
از قديم نرفتن به مدرسه توجيهي براي بروز رفتار ناهنجار اجتماعي بوده است. مثلاً ميگفتند «طرف دزدي ميكنه، مردم آزاري ميكنه، بيادبه، تازه سواد هم نداره و مدرسه هم نرفته».
به عبارتي مدرسه نرفتن مساوي بود با درگير شدن فرد با آسيبهاي اجتماعي آن روزگار. امروز اما فرقي نميكند. آسيبهاي اجتماعي باسواد و بيسواد نميشناسند و به قول معاون فرهنگي و پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر، سيستم هوشمند آسيبهاي اجتماعي بيش از گذشته به دنبال جذب نيرو است و اين سيستم افراد را در سنين ۷ تا ۹۰ سال و با جنسيت مختلف و تحصيلات متفاوت با نگاه مشتري مدار به خود جذب ميكند.
بنابراين دور از انتظار نيست از جذب نيرو از ميان مشتريان آموزش و پرورش نيز غفلت نكند و البته به حكم آمار و گزارش تحقيقات انجام شده و در سايه سهلانگاري ما موفق هم بوده است؛ آنجا كه كاهش سن اعتياد از ۲۳ به ۱۵ سال به عنوان يك دغدغه ملي مطرح ميشود. يعني دقيقاً سني كه فرد در اختيار آموزش و پرورش است و اين نهاد بايد علاوه بر آموزش دو دو تا، چهارتاي رياضي و علوم به دانشآموزان، محاسبات جديتر و كلانتر زندگي را نيز به وي بياموزد. درعمل آموزش و پرورش به شيوه كنوني از دانشآموزان منابع سرشاري از فرمول و نكته ميسازد تا سريع تر آنها را به وزارت علوم تحويل داده و خود را از زير بار مسئوليت برهاند.
از ابتداي سال جاري رسانهها نسبت به كاهش سن مصرف مواد مخدر هشدار دادند، اما تنها واكنش آموزش و پرورش سكوت بود تا ديروز كه به سخنراني جامعي در توضيح مضرات استفاده از مواد مخدر انجاميدكه البته باز هم جاي شكرش باقي است كه منتشركنندههاي آمارها از سوي اين نهاد آموزشي و پرورشي به دروغگويي و سياهنمايي متهم نشدند.
به يقين وضع موجود در حوزه پرورشي و مصونسازي دانشآموزان نشان از سردرگمي سياستهاي آموزش و پرورش در كنترل و رفع ناهنجاريهاي به وجود آمده در اين حوزهها است، با وجود اين و در شرايطي كه دسترسي به موادمخدر در جامعه آسانتر از هر زمان ديگر شده و اين تهديد براي نوجواني كه كنجكاويهايش هدايت نشده به يك گرداب ميماند، آموزش و پرورش بر عملكرد خود در مبارزه با آسيبهاي اجتماعي ميبالد!
وزير آموزش و پرورش راست ميگويد كه موضوع مواد مخدر به عنوان يكي از چهار بحران هزاره سوم در كنار فقر، رشد جمعيت، مشكلات زيست محيطي و تهديدات هستهاي قرار دارد. در بررسي بحث اعتياد و آسيبهاي اجتماعي تنها نبايد به آمار معتادان دائمي يا تفنني بپردازيم، بلكه بايد بحثهاي ريشهاي و علت اين آمار مورد بحث و بررسي قرار بگيرد و بايد عمق و عمر تخريب اعتياد موضوع اصلي بحثهاي ما باشد. اما اصلاً اشاره نمیکند که نقش بزرگترین نهاد تربیتی کشور در این عمق سنجی چیست؟
با اين حال حضور وزير آموزش و پرورش بدون اينكه برنامهاي براي پيشگيري از اعتياد دانشآموزان ارائه دهد يا حداقل از دغدغههاي مجموعه تحت مديريت خود در اين باره بگويد، از وي تنها يك مدعو و سخنران تشريفاتي براي مراسم روز جهاني مبارزه با مواد مخدر ساخت. اين واكنش جناب وزير ما را ياد اظهار نظر چند روز پيش حجتالاسلام و المسلمين قرائتي مياندازد كه گفت:«امروز آموزش و پرورش يك نهاد شكستخورده است؛ چراكه با بالا رفتن سواد، همزمان ادب دانشآموزان پايين ميآيد!»