
در اين سالها به رغم سريالهاي گاه و بيگاهي چون سيمرغ كه طرفداران بسياري داشت قامت و شأن پهلوانان و قهرمانان ملي كشورمان در سايه خسران ناشي از به حركت درنيامدن قلم نويسندگان و فيلمنامهنويسان تلويزيوني در حيطه نگارش بياغراق واقعيات زندگي و شجاعتهايش يا بيالتفاتي مديران به سفارش ساخت محصولاتي در خور آنان هرگز كوچك نشد، هر چند آنچه در اين ميان روز به روز تحليل ميرفت، ذهن و باور تماشاگران جوان ايراني از مفهوم قهرمان ملي كشورشان بود؛ مفهومي كه گويا بعد از مدتها با جرقه منسوب به سريال شوق پرواز جان تازهاي گرفته است چراكه علي دارابي معاون سيماي رسانه ملي به تازگي طي سخناني از اهتمام جدي معاونت سيما براي ساخت چند سريال از جمله شهيد چمران، باكري، زينالدين، كاوه، بروجردي و ابوترابي در آينده نزديك خبر داده است.
اكنون تلويزيون در كنار سينما كه ساخت فيلم چمران را در دستور كار خود دارد كمر به ساخت سريالهاي تلويزيوني در باب قهرمانان ملي كشورمان ميبندد و اين در حالي است كه در سالهاي اهمال رسانه و انزواي قهرمانان، تعريف از قهرمان جنگ در ميان شمار زيادي از جوانان از تعريف واقع بينانه شخصيتي كه جان، آمال و خانواده خود را فداي خاك سرزمين و مليتش كرده است، به تعاريف بيپايه و اساسي چون شخصيتهايي كه در پي نارضايتي از خانه و خانواده و مال اندوزي راهي جبهههاي نبرد با دشمن شدهاند، سمت و سو پيدا كرده بود؛ نسلي كه از زندگي خصوصي، رفتار، مرام و اخلاق فردي قهرمانان كشورش جز يك نام چيز ديگري نميدانست و در سايه هجمههاي رسانهاي خود را دربند تير و كمان و هفت تيرهاي شش لول قهرمانان بيگانه ميديد، اما حالا يك سالي ميشود كه رسانه ملي طلسم قهرمان ستايي غربيها و شرقيها در تلويزيون كشورمان را شكسته است.
در اين مدت و در ورود ممنوع اسطورههاي چيني و كرهاي به تلويزيون، زندگي شهيد بابايي و رشادتهاي او در نيروي هوايي كشور به سبك و سياقي جوان محور از تلويزيون پخش شد؛ سريالي كه اگرچه باز هم نتوانست به معناي واقعي كلمه نظر منتقدان را به خودش جلب كند اما باب فتحي در عرصه جان دوباره بخشيدن به سريالهاي پر مخاطب قهرمان محور چون سيمرغ در دهههاي گذشته بود.
امروز كه شمار فيلمهاي قهرمان محور دنياي هاليوود درباره سربازان امريكايي به بيش از ۱۰۰ فيلم ميرسد، قهرمانان جنگ امريكايي از ارزش و احترام دو چنداني در جامعه امريكا برخوردار ميشوند و شايد براي يك بار هم كه شده تبعيت از سيستم قهرمان پرور كمپاني سياستگذار هاليوود براي مسئولان ايراني بد نباشد، البته منظور اين نيست كه ملاك مسئولان براي پرداختن به زندگي شهداي قهرمان ايران هاليوود و فيلمهاي هاليوودي بوده است بلكه مراد اين است كه براي يك بار هم كه شده تجربه اندوزي از تجارب شيرين ملي گرايانه هاليوود براي صنعت فيلم و سريال كشورمان امر نكوهيده و نامتعارفي نخواهد بود.