مجلس نهم قرار است چگونه مجلسي باشد؟شما گفتيد كه بايد مجلسي زنده و سالم باشد؟آيا مجالس گذشته زنده وسالم نبوده كه انتظار داريم اين مجلس سالم و زنده باشد؟ اينكه بگويم مجلس نهم بايد زنده باشد منظور اين نيست كه مجلس هشتم زنده نبوده، بلكه مجلس هشتم نيز در نوع خودش اقدامات خوب و گستردهاي داشت در عين حال اينكه ميتوانست در بعد نظارتي خود بسيار قويتر از آنچه در حيطه كاري وي بود، عمل كند و بالطبع ذكر اين نكته براي جلوگيري از شائبهها ضروري به نظر ميآيد. با اين تفسير بايد گفت كه همه مجالس كشور ايران عزيز، بايد زنده و پويا باشند و آرمانهاي انقلاب و منويات رهبري به خصوص وصاياي حضرت امام (ره) را دنبال كنند.
مجلس چگونه زندهتر و پوياتر ميشود؟
مجلس به فرموده حضرت امام (ره) در رأس امور قرار دارد و عصاره فضائل ملت ايران است. در واقع نخبگاني كه وارد مجلسي ميشوند، زندهبودن و پويايي آن مجلس و اقدامات و فعاليتهاي ارزشمند مجلسيان به كميسيونهاي تخصصي آنها باز ميگردد.
مجلس نهم با برخي بحثهاي فرعي آغاز شد و برخي نمايندگان جهتگيريهايي به ويژه در خصوص رياست مجلس و حمايت از افراد و سپس كميسيونهاي تخصصي داشتند و اين امر شايد خاطره خوبي درخصوص مجلس نهم ايجاد نكرد، درخصوص كميسيونها برخي از افراد از اين تعبير استفاده كردند كه وقتي مجلس هشتم شرط مدرك را براي نمايندگان قرار داد بايد منتظر ايجاد چنين تبعاتي هم ميبوديم.
نگاه بيش ازحد سياسي داشتن به برخي از مسائل شرايط چندان خوشي را در مجالس ايجاد نميكند، نظر شما چيست ؟ من موافق اين نظر نيستم زيرا به هر حال، يكي از مسائلي كه به پويايي مجلس باز ميگردد و بعد دموكراسي كشور را نيز نشان ميدهد، تلاشهاي نمايندگان براي رسيدن به اهدافشان است. اينكه فردي براي رياست يا حتي براي كميسيونها كانديدا شود مربوط به تشخيص وي است و بر اين اساس احساس ميكند كه در اين پست ميتواند اداي دين و وظيفه كند، اما اگر رايزني نكرده و اقبال كمتري در بين نمايندگان داشته باشد، اين يك موضوع ديگري است. اما طبيعتاً آنچه به مجلس نهم مربوط ميشد، برعكس مجلس هشتم اين بود كه به صورت خود به خود اين مسئله ذهن همه امثال ما را فرا گرفته بود كه مجلس بايد شاهد يك تحول اساسي باشد و به گونهاي بيرمق يا مجلسي بدون استقلال واقعي محسوب نشود.
منظورتان چيست؟ آن حرفهايي كه در مجلس هفتم و دولت نهم مطرح بود مبني بر اينكه مجلس در اختيار دولت است يا مجلس اصولگرا، دولت اصولگرا در مورد مجلس نهم وجود نداشته باشد زيرا شائبههايي از اين دست وجود داشت. شايد به همين دليل نيز ما خود به خود به سمت انتخاب آقاي لاريجاني رفتيم. البته ذكر اين نكته هم مهم است كه آقاي لاريجاني درهرچهار سال بدون رقيب بالاترين رأي را ميآورد ولي در مجلس نهم اين موضوع نبود و ايشان ميتوانست دركنار خود دو يا سه نفر ديگر رابه عنوان رقيب ببيند كه بالاخره مدعي بودند و شايد ادعاي رياست مجلس را نيز داشتند. به طور مثال آقاي حدادعادل كه بر اساس برنامه خود، احساس وظيفه و دين كرد و كانديدا شد و بخشي از مجلس نهم نيز به ايشان اقبال نشان دادند ولي به گونهاي نبود كه بتواند رأي رياست را جمع كند. به نظر من اين از ويژگيهاي خوب اين مجلس است و بازتاب عكسالعمل اين موضوع در خارج از كشور بسيار مثبت تلقي ميشود و بنابراين نميتوان گفت كه اين افراد نبايد كانديدا ميشدند يا فقط بايد آقاي لاريجاني مطرح ميشد. اما در مورد كميسيونها من فكر ميكنم بايد رقابت وجود داشته باشد.
يكسري مسائلي كه مطرح شد و اينكه فردي با دوستان دوره قبل از خود نيز رفت و آمد داشته يا سوري نيز داده، دليل بر اينكه بخواهيم وي و مجلس نهم را از اين بُعد رسانهاي كنيم و آبروي فردي را بيجهت ببريم اصولاً درست نيست. مقام معظم رهبري نيز بر اين امر تأكيد داشتند و نكاتي را در ديدار مجلس نهم بيان كردند كه نكاتي بسيار مهم، كليدي و اساسي بود، همچنان كه در هر دورهاي اين نكات را به فراخورآن دوره بيان داشتهاند. بنابراين من فكر ميكنم كه رقابتها فقط رقابت بود و دستاورد بدي هم نداشت. افراد مشتاق در هر كميسيون به تناسب وارد شدند. به طور مثال در كنار اشتياق برخي از افراد به حضور در يك كميسيون خاص و در هيئترئيسه آن، من دوست داشتم كه سردار كوثري در هيئت رئيسه كميسيون امنيت ملي قرارگيرد ولي خود وي كانديدا نشد. بخشي از اين مسائل به رويكرد افراد بستگي دارد، بخشي از آن به شرايط خصوصي خود افراد مربوط ميشود و بخشي از آن به شرايط افراد در كميسيون مرتبط است كه مثلاً من كه ميخواهم كانديدا شوم يك لابيگريها و تلاشهايي را انجام ميدهم، براساس آن تلاشهاست كه ميتوانم نايب رئيس اول يا دوم يا سخنگو باشم.
اين نوع نگاه به خدمت در مجلس به نظر شما براي مجلس كه داعيه اصولگرايي دارد، منفي نيست؟ اين تغييرات به نظر من پيش از اينكه يك امتياز منفي به حساب بيايد، بايد مثبت بايد تلقي شود و نبايد از زاويه ديگري به آن نگاه كرد.
تفاوت اصولگرايان رهروان ولايت، رهپويان و جبهه پايداري در حال حاضر دقيقاً در چه چيزي است؟ برخي معتقدند كه اين گروه يك جبهه واحد را تشكيل نميدهند و هركدام اصرار براين امر دارند كه فراكسيون جداگانهاي تشكيل دهند. كاركرد اين فراكسيونهاي مجزا از يكديگر قرار است چه فعاليتي باشد كه با يكديگر نميتوانند كار انجام دهند؟
تجربه مجلس هشتم براي فراكسيونها، تجربه مهمي بود.
منظورتان چه نوع تجربهاي است؟
اينكه بتوان گفت به صورت متمركز بر فراكسيون اصولگرايان تمركز كنند و اجازه ندهند فراكسيونهاي ديگري به ميدان بيايند تا شرايط به گونهاي رغم نخورد كه آن فراكسيون اصلي تحتالشعاع قرار گيرد و برآيند و انتظارخوبي از فراكسيون اصلي ايجاد شود. من معتقدم كه دردرجه اول بايد به فراكسيون اصلي مجلس با مسئوليت مستقل ويك كاركرد مشخص، مناسب و فراگير و فراتر ازسايرين نگاه كرد تا مسائل به گونهاي تنظيم ودنبال شود كه فراكسيون مجلس نهم بين فراكسيون اصولگراها قويتر و كارآمدتر از ساير فراكسيونهاي گذشته باشد.
فكر ميكنيد اگر قرار باشد كه هر يك از شاخههاي اصولگرايي به اذعان خودشان فراكسيون مستقلي تشكيل دهند، در انتخاب آقاي لاريجاني نكات جالبي مشاهده شد مانند اينكه برخي از نمايندگاني كه براي رسيدن آقاي لاريجاني به اين سمت تلاش ميكردند از طيف فكري رهپويان و رهروان نبودند وحتي قبل از شروع فعاليت براي كارهاي انتخاباتي رياست مجلس، نفر مقابل ايشان را براي رياست شايستهتر ميدانستند.
با توجه به موارد ذكر شده، استقبال نمايندگان از اين سه فراكسيون به چه صورت خواهد بود؟
من تصورم اين است كه نمايندگان مجلس هشتم كه در مجلس نهم باقي ماندند اين تجربه را به بهترين شكل لمس كردند و اين موضوع را به افرادي كه جديد آمدهاند نيز منتقل خواهند كرد. آقايان لاريجاني و حداد عادل قطعا در خصوص اين موضوع نظر روشني داشتهاند و بر اساس اين مطلب، كه شما فرموديد گروهي نظرشان به صورت ديگري بوده و در مجلس نهم به گونه ديگري عمل كردهاند، بسياري مسائل دست به دست هم دادند و همبستگي داشته و دارد. اين سخن حقي است و طبيعي بود كه لابيها خيلي قوي عمل كردند. به هرحال هيئترئيسه قبلي، نمايندگان موافق اين موضوع و حتي كارمندان مجلس نيز با نمايندگان بر سر انتخاب رئيس مجلس صحبت ميكردند.
علت هم اين بود كه آنها رؤساي مجالس مختلف را ديده بودند و بر اساس آن تجربه مسائل خود را مطرح ميكردند و من فكر ميكنم انتخاب رياست يكي از ويژگيهاي خاص و منحصر به فرد مجلس نهم بود و ميتوان از لحاظ بررسي ويژگيهاي جامعه شناسي دنياي غرب، آن را بهترين نوع نمايش دموكراسي ارزيابي كرد. بديهي است كه بعد از رقابت، رفاقت بين آقاي عادل و لاريجاني همچنان وجود خواهد داشت و به خوبي و روشني خود را نشان ميدهد. ما انتخابات رياست جمهوري را در سال آينده در پيش داريم.
مؤتلفه نيز رسماً اعلام كردهاند كه فعاليت براي انتخابات را آغاز كردهاند. بله حزب مؤتلفه اسلامي در مجلس فعال بود و فراكسيون فعالي را نيز داشت. مقام معظم رهبري در استان كرمانشاه بحثي را در خصوص احزاب مطرح كردند و فرمودند در آينده بايد تغييرات ساختاري در نظام رياستي به پارلماني انجام شود و طبيعي بود كه اين هم رويكردي جدي است كه نشان داد آن احزابي كه قويتر عمل كردند، توانستند در اين راستا سابقه و پيشينه خوبي داشته باشند و ولايتمدار و در صراط مستقيم انقلاب قدم بردارند و بايد در اين راستا فعاليتهاي گستردهاي داشته باشند. بالاخره حزب مؤتلفه يكي از احزاب استخوان دار، محكم و ولايتمدار انقلاب اسلامي است و ميتواند در عرصه سياسي و انتخابات نقش مفيد و مؤثري داشته باشد و حقشان است اگر كانديداي مستقلي داشته باشند، گرچه ممكن است كانديداي مستقل آنها، كانديدايي مشترك با ديگران باشند.
پيش بيني شما نسبت به اينكه كانديداي مشترك ايجاد و حزب مؤتلفه حضور تأثيرگذاري خواهد داشت، چيست؟ يقيناً همينطور است. كساني كه فعاليت حزبي دارند بلاشك بايد كادري قوي ومحكم داشته باشند كه كادر كاملي از يك ساختار كامل دولت را داشته باشد. رئيسجمهور، وزرا، استانداران، مديران و معاونان مربوطه در يك ساختار مهماند و اين موضوعي است كه در عرصه سياست داخلي ايران يك تحول خوب و مثبت به دنبال خواهد داشت.
در رياست جمهوري دور قبل، باز هم انشقاقهايي كه در حال حاضر بين اصولگرايان پيدا شده وجود نداشت، اما باز هم كانديداها نتوانستند به وحدت مشتركي دستيابند و يك كانديدا معرفي شود و آرا شكسته نشود.
شما فكر ميكنيد در انتخابات آتي با توجه به اينكه چنين مؤلفهاي هم در اختيار اصولگرايان نيست كه آنها بايكديگر يكي باشند و يك كانديدا معرفي كنند و اين شكهايي كه در مجلس ايجاد شده است قطعاً بدنه آن براي انتخابات آينده گستردهتر خواهد شد، فكر ميكنيد ما از اينها انتظار يك كانديدا را داشته باشيم؟
طبيعي است كه از هر كانديدايي يك انتظار نبايد وجود داشته باشد. من فكر ميكنم اين بحث خوبي است. نوعي از تجربه ما در انتخابات رياست جمهوري نهم بود كه درطيف اصولگرايان، آقاي قاليباف، لاريجاني، توكلي و احمدي نژاد همه در كنار هم بودند و اين يك نكته حائز اهميت بود كه در انتخابات دهم ويژگي خاصي پيدا كرد. جريان فتنه با برنامه آمد و به لحاظ سياسي اصلاح طلبان و جريان سبز قافيه را باختند و مردم هم آنها را خوب شناختند و در مجموع در ۹دي ماه پاسخ دندانشكني به آنها دادند و در دفاع از حاكميت و ولايت مطلقه فقيه ميليونها انسان ولايت مدار به صورت خودجوش حركت كردند. من فكر ميكنم اين دور رقابت بيشتر با كساني است كه در گردونه اصولگرايي قرار دارند و همين امر سبب ميشود كه برخي به علت انتظاراتي كه وجود دارد، فكر كنند رقابتها منفي است.
حتي بين شقوق مختلف اصولگرايي؟ بله يقيناً مشكلي به وجود نخواهد آمد. در هر دورهاي رهبر معظم انقلاب مشخصهاي را بيان كردند و بر اساس آن مشخصات، مردم ويژگيها را دنبال و رأي دادند. من پس از پيروزي احمدي نژاد به ايشان عرض كردم كه ايشان ۲۵ ميليون رأي خالص ولايت را كسب كردند، زيرا ويژگيهايي در وجود ايشان به لحاظ ساده زيستي و مبارزه با فساد وجود داشت. احمدي نژاد در بحث عدالت محوري و سختكوشي و تلاش مجدانه اشاراتي داشتند و مخصوصاً بُعد ساده زيستي و مردمي بودن احمدينژاد مسائلي بود كه ما در بيانات مقام معظم رهبري ميديديم. دردوره آينده نيز قطعاً همينطور خواهد شد و با يك انگشت اشاره مقام معظم رهبري يقيناً افراد ولايتمدار دركشور زياد هستند و ستادهاي مردمي را تشكيل خواهند داد و بر آن اساس كار را دنبال خواهند كردند. اگر هم در بين اصولگرايان چند نفر باشند، آن فردي كه شاخصتر است و كدهايي كه ميتوان گفت به آن فرد ميخورد و موجب انتخاب مردم خواهد شد. در واقع بر همان اساس مردم در طي دوره رقابت انتخاباتي و تبليغاتي توجيه ميشوند و بر آن اساس رأي خواهند داد.
آقاي كرميراد؛ در خصوص رسوخ جريان انحرافي در استان كرمانشاه شما دغدغههاي زيادي داشتيد وجالب است اينكه شما به نمايندگاني كه در آن فرايند دخيل بودند اشاره كرديد و آنها در حال حاضر در مجلس حضور ندارند. در مصاحبه قبلي كه از روزنامه جوان با شما داشتم گفتيد كه پس از سفر مقام معظم رهبري انتظار داريد برخي از افراد داخل استان اصلاح شوند. آيا وضعيت در استان تغيير كرده است؟
آنچه مشخص است درمورد كانديداها، منهاي يكي كه كانونهاي ثروت و قدرت براي وي تلاش زيادي كردند، بقيه آنهايي كه در دوره قبل حضور داشتند، از سوي مردم اقبالي به دست نياوردند. در واقع بهرغم اينكه استاندار به عنوان مدير ارشد استان، رسماً دخالت كرد ولي طبيعي بود كه اين مباحث در آن زمان و مقطع مطرح بود و مردم دغدغههايي داشتند و مردم به گونه ديگري انتخاب كردند. بحث انتخابات هم به نظر ميرسد بحث جدايي است و به صورت جداگانه و به خوبي بايد به آن پرداخت. گرچه برخي عوامل و مسائل مختلف بر انتخابات اثر داشت و نقش قدرت و ثروت حوزهاي بود كه رهبر انقلاب در سفر به كرمانشاه مطرح كردند، به خودي خود مسئله مهمي شد. انتخابات مجلس نهم پيچيدگي خاصي پيدا كرد و من فكر ميكنم فضاي بحث ما در خصوص انتخابات واكاوايي وتجزيه و تحليل واقعي و عيني شده از انتخابات باشد والبته بايد نقاط ضعف آن جداگانه مطرح شود.
مسئولان استان چطور؟ آن بحثهايي كه قرار بود جمع شود، به چه صورت شد؟در حال حاضر نيز همان انتقادات را به مديريت استان كرمانشاه داريد؟
بله چراكه در بحث اصولگرايي مهمترين نكته اين است كه در مركز شهر كرمانشاه سه نفر را به عنوان اصولگرا معرفي كرده بودند كه يكي در دور اول رأي آورد در دور بعد يك اصولگرا و يك اصلاح طلب بودند و جالب است كه آن جريان كه به عنوان جريان انحرافي شناختيم از كانديداي اصلاحطلب حمايت كردند و دقيقاً روي فازي كه پيشبيني ميشد و پيشبيني ما نيز دقيق بود، به همين دليل بسياري از مردم و نيروهاي متعهد و ولايت مدار دچار چالش و نوعي دلزدگي به ويژه از آن شخصيتهاي بالايي كه اين افراد را حمايت ميكردند شده بودند. نكته جالب اين بود كه حتي برخي افراد از يكي از افرادي كه در جبهه اصولگرايي بود به صورت پرخاشگونه خواسته بودكه شما بايد به كانديداي مورد نظر ما رأي بدهيد كه ايشان ميگويد من كه مقلد شما نيستم. ما ميدانيم كه كانديداي مورد نظر شما اصلاح طلب بوده و دو دور در جبهه اصلاح طلبان و مخصوصاً در جريان مربوط به جريان انتخابات رياست جمهوري گوش به دست اصلاح طلبان ميچرخيد و ما اصولگرايان به چه صورت ميتوانيم در خصوص چنين فردي كار وتبليغ كنيم. در واقع دچار نوعي تعارض هم شده بودند. اما شخص استاندار، يكي از نمايندگاني كه راه پيدا كرده بود و گروههاي ثروت و قدرت از وي حمايت كرده بودند را حمايت ميكرد. در آن زمان مردم متعهد دچار تعارض شدند و چهره جريان انحراف را بهتر شناختند و اين يكي از ويژگيهايي است كه ما از قبل آنها پيش بيني ميكرديم و اين پيش بيني هم در نتايج محقق شد.
شما يكي از سرداران سپاه بوديد. سازمان بسيج مستضعفين به مناسبت ولادت امام حسين(ع) يك بيانيهاي داد و گفت كه سياستبازان داخلي و دشمنان خارجي قادر به توقف سپاه نيستند. اين روزها از سمتها و جريانات مختلفي، يك توقفها و موانعي بر سر راه سپاه ايجاد و انتقاداتي در اين زمينه ميشود، نه اينكه هيچ تقصيري وجود نداشته باشد ولي انتقادات روزهايي دامنهدار ميشوند، فكر ميكنيد دليل اين موضوع چيست و چه پيشينهاي پشت آن است؟ سپاه و بسيج از اركان نظام هستند و آنها نقش كليدي و مهمي دارند. ما بايد يادمان باشد كه امام خميني(ره)فرمودند كه اگر سپاه نبود كشور هم نبود و بر اين اساس طبيعي بود كه يك هجمهاي در اين شرايط به سپاه و بسيج صورت بگيرد و حتي در بين صحبتهاي آقاي لاريجاني شنيديم كه گفتند صحيح نبود چنين هجمهاي به سپاه صورت گيرد. سپاه وارد كارهاي اقتصادي نشده است. البته بحثهايي شد و آقاي علي مطهري بيش از هركسي در مجلس به آن دامن زده و حرفهايي را گفت كه نبايد بيان ميشد. مثلاً به ايشان گفتيم كه ميتوانستي از نماينده پارلماني سپاه سردار يزدي درخواست ملاقات كني و از ايشان بخواهي كه با آقاي عزيز جعفري فرمانده محترم سپاه ديداري داشته باشيد و مسائلتان را خصوصي بگوييد تا بازتاب در رسانهاي را به ويژه رسانههاي بيگانه و مسائلي از اين دست بهوجود نياورد و آن چيزي را كه به نظر خودت است به شكل زيباتر و مناسبتري بيان كنيد. ايشان گفت كه به من وقت ملاقات نميدادند و كار انجام نميشد. به نظر من ايشان از اين امر طفره رفتند كه اگر چنين ميكردند وضعيت كاملاً فرق ميكرد و شرايط كاملاً متفاوت از آن چيزي كه ايشان در آن مسائل مطرح كردند و دشمنان هم سوء استفاده خود را به عمل آوردند، اتفاق ميافتاد. من فكر ميكنم بيانيه مذكور ناشي از يك سري مسائلي است كه در گذشته و در هجمههاي سازماندهي شده از سوي دشمنان اسلام و انقلاب و از دشمناني كه سابقه ديرينه و پشتوانه خارج داشتند، صادر شد و البته لازم بود سپاه چنين بيانيهاي را صادر و قدري شفافسازي كرده و موضع خود را مشخص كند.
در خصوص عملكرد قوه قضائيه در مورد پروندههاي قضايي و كيفري اين چند روزه مشاهده كرديم كه آقاي آمليلاريجاني چندين مجتمع را از نزديك بازديد كردند و برخي از عملكردها را كه در مفاسد اقتصادي اخير توسط برخي نمايندگان و كارشناسان مثبت ارزيابي شد، آيا اگر در كل با توجه به وضعيتي كه ما در سطح جامعه ميبينيم از لحاظ اقتصادي و كيفري به قوه قضائيه عملكرد خوب را اطلاق كنيم؟
به عقيده من قوه قضائيه با توجه به اسناد و مداركي كه به آنها محول شده، تاكنون كار را خوب پيش بردهاند و دركليت كار خوب و مستقل عمل كرده است اما بخشي از كار صرفاً مربوط به قوه قضائيه نيست و دستگاههاي كنترلي و نظارتي نقش مهمي دارند كه پروندهها چگونه بسته شوند و شكل بگيرند. من فكر ميكنم آنچه كه قوهقضائيه دنبال كرده، كار ارزشمند وخوبي بوده ولي ممكن است، گفته شود انتظارات هم به مراتب بيشتر و بهتر از اين بايد از قوه قضائيه وجود داشته باشد. انتظار امروز مردم به ويژه از قوه قضائيه بالاتر از اين است كه در بُعد تبليغاتي به برخي از پروندهها توجه شود.
مردم منتظر هستند تا ببينند كه با عوامل اصلي فساد اقتصادي و اداري به گونهاي برخورد شود كه ريشه فساد كنده شده و مسئله ملموستر و عينيتر شود. مردم ميخواهند ببينند، ۴ نفر اعدام شدند ويا به سزاي اعمالشان رسيدند تا ديگران جرأت ورود به اين مقولهها را نداشته باشند. به هر حال اگر حكم الهي در دستگاه قضائي جاري شود تأثير حكم الهي و خدايي در ديگران به گونهاي درخواهد آمد كه كسي ديگر جرأت نكند كه در آن زمينهها ورود پيدا كند و در مقابل اگر شاهد اين باشيم كه يك دورهاي ميگذرد و دورهاي بدتر از آن شكل ميگيرد و بالاخص امثال شهرام جزايريها ميآيند و خطاهاي بزرگتري را انجام ميدهند و يك وقت مسئله ۳ هزار ميليارد كه آوازه آن به كهكشانها رفته است رخ ميدهد.
به همين دليل انتظارات مردم از سوي ديگر مسئلهاي است كه بايد به آن توجه ويژه صورت گيرد و بر همين اساس اگر دستگاه قضائي بتواند محكمتر و با صلابتتر اقدام كند طبيعتاً ميتواند اعتماد مردم را بيشتر جلب كند و رضايت حق تعالي را جلب كند و درخصوص جاري شدن حدود الهي اقدامات درخور جمهوري اسلامي انجام گيرد كه اين امر باعث خوشحالي دوستان و نگراني دشمنان شود. به واقع بايد به اين نكته اشاره كرد كه دشمنان از هر روزنهاي براي ضربه زدن به نظام استفاده ميكنند كه يكي از اين موارد نفوذ دادن افراد و مسائلي از اين دست در بخشهاي اقتصادي است.