آناليز و تحليل شعارهاي مسئولان ارشد صندوق تأميناجتماعي بيانگر تحولات بنيادين در ميان جامعه بيمهاي، كارگري و بازنشستگي كشور است؛ يعني همان اقشاري كه قرار است مجريان تحقق شعار حمايت از كار، توليد و سرمايه ايراني باشند.
اما اين اقشار ضعيف جامعه ما اين روزها حال و روز خوشي ندارند و همچنان منتظر تحقق وعدههاي عملي نشده هستند تا شايد مرهمي باشد بر مشكلاتشان.
قرار است بخش عمدهاي از تحقق شعارهاي داده شده از سوي مسئولان صندوق تأميناجتماعي به دست كاركناني تأمين شود و تحقق پيدا كند كه خود قرباني سيستمهاي قرون وسطايي اداري در اين سازمان بيمهاي هستند. همه رنج و مشكلات كاركنان شاغل در بخشهاي بيمهاي و درماني صندوق تأميناجتماعي منحصر به تبعيضهاي اقتصادي در پرداختهاي حقوقي نميشود.
آنها به خوبي ميدانند كه اين تبعيضهاي اقتصادي، فرآيند سيستم ناكارآمد حاكم در تأميناجتماعي است؛ سيستمي كه بر اساس آن، كاركنان شاغل در سه گروه قراردادي ماده۲۰، قراردادي ماده ۴ و رسمي قرار گرفته و همه داشتهها و برداشتها بايد بر اساس اين تقسيم بندي عجيب و غريب انجام شود. تكليف كاركنان قراردادي ماده ۴ و رسمي كه مشخص است.
ميماند تعليق بيش از ۱۰ هزار نيروي قراردادي ماده ۲۰ صندوق تأميناجتماعي كه نمي دانند فردايي هم خواهند داشت يا خير؟! براي اين دسته از نيروهاي قراردادي، واژه فردا، واژهاي نامانوس است. نيروهاي قراردادي از جايي بزرگترين لطمه را ميخورند كه اكنون به پاشنه آشيل سعيد مرتضوي ـ مديرعامل جديد صندوق تأميناجتماعيـتبديل شده است.
وي پس از روي كار آمدن در واپسين روزهاي اسفند ۱۳۹۰، تلاش بسياري كرد تا براي خود وجههاي مناسب در ميان آحاد جامعه به طور عام و كاركنان سازمان تأميناجتماعي به طور ويژه فراهم آورد. تلاشي كه تا اين لحظه، به نظر ميرسد نتيجهاي نداشته است.
نمونه اخير اين تلاش ها، برگزاري آزمون استخدام بيش از ۵۷۰۰نفر براي اشتغال در صندوق تأميناجتماعي است. نيروهايي كه گفته ميشود پس از قبولي در آزمون اوليه و گزينش، همه با شكل قراردادي ماده ۴ در تأميناجتماعي به كار گرفته ميشوند. استخدام اين نيروها در تأميناجتماعي، پارادوكسي غريبانه با جذب نيروهاي قراردادي ماده ۲۰ دارد كه سال هاست معلق ماندهاند و روزگاري سخت سپري ميكنند.
حكايت همان مثل فارسي است:«چراغي كه به خانه رواست، به مسجد حرام است». همين بلاتكليف بودن نيروهاي قديمي قراردادي ماده ۲۰ در صندوق تأميناجتماعي است كه بارها و بارها دردنامه و رنجنامه آنها در رسانههاي گروهي مختلف منعكس شده است. اما آيا مسئولان ارشد تأميناجتماعي از زندگي كاريكاتوري نيروهاي قراردادي ماده ۲۰ كه قرار است مجريان عدالت محوري مسئولان شعارگو در تأميناجتماعي باشند خبر دارند؟!