
انگار كسي قرار نيست جلوي حركتهاي نابخردانه وزارت ورزش را بگيرد و محمد عباسي كه گويا هنوز به درك درستي از فضاي ورزش نرسيده تحت تأثير معاونش تصميماتي ميگيرد كه در اين مدت هزينههاي زيادي براي ورزش ايران داشته؛ تصميمهايي كه اگر وزير ورزش اندكي با قوانين بينالمللي ورزش آشنايي داشت شايد در گرفتن آن اندكي ترديد ميكرد و نميگذاشت كار به جاهاي باريك كشيده شود. اما محمد عباسي يك سال پس از مستقر شدن در طبقه چهارم ساختمان سفيد خيابان سئول همان وزير تازهكار روز اول است كه هنوز نتوانسته با فضاي ورزش آشنا شود و در قامت يك مدير ورزشي، ورزش ايران را مديريت كند.
از آخرين دسته گلي كه وزارت متبوع محمد عباسي به آب داده ۷۲ساعت بيشتر نميگذرد، دسته گلي كه همه رشتههاي دو قايقران المپيكي ايران را پنبه كرده و ورزش ايران را در بد مخمصهاي گرفتار كرده كه حالا مسئولان ورزش ايران بايد به اين در و آن در بزنند تا بتوانند نظر فدراسيون جهاني كانو را عوض كنند تا احمدرضا طالبيان و آرزو حكيمي بتوانند در لندن پارو بزنند و زحماتي كه در اين مدت كشيدهاند به هدر نرود.
همه اينها به يك تصميم غلط وزارت ورزش برميگردد. در حالي كه همه هشدار ميدادند كه تغييرات در فدراسيونهاي ورزشي بايد توسط مجمع صورت بگيرد تا فدراسيونهاي جهاني بهانهاي براي تعليق ايران نداشته باشند، عباسي ناگهان يك شبه تصميم ميگيرد تا به دلايل غيرورزشي پنج رئيس فدراسيون را بركنار كند و آدمهاي همسو با خودش را به اين فدراسيونها بفرستد بدون اينكه به عواقب آن توجه كند؛ عواقبي كه حالا حضور كاروان ايران را در المپيك لندن با خطر روبهرو كرده. اولين تركش آن به فدراسيون قايقراني برگشت و فدراسيون جهاني بركناري دنيامالي را دخالت دولت در حوزه در ورزش دانست و حكم به تعليق فدراسيون ايران و معلق شدن شركت دو مليپوش قايقراني در المپيك داد.
حالا محمد عباسي بايد توضيح بدهد چرا تصميمهاي پرهزينهاي براي ورزش ميگيرد كه به تعليق يك فدراسيون ايران منجر ميشود. عباسي همان راهي را رفت كه محمد عليآبادي چند سال پيش زماني كه رئيس وقت سازمان تربيت بدني بود رفته بود و به تعليق فوتبال ايران انجاميد. حالا ۶سال بعد، دوباره محمد عباسي همان راه اشتباه را ميرود؛ راهي كه در صورتي كه اصرار بر ادامه آن باشد و جلوي آن گرفته نشود ميتواند هزينههاي سنگينتري براي ورزش ايران داشته باشد.
همه اين اتفاقات به محمد عباسي برميگردد؛ وزيري كه ميگويند تحت تأثير معاونش قرار دارد و حميد سجادي به عنوان مرد پشت پرده همه اين اتفاقات نقش اصلي را بازي ميكند و وزير ورزش با گذشت يك سال از پشت سر گذاشتن دوران وزارتش نتوانسته از زير سايه سجادي خارج شود.
به نظر ميرسد هنوز هم عباسي در فضاي وزارت تعاون قرار دارد؛ وزارتخانهاي كه قبل از آمدن به ورزش مرد اول آن بود. او تصور ميكند در ورزش هم ميتواند هر تصميمي خواست بگيرد، در حالي كه او بايد بداند كه وزارت ورزش با وزارتخانه تعاون از زمين تا آسمان تفاوت دارد.
در ورزش، فدراسيونها نهادهاي غيردولتي هستند و دخالتهاي بيجاي دولت در امور آنها، حضور ورزشكاران ايراني را در ميادين بينالمللي با مشكل مواجه ميكند و او بايد بداند كه درست يا غلط ورزش در دنيا قوانيني دارد كه بايد به آن احترام گذاشت و بهانه دست فدراسيونهاي جهاني نداد تا مانند امروز مليپوشان رشتههاي مختلف ورزشي در بيم و اميد آماده حضور در المپيك نباشند و هر لحظه تنشان بلرزد كه مبادا وزارت ورزش با يك ندانمكاري ديگر زمينه تعليق كل ورزش ايران را فراهم كند تا رؤياي المپيك نه تنها براي دو قايقران بلكه اين بار براي كل كاروان ورزش ايران به كابوس تبديل شود.