
قبل از هر كاري راهي گلزار شهداي انزلي ميشود و ياد وخاطره آنها را گرامي ميدارد، اما اين افتخار(!) تنها به اين دليل نصيب شهداي انزلي شد كه مذاكرات او براي تصاحب ملوان موفقيتآميز بود، وگرنه شهداي انزلي افتخار آشنايي با اين مخلص سينهچاك مردم را پيدا نميكردند!
او قبل از آنكه قواعد بازي را ياد بگيرد، راه و روش تقلب در بازي را آموخته و همين براي او كافي است، چراكه تنها به دنبال نتيجه است.
عوامفريبي اولين روشي بود كه عابربانك براي رسيدن به اهدافش از طريق فوتبال ياد گرفت و به آن تكيه كرد، روشي كه بعد از نابود كردن استيلآذين و احساسات مردم كاشان و سمنان و...، امروز او را به ديار قايقران رسانده تا انزلي هم از تاخت و تازهاي او كه تمام غرورش به جيب پر پولش است، در امان نماند.
استقبال از هدايتي در انزلي بينظير و باشكوه بود و در نگاه اول به نظر ميرسيد كه در انزلي براي حضور عابربانك سنگتمام گذاشتهاند اما كيست كه نداند اين استقبال از سوي اطرافيان و خوديهاي هدايتي بود و نه مردم انزلي كه هنوز در بهت فروش هفتاد درصدي سهام ملوان به آقاي مخلص هستند!اطرافيان هميشه آماده به خدمت عابربانك، انزلي را پر از پلاكاردهاي خوشآمدگويي كرده بودند كه خود چند ساعت قبل از حضور هدايتي، آنها را به در و ديوار شهر آويخته بودند و با ورود سهامدار جديد ملوان، به گونهاي رفتار شد كه گويي شهر به استقبال هدايتي آمده است. شهري كه معلوم نيست چند هفته ديگر به روزگار سمنان و كاشان دچار ميشود و به مرداب وعدههاي اين تازه وارد فرو ميرود!
او اما توجهي به آيندهاي كه قرار است انزلي و ملوان را به ورطه نابودي بكشد ندارد و تنها براي رسيدن به هدفش است كه گام برميدارد، آن هم با برنامههاي عوامفريبانهاي چون رفتن بر سر مزار شهداي انزلي و ابراز احساسات كردن براي قايقران و مسائلي از اين قبيل. عابربانك اينبار ماهي بزرگي را به تور انداخته و در تقلا براي به ساحل كشيدن اين ماهي است. اما اينبار، لقمهاي كه برداشته بزرگ است و نميتواند به راحتي صيدهاي قبلي آن را هضم كند و بيشك به زودي فوتبال براي چندمينبار پياپي او را از خود ميراند و كنارش ميزند.
هدايتي اين روزها انزلي را براي خود به بهشت تبديل كرده و تصور ميكند قرار است با هفتاد درصد سهام ملوان كه به جيب زده، به تمام آنچه كه طي اين مدت قرار بود از فوتبال به دست بياورد و نتوانسته برسد اما به زودي چهره اصلي عابر بانك براي انزليچيها هم رو ميشود و آن عده اندكي هم كه تصور ميكنند او قرار است ناجي ملوان شود، پي به عوامفريبيهاي اين مثلاً مخلص مردم پيميبرند و همچون مردم كاشان و سمنان، او را از فوتبال شهرشان طرد ميكنند.
عابربانك تصور ميكند قدمت ملوان و علاقه انزليچيها به اين تيم، ميتواند او را به اهدافش برساند، اما او هنوز نميداند كه فوتبال امثال او را پس ميزند و همين مسئله باعث شده او در طول اين چند سال نتواند به رغم خرج كردن سكه هايش، به چهرهاي موفق و محبوب در فوتبال تبديل شود بايد به انتظار نشست و ديد.