کد خبر: 474171
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۹۱ - ۰۶:۲۷
گفتگوي «جوان» با شيخ حسين‌المعتوق از علماي كويت
نيما احمدپور

او درگفت‌وشنود پيش روي با ارزيابي مختصات انديشگي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، ميزان تأثيرات اين انديشه را برجريان بيداري اسلامي به تحليل نشسته است.

ارزيابي جنابعالي درخصوص رهبري فكري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در جريان بيداري اسلامي چيست؟ نقش ايشان را در جهان اسلام چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. در ابتدا بايد انديشه‌هاي امام خامنه‌اي و نتايج آن و توصيه‌هاي ايشان را يادآور شويم. به بركت امام خامنه‌اي و موقعيت ايشان، راه روشن حضرت امام خميني(ره) پاسداري و محافظت شد. ما ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران را به ياد داريم و اين پيشرفت تدريجي عملي و واقعي را مشاهده كرديم. 

اين پيشرفت‌ها به دست پرتوان حضرت آيت‌الله خامنه‌اي صورت گرفت كه حاصل انديشه اصيلي است كه دارند. در زمان رهبري ايشان بود كه جنوب لبنان آزاد شد و در سايه رهبري ايشان بود كه حزب‌الله خوش درخشيد. همه موفقيت‌هايي كه در لبنان و فلسطين مشاهده مي‌شود به بركت انديشه‌هاي روشنگرانه ايشان به دست آمده است. انسان هرگاه به هشدار‌ها و سخنان حضرت آيت‌الله خامنه‌اي توجه كند، به‌تحقيق درك خواهد كرد كه اين سخنان از تسلط و فهم دقيق از اسلام سرچشمه گرفته است. از جمله ويژگي‌هاي ايشان علاوه بر تسلط بر فقه و اصول و علوم و حديث، درك بالايي است كه از اهداف اسلام دارند. 

آنچه از يك فقيه انتظار مي‌رود، اين نيست كه تنها بر قواعد اصولي تسلط داشته باشد و برخي مسائل فقهي را حل كند، بلكه فهم عميق يك فقيه از اهداف اسلام، عامل بسيار مهمي در استنباط احكام به شمار مي‌رود. درك يك فقيه از واقعيت‌هاي بيروني و پديده‌هاي جديد باعث استنباط درست احكام شرعي مي‌شود، زيرا عدم شناخت موضوعات باعث عدم شناخت صحيح از احكام شرعي خواهد شد، زيرا نسبت موضوع به حكم، نسبت علت به معلول است، از اين‌رو بدون درك دقيق و شناخت كامل از موضوع، استنباط حكم شرعي صحيح، امكان‌پذير نخواهد بود. موضوعاتي كه پس از پيشرفت تمدني در جامعه بشري اتفاق افتاد، از نظر تعداد بسيار زياد و فراتر از موضوعاتي هستند كه در رساله‌هاي عمليه مطرح مي‌شوند. ما مي‌بينيم حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بر تمام موضوعاتي كه در زمينه‌هاي مختلفي همچون اقتصادي و جامعه‌شناسي، تربيتي و سياسي مطرح مي‌شوند، اشراف كامل و از آنها شناخت كافي دارند. حتي در موضوعات مربوط به هنر نيز شناخت دارند. آن هم شناخت يك فقيه كه باعث استنباط حكم شرعي در آن موضوعات خواهد شد. 

فهم ايشان از آيات قرآن و اضافه بر آن تجربه گرانسنگ ايشان و شخصيتي كه مورد توجه و احترام همگان است و همه فقها و انديشمندان و.‌.‌. به بزرگي شخصيت وي اذعان دارند. همه اين موارد، از ايشان يك شخصيت استثنايي و ويژه ساخته است. 

نقش رهبر معظم انقلاب را در بيداري اسلامي چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
نكته اول آن‌كه ايشان به‌طور كامل از خصوصيات همه حركت‌هاي اسلامي اطلاع و شناخت وسيعي دارند. حتي از واقعيت‌هاي جهان غرب نيز به‌طور كامل مطلع هستند و از اين بالاتر با ادبيات شرق و غرب آشنا هستند. كسي كه بتواند از واقعيت‌ها و حقايق شناخت درستي داشته باشد، مي‌تواند مسائل بسياري را براي واقعيت‌هاي بيروني مطرح كند. بسياري از توجيهات رهبر معظم انقلاب از شناخت كامل ايشان نسبت به انديشه‌هاي مختلف بشري سرچشمه گرفته است. مثلاً ايشان جنبش اخوان‌المسلمين را به‌خوبي مي‌شناسد، حركت‌هاي سلفي و تفاصيل، منشأ، شخصيت‌ها و رهبران آن را مي‌شناسد. از انديشمندان كشورهاي مختلف مثل مصر و عراق يا انديشمندان ليبرال و.‌.‌. به‌خوبي شناخت دارد. اين ويژگي‌ها، ويژگي‌هاي كمي نيستند، از اين‌رو ايشان توانسته است همه آنها را جذب كند و بر آنها تأثير بگذارد. 

وقتي با اين انديشمندان مي‌نشينيم تأثير شخصيت ايشان را بر آنها كاملاً لمس مي‌كنيم. مثلاً در كنفرانسي كه مدتي پيش با عنوان «انديشه اجتهادي امام خامنه‌اي» در بيروت برگزار شد، شركت كرديم و اين تأثيرگذاري شخصيت ايشان را به وضوح مشاهده مي‌كرديم.
وقتي انقلاب اسلامي ايران را مشاهده مي‌كنيم كه به رهبري امام خميني(ره) پيروز شد و بيست سال به رهبري حضرت امام خامنه‌اي به حركت خويش ادامه داد يا به حركت حزب‌الله در لبنان نگاه مي‌كنيم كه با فرمان امام خميني تشكيل شد و بيست سال با ارشادات و راهبري‌هاي امام خامنه‌اي به پيروزي‌هاي چشمگير دست يافت، به اين حقيقت مي‌رسيم كه اين انقلاب يك برنامه تمدني كامل است. همچنين حركت حزب‌الله، تنها يك نيروي نظامي نيست، بلكه يك برنامه تمدني كامل است. برنامه‌اي در حوزه انديشه، اخلاق، اصول، فرهنگ، تربيت و... 

همه اين برنامه‌ها نشان‌دهنده وجود رهبري كامل و قوي در رأس اين امور است. به بركت رهبري ايشان شايد امروز در ايران بيش از يك ميليون حافظ و قاري قرآن داشته باشيم. 

يكي از ويژگي‌هاي بارز رهبر معظم انقلاب، اين است كه ايشان از بدو رهبري انقلاب، اقدام به تأسيس مؤسسه‌هاي انديشه محوري همچون مجمع جهاني اهل بيت، مجمع تقريب بين مذاهب اسلامي و... كرد.
اعتقاد ايشان به كار تشكيلاتي از ويژگي‌هاي بارز ايشان است. 

آيا حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در خصوص بيداري اسلامي بخشي از اين حركت را سهم مردم و بخش ديگر را سهم نخبگان مي‌دانند؟ فرق نقش مردم با نخبگان در چيست؟ نقش كدام‌يك مهم‌تر است؟
در ابتدا لازم است مقدمه‌اي از شهيد آيت‌الله سيد محمدباقر صدر ذكر كنم كه در روزهاي پاياني عمر شريف خود فرمودند. اين گفتار ايشان در مقدمه كتاب مباحث‌الاصول به قلم شاگرد ايشان حضرت آيت‌الله سيدكاظم حائري آورده شده است.
ايشان مي‌فرمايند: «مهم‌ترين ويژگي مرجعيت شايسته، برعهده گرفتن اهداف اسلام است»، از اين‌رو مرجعيت، مرجعيت شايسته و داراي هوشياري و روشني است. نه آن‌كه مرجعيتي باشد كه كارهاي مجزا و با هدف رفع نيازهاي جزئي جديد انجام دهد. گاهي يك شخص، وقتي اقدام به انجام كاري مي‌كند، تمام جوانب و اطراف آن كار را بررسي نمي‌كند و اولويت‌ها را در نظر نمي‌گيرد، زيرا نگاهي شامل و گسترده نسبت به مسائل و اهداف اسلام ندارد. مرجعيت شايسته مرجعيتي است كه داراي اهدافي الهي و اسلامي است و به دنبال رساندن جامعه به نتايج مطلوب است و نه مرجعيتي كه به‌درستي نمي‌داند جامعه را به كجا بايد هدايت كرد. حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به‌درستي جامعه را به دو بخش عوام و خواص تقسيم مي‌كنند. هر كدام از اين دو در جامعه از نقش مهم و تأثيرگذاري برخوردارند، از اين‌رو ايشان همواره عموم مردم را به روي آوردن به ارزش‌ها و نمادهاي ديني توصيه مي‌فرمايد و در آگاهي‌بخشي و بصيرت‌افزايي عمومي تلاش مي‌كند. 

در سال‌هاي گذشته سمت و سوي سخنراني‌هاي رهبر معظم انقلاب، حول محور بصيرت ملت چرخيده است. ايشان مردم را به افزايش بصيرت و آگاهي رهنمون مي‌سازند و از تبعيت محض نهي مي‌كنند.
وي ملت را به سمت ارزش‌هاي اصلي اسلامي مربوط به زندگي اجتماعي، مسائل سياسي و مسائل تربيتي هدايت مي‌كنند. به نظر من هيچ موضوع مهمي از موضوعات مورد نياز ملت نيست كه آيت‌الله خامنه‌اي متعرض آن نشده باشند. از مسائل مربوط به كودكان، نوجوانان و كهنسالان گرفته تا مسائل مربوط به زنان و مردان و در اين راستا با تأسيس مؤسسات و تشكيلات مورد نياز كارها را دنبال مي‌كنند. مؤسساتي همچون مجموعه‌هايي كه تحت مديريت حاج‌آقاي قرائتي هستند. 

در ايران مي‌بينيم كه زير نظر رهبري مجموعه‌اي از مسئولان تمام مسائل مربوط به جامعه را پيگيري مي‌كنند و شخص مقام معظم رهبري نيز پيگير كارها هستند و بر مسائل اشراف كامل دارند. مثلاً وقتي برنامه‌هاي قرآني برگزار مي‌شوند، همگان مشاهده مي‌كنند كه ايشان به‌رغم كارها و مشغوليت‌هاي بسيار و كمبود وقت، اهميت و ارزش قرآن را درك كرده و دو ساعت يا بيشتر در اين جلسات قرآن مي‌نشينند تا آن‌كه ملت ايران را به ارتباط بيش از پيش با قرآن تشويق كنند. 

در اين زمينه ايشان موفق شده‌اند تا مردم ايران، بلكه مسلمانان جهان را با قرآن مرتبط سازند و در سايه عنايت ويژه رهبري به قرآن، امروز كشور جمهوري اسلامي ايران در حفظ، تفسير و تلاوت و تجويد قرآن كريم حرف اول را در جهان مي‌زند. اين مثال تنها نمونه‌اي از مجموعه مسائلي بود كه با رهبري ايشان در طول اين ۲۰ سال تدبير شده است و به دليل كمبود وقت از ديگر مثال‌ها صرف‌نظر مي‌كنيم. 

اما در مورد توجه ايشان به نخبگان جامعه، بايد گفت ايشان همواره نسبت به طبقه نخبگان توجه ويژه‌اي داشته و دارند، ولي در عين حال آنان را به عنوان طبقه‌اي جدا و خودبزرگ‌بين تصوير نمي‌كنند، بلكه بر آنها به عنوان مجموعه‌اي كه در ساخت جامعه نقش مؤثر و مهم ايفا مي‌كنند، تأكيد دارند و بنابراين به حوزه‌هاي علميه و راهنمايي حوزويان اهتمام ويژه‌اي دارند. اما در خصوص بيداري اسلامي، بايد به انديشه رهبر معظم انقلاب به عنوان يك فقيه توجه كنيم. 

امام خميني(ره) در پيام سيزده رجب خويش مجموعه‌اي از ضوابط را اشاره مي‌كنند. شهيد صدر نيز در مجموعه‌اي از مقالات خويش به نكته مهمي اشاره مي‌فرمايند، ايشان مي‌نويسند: «بايد به فهم اجتماعي از حكم توجه كنيم». اوامر پيامبر يا امامان معصوم گاهي در مقام بيان حكم و گاهي در مقام بيان اجراي حكم هستند. بسياري از پژوهشگران ميان اين دو نوع از دستورات و اوامر خلط مي‌كنند. درحالي كه اوامري كه در مقام بيان اجراي حكم باشند، نمي‌توانند اطلاقات را تقييد كنند و در مقام تعارض با يك حكم مطلق، نمي‌توان با آن، معامله تعارض مطلق و مقيد كرد. در مورد اين نوع اوامر بايد انسان با شخصيت و نقش معصومين آشنا باشد و از آن آگاهي كامل داشته باشد. حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اوايل يا قبل از انقلاب، در مورد روايات امام صادق(ع) پژوهشي را ارائه فرمودند. در خصوص روايات تقيه و كتمان سر، ايشان از برخي افراد كه با ابعاد شخصيتي امام صادق(ع) آشنا نيستند، انتقاد مي‌كند، زيرا آنان گمان مي‌كردند كه اينگونه روايات، تنها اوامري هستند كه در مقام بيان حكم‌اند. امام خامنه‌اي بر آن بود كه نقش سياسي امام صادق(ع) تنها به عنوان كسي كه احكام را بيان مي‌كنند، است يا آن‌كه به عنوان يك رهبر آماده كه براي امت اسلامي به دنبال حل مشكلات جامعه اسلامي هستند. در اين پژوهش، فهم آيت‌الله خامنه‌اي بسيار عالي است، فهمي كه در بسياري از فقها نظير ايشان مشاهده نمي‌شود كه نشان‌دهنده آگاهي ايشان و فهم درست ايشان از شرايط معصومين است، زيرا برخي در مقام تفسير كلام معصومين، كلام آنها را بدون توجه به شرايط خاص آن گفتار، تفسير مي‌كنند. در نتيجه به نظر من فهم و قدرت درك آيت‌الله خامنه‌اي در مسائل فقهي بسيار بالاست و نشان از شناخت ايشان از سخنان معصومين و شرايط خاص حاكم بر آنها بوده است و انديشه ايشان امتداد انديشه امام خميني(ره) و شهيد صدر و مرجعيت آگاه و شايسته است. 

نكته ديگر، احاطه علمي آيت‌الله خامنه‌اي به علوم قرآن كريم و مفاهيم آن است. اين نگاه و انديشه آيت‌الله خامنه‌اي چگونه باعث تأسيس حكومت اسلامي بلكه تأسيس و توسعه تمدن اسلامي خواهد شد؟
يك فقيه وقتي بخواهد اسلام را به مرحله اجرا بگذارد و مشكل خاصي را حل كند، اين كار را از طريق فهم اعتقادي خود و فهم از ديدگاه اجتماعي و تربيتي اسلام و نيز فهم ايشان از حكم شرعي انجام مي‌دهد. به ياد دارم كه روزي از آيت‌الله جوادي آملي ـ‌در زمان حيات امام خميني(ره)ـ پرسيدم:«فرق ميان امام خميني(ره) و بسياري از فقهاي ديگر چيست؟» ايشان فرمودند:«فرق ايشان با ساير فقها در اين است كه بسياري از فقها، فقه و اصول را به‌خوبي فهميده‌اند، ولي ايشان همه اسلام را به‌خوبي فهميده است». به نظر من اين ديدگاه بر شخصيت آيت‌الله خامنه‌اي نيز منطبق است، زيرا انسان ديدگاه اسلام نسبت به انسان، جامعه، كارهاي سياسي، ارزش‌ها، اصول و اهداف را به‌خوبي درك كرده و فهميده است. اين شناخت كامل، توان حل مسائل و درك واقعيت‌هاي بيروني را به ايشان مي‌دهد. اين قدرت در ديگر افراد كه مسائل را تنها از دريچه فقه و اصول مي‌بينند وجود ندارد. برخي اشخاص احكام شرعي را به‌خوبي استنباط مي‌كنند، ولي يك دوره تفسير قرآن را نخوانده است. اينگونه فقها در شناخت و فهم اسلام دچار تناقض مي‌شوند. همانگونه كه امام خميني(ره) مي‌فرمود:«كسي كه مسائل اجتماعي را به‌طور كامل نشناسد در اين زمينه مجتهد نخواهد بود، زيرا از درك و فهم موضوعات اجتماعي عاجز خواهد بود.» 

تفاوت ميان آيت‌الله خامنه‌اي و ديگر رهبران دنيا چيست؟
چه علما و چه انديشمندان، ما به همه علما و انديشمندان احترام مي‌گذاريم، ولي ويژگي ايشان آن است كه يك فقيه داراي عمق استدلالي زياد و مطالعات حوزوي وسيع است. ايشان در محضر بزرگان حوزه همچون آيت‌الله بروجردي، شيخ مرتضي حائري، امام خميني(ره)، آيت‌الله ميلاني و ديگران حاضر شدند. فقه و اصول، تفسير و عقايد و فلسفه و ديگر علوم را در سطح عالي كه در بسياري از رهبران وجود ندارد، خوانده‌اند. اضافه بر اين، آگاهي ايشان از واقعيت‌هاي موجود و شناخت وسيع در زمينه‌هاي مختلف، باعث شده است تا شخصيت ايشان يك شخصيت فكري استثنايي، چه در حوزه‌هاي علميه و چه در ديگر مراكز علمي شناخته شود. 

با توجه به شخصيت رهبر معظم انقلاب، تأثير و نقش ايشان در تأسيس تمدن اسلامي و ارائه آن به جهان اسلام به عنوان نمونه تجربي و فكري چيست؟
معيار در هر چيزي فهم و شناخت است. كسي كه بتواند واقعيت‌ها را به طور دقيق بشناسد و بفهمد، به‌راحتي مي‌تواند راهكاري را براي آن ارائه كند.
مثلاً در مسائل اجتماعي مختلف بسياري از طلاب باسابقه حوزه علميه براي حل مشكلات، سخنان نادرستي ارائه مي‌كنند كه موجب عقب‌ماندگي مي‌شود، زيرا تنها توانايي حل مسائل فقهي را در محدوده‌اي خاص دارد، ولي از مسائل اجتماعي درك درستي ندارد. اگر بتواند، قواعد، اصول، قرآن، ارزش‌ها و اهداف را به‌درستي درك كند و از تجربه كافي و زياد برخوردار باشد و با فرهنگ‌هاي مختلف آنها آشنا باشد، به‌راحتي در ميان شخصيت‌هاي مختلف برتر و ويژه خواهد بود. 

چگونه فرهيختگان و طبقه علمي در جهان اسلام به‌جاي اعتقاد به علما و انديشمندان و فعالان سياسي كشورهاي خود، بيشتر به حضرت آيت‌الله خامنه‌اي اعتماد و به ايشان رجوع مي‌كنند؟
ما وقتي از شخصيت امام خامنه‌اي سخن به ميان مي‌آوريم، سخن از يك تجربه بزرگ و تاريخي است كه آثار آن به شكل علمي آشكار شده است. پيروزي حزب‌الله در لبنان و نقش فزاينده جمهوري اسلامي ايران به عنوان مصداق انديشه ايشان، باعث مي‌شود كه جهانيان درك كنند كه تفكرات و انديشه‌هاي آيت‌الله خامنه‌اي تنها انديشه صرف نيستند و تنها به عنوان نظريه‌ها و تئوري‌هاي نظري نيستند.
 
بلكه اين انديشه‌ها در مقام عمل توانستند يك حكومت را به پيشرفت برسانند و در ميان تمام چالش‌هايي كه نمونه آنها در تاريخ يافت نمي‌شود، سربلند بيرون بيايد و بتواند با انديشه خود اسرائيل را از نظر عملي شكست بدهد و تمام اين تغييرات را در امت اسلامي ايجاد كند. به‌گونه‌اي كه امروزه هيچ‌كس نمي‌تواند نقش جمهوري اسلامي ايران را در تمام تحولات پيش آمده انكار كند. از اين‌رو اين انديشه اثرات خارجي خاصي دارد و به‌طور طبيعي مردم نسبت به آن گرايش خواهند داشت.
 
به نظر من يكي از شاگردان انديشه امام خامنه‌اي، سيد حسن نصرالله و امثال وي هستند. مدرسه‌اي كه بتواند چنين شاگرداني را تربيت كند در آينده تأثيرات منحصر به فردي از خود بر جاي خواهد گذاشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار