكنندهاي به مجرد ورود به نمايشگاه و رصد تابلوها به علاقه عميق شما به دنياي حيوانات پي ميبرد. در ابتدا از چگونگي اين علاقهمندي و كار روي حيوانات بفرماييد.
در خصوص كار با موضوع دنياي حيوانات بايد بگويم كه من از سال ۱۳۵۷ به صورت پيوسته دارم روي فرمها و دنياي حيوانات تحقيق و مطالعه ميكنم كه نقاشي با موضوع حيوانات هم بخشي از اين تحقيق است و تقريباً اين روند كار به صورت پيوسته و بدون وقفه تا امروز پيش رفته و ميرود و در مجموع عاشق دنياي حيوانات هستم.
چه شاخصه يا شاخصههايي از حيوانات و دنياي آنها شما را تا به اين حد شيفته و مجذوب خود نموده است؟
كمال زيبايي كه در وجود حيوانات مثل اندام آنها ميبينم دليل خوبي بر اين شيدايي و شيفتگي است و اين زيبايي به هيچ عنوان تمامي ندارد. اتفاقاً نمايشگاهي كه «دلتنگي» نام دارد، دقيقاً اشاره به زيبايي دنياي حيوانات دارد، يعني دلتنگي انسان سرگشته امروز كه زماني زندگي او در كنار حيوانات معنا ميشد اما امروزه از وجود آنها در زندگي مدرن خود اثري نميبيند، از همين رو بايد گفت كه جوانان امروزي از شنيدن صداي خروس در صبح زود محروم هستند؛ زيباترين صدايي كه كودك و نوجوان ما از شنيدن اين صدا محروم است يا ديدن فرمهاي زيبا و بينقصي كه در اندام آهو و در تكامل خلقت اسب ميبينيم، نسل امروز كمتر آنها را ميبيند و پيشينه ذهني در مورد آنها دارد.
به استناد صحبت خودتان كه گفتيد از سال ۵۷ منحصراً روي فرمهاي حيواني كار ميكنيد و از آنجايي كه بخش مهمي از اين شيوه كار بايد به صورت زنده و در عالم واقع روي حيوانات صورت بگيرد و با اشارهاي كه به محروميتها و محدوديتهاي زندگي امروزي داشتيد، بفرماييد اين نياز را در اين دنياي محدود چگونه برآورده ميكنيد؟
براي اين كار تا جايي كه امكانات اجازه دهد از طبيعت و عالم واقعي حيوانات استفاده ميكنم، مثلاً گاهي براي كار به اصطبل اسبها ميروم يا بيشتر اوقات با ابزار و وسايل به روستاها ميروم و از مرغ و خروسها و اتمسفر و فضايي كه در آنجا حاكم است و براي نقاشي و در مجموع كار هنري فوقالعاده مناسب است، استفاده ميكنم و به رغم استفاده از لوازم مدرن در نقاشي سعي ميكنم تا جايي كه امكان داشته باشد حال و هواي ايراني خودمان در آن جاري و ساري باشد و به موازات كار زنده روي حيوانات گاهي هم به ناچار براي پيشبرد كارهايم از عكس و فيلم هم استفاده ميكنم.
در اين نمايشگاه تركيبي از چند حيوان مثل خروس، گوزن و اسب ديده ميشود. با اين وجود بفرماييد كار روي حيوانات به اين چند حيوان محدود ميشود يا حيوانات ديگري هم سوژه كار شما قرار گرفتهاند؟
كار من تنها به طراحي و نقاشي از اين حيوانات محدود نميشود و روي حيوانات ديگري هم كار كردهام، اما براي اين نمايشگاه بيشتر ترجيح دادم از چند حيواني كه اشاره كرديد استفاده كنم، براي مثال الان روي دو حيوان اهلي مثل قوچ و بز كار ميكنم و كار روي اين دو حيوان كه ردپايشان در فرهنگ بسيار غني و اصيل ايرانيمان وجود دارد را براي نمايشگاه بعدي آماده ميكنم، در مجموع نخواستم در اين نمايشگاه كاربردي حيوانات به صورت پراكنده بيايد و بخشي از كارهاي مطالعاتياي كه روي اين دو سه حيوان انجام گرفته را براي اين نمايشگاه انتخاب كردم.
در يكي از تابلوهايي كه به آن اشاره كرديم جنگ خروسها را به تصوير كشيدهايد؛ سوژهاي كه در اين روزگار كمتر كسي و تقريباً هيچ كس دنبال آن نميرود، با اين همه توضيح دهيد كه چگونه روي اين موضوع كار كرديد و چرا در عالم لطيف و ظريف ماكيان سراغ جنگ خروسها رفتهايد؟
براي اين كار باز جنگ خروسها را به صورت زنده ديدم و تحرك و حركتي كه در رفتار اين حيوانات وجود دارد براي من خيلي جالب و جذاب بود. درواقع من در اين تابلويي كه به آن اشاره كرديد در همشدن و تداخل رنگها را در جنگ خروسها ميديدم و تمام تلاشم اين بود كه آن چرخش و پيچش و حركتي كه اين حيوانها دارند را روي بوم بياورم، براي همين بايد بگويم نگاهي كه به طبيعت حيوانها دارم و ميخواستم آن را انتقال دهم اين بود كه ممكن است حيوانها جنگ كنند و به جان هم بيفتند اما پيش نميآيد كه همديگر را بكشند و برخلاف آدمها هدفشان از اين جنگ و دعوا اين است كه ميخواهند جايگاه و مرز خودشان را تعريف و تعيين كنند. درست برعكس آدمهايي كه همديگر را به خاطر هيچ و پوچ تكه و پاره ميكنند، براي همين ممكن است به اقتضاي طبيعتشان جنگ و دعوا هم بكنند يا يك حيوان، حيوان ديگر را شكار كند اما به هيچ عنوان از سر تعمد يك حيوان همجنس خودش را نميكشد.