
اين بندگان مخلص و بينشان خداوند درميان رزمندگان اسلام در تمام عمليات دفاع مقدس، نقشي شگرف و در عين حال ناشناخته دارند كه نماياندن آن وظيفهاي بر دوش پژوهندگان تاريخ دفاع مقدس است. در گفتوشنود حاضر مهندس محمدعلي حيدري دلگرم، از چهرههاي شاخص جهاد سازندگي در آن دوره به بازگويي پارهاي از خاطرات و تحليلهاي خود از پديده جهاد پرداخته كه لطفش را سپاس ميگوييم.
در آغاز گفتوگو در باره خود اطلاعات مختصري بدهيد. متولد سال ۱۳۳۶ در همدان هستم. پس از پايان تحصيلات در مدرسه علمي همدان به آموزگاري پرداختم، اما پس از چندي با رئيس هنرستان همدان كه دزدي كرده بود، مسئله پيدا كردم و مرا به روستاي خنجين تبعيد كردند. در آنجا هم با خوانين درگير بودم تا جهاد سازندگي تشكيل شد و به آن پيوستم.
جهاد سازندگي چگونه شكل گرفت؟ هنوز بيش از يك ماه از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي نگذشته بود كه در ۱۶ اسفند سال ۵۷ عدهاي از دانشجويان نزد امام (ره) رفتند و در مورد مشكلات و مسائل كشور، مطالبي را عنوان كردند. امام (ره) فرمودند برويد و به داد مناطق محروم برسيد. مردم در بسياري از نقاط كشور از نعمت آب لوله كشي، برق، حمام، مدرسه و. . . محرومند. ابتدا آمار و اطلاعات وضعيت موجود را تهيه و معلوم كنيد كه چه كارهايي را بايد انجام داد. دانشجويان با راهنمائيهاي هوشمندانه شهيد بهشتي تشكيلاتي را راهاندازي كردند و به نمايندگي از سوي ايشان به اقصي نقاط كشور رفتند تا ابتدا طبق فرمان حضرت امام (ره) به گردآوري اطلاعات لازم در زمينه نيازهاي مردم مناطق محروم بپردازند و سپس با نگاهي جامع و همه سونگر به برنامهريزي دقيق همت گمارند.
سرانجام اطلاعات نسبتاً جامع و كاملي تهيه و در ۱۵ خرداد سال ۵۸ طي گزارش مبسوطي به شهيد بهشتي ارائه گرديد. ايشان نيز گزارش دانشجويان را به نظر امام رساند و بدين گونه بود كه امام (ره) در ۲۶ خرداد ۵۸ تشكيل جهاد سازندگي را رسماً اعلام و از اقشار مختلف مردم براي پيوستن به اين نهضت عظيم خدماتي دعوت كردند و آن عبارت مشهور « همه با هم» را فرمودند و كار عظيم و بسيار تأثيرگذار جهاد آغاز گرديد و بسيار زود آثار بابركت خود را در زندگي مردم محروم مناطق دورافتاده كشور نشان داد.
نقش شهيد بهشتي در پايهريزي و تداوم فعاليتهاي جهاد سازندگي چه بود؟ شهيد بهشتي از لحاظ نظم، برنامهريزي و مديريت در تاريخ انقلاب ما اگر نگوئيم بينظير، بيترديد كم نظير است. ايشان با نگاهي وسيع، هوشي سرشار و آيندهنگري بيبديل، در عين اعتقاد به تخصص، تعهد را شرط لازم براي انجام هر كار مفيدي ميدانست و بهشدت به كار تشكيلاتي و حركت گروهي معتقد بود، لذا در پرتو دقت و درايت ايشان بود كه جهاد از ابتدا به شكل صحيحي پايهريزي شد و در پيچ و خم امور اداري و روابط وقتگير و هزينه ساز بوروكراسي اداري گرفتار نشد و توانست با تمام نيرو در خدمت سازندگي قرار بگيرد و با حداقل هزينه به حداكثر كارآمدي دست يابد.
در جهاد چه مسئوليتي به عهده شما بود ودر دوران جنگ چه ميكرديد؟ قبل از جنگ مسئول كميته فرهنگي و صدا و سيماي جهاد و در دوره جنگ فرمانده گردان الغدير پشتيباني مهندسي جنگ جهاد همدان مستقر در سردشت و پس از جنگ مديرجهاد تويسركان و مشاور مسئول امور شهرستانها بودم.
شما از روزهاي آغاز فعاليت جهاد در آن حضور داشتيد. از حال و هواي آن روزها برايمان بگوئيد. اوضاع بسيار فلاكتبار و درهم ريختهاي بود. هيچ اثري از راه در اين روستاها وجود نداشت، بنابراين جهاد تصميم گرفت بخش زيادي از فعاليت خود را روي راهسازي متمركز كند. در آن موقع اكثريت قريب به اتفاق روستاها برق نداشتند. بسياري از روستائيان تا آن روز حتي اسم برق هم به گوششان نخورده بود، لذا اولين كاري كه بايد انجام ميشد، آشنا ساختن آنها با اين پديده بود. من چون معلم بودم، با دانشاموزانم در اين باره صحبت كردم، ولي فهماندن موضوع به آنان حقيقتاً كار دشواري بود. آنها تصور ميكردند تنها چيزي كه نور ميدهد، آتش است و استفاده از يك لامپ برايشان به يك رويا شباهت داشت.
جهاد سازندگي در چنين شرايط و با دشواريهاي فرهنگي و مالي بسيار كارش را آغاز كرد، بنابراين سواي وظيفه اصلي آن كه زدودن فقر خانمانسوز از مناطق دور افتاده كشور بود، مبارزه فرهنگي با جهل و عقب ماندگي، صد چندان بر دشواري مأموريتش ميافزود. توجه به اين شرايط و سختيها ارزش كار جهاد را صد چندان ميكند و نشان ميدهد كه انجام چنين كار بزرگي جز در پرتو ايمان حقيقي و اعتقاد به اسلام و انقلاب و رهبري امام ممكن نبود.
چرا بهرغم اين تلاشهاي چشمگير، از نقش جهاد سازندگي چندان سخني در بين نيست؟ جهاد شهدا، جانبازان و آزادگان بيشماري را به انقلاب تقديم كرده است، اما چون همواره بدون جنجال و سر و صدا كار كرده، كمتر كسي به اهميت و وسعت خدمات آن واقف است. در جنگ، جهاد شبها كار ميكرد، خاكريز ميزد، جاده ميساخت، پل ميزد تا جان هزاران رزمنده را نجات بدهد. ديگران خبر پيروزيها را اعلام ميكردند، در حالي كه اين جهادگران بودند كه همواره در خط مقدم بودند و زمينه اين پيروزيها را فراهم ميكردند. ديگران پشت خاكريزها پناه ميگرفتند، ولي جهادي بالاي بولدوزر و در تيررس مستقيم دشمن كار ميكرد. جهادگران براي روستاها روشنايي و آب آشاميدني و جاده بردند و زمينه خودكفايي گوشت و لبنيات را فراهم آورد و سد و كانال و سيلوها را برنامهريزي و ساخت آنها را در كشور پايهريزي كردند. نيروهاي جهادگر پس از ورود به مناطق جنگي و جبهههاي نبرد، به شناسايي اموري پرداختند كه از عهده سپاه و ارتش خارج بود و ميبايست در مجموعهاي به صورت تخصصي به آن توجه ميشد و آن هم عمدتا امور مهندسي جنگ بود. همچنين جهاد در هنگام عملياتها به عملياتهاي ايذايي متعددي در مناطق مختلف دست ميزد تا توجه ارتش متجاوز صدام را به خود جلب كند و عمليات بزرگتري در ناحيهاي ديگر انجام شود.
جهادسازندگي نقش عظيمي در مهندسي جبهه داشت. در هر حملهاي، اولين نيروئي كه بايد وارد عرصه ميشد و سنگر و خاكريز درست ميكرد، نيروهاي مهندسي رزمي جهاد بودند كه از ابتكار، خلاقيت و سرعت عمل عجيبي برخوردار بودند و كار آنها انصافاً دست كمي از رزمندگان نداشت. همه نگراني ما و دليل اقدام به تدوين دائره المعارف جهاد و جهادگران اين بود كه پس از سالها ديگر حتي نامي هم از اين بزرگان بر جاي نماند و نسلهاي بعدي كمترين اطلاعي از اين مردان متخصص، شجاع و ايثارگر نداشته باشند و به قول بزرگي خود جهادگران هم به شك بيفتند كه اساساً در جبهه حضور داشتهاند يا نه؟!
از برخي از عمليات شگفتآور جهادگران در جنگ برايمان نقل كنيد.
يكي از طرحهاي شگفتآور جهاد در عمليات فتحالمبين بود كه اگر ميتوانستيم كوهي را بشكافيم، نيازي به ۵ لشكر اضافي نبود و بخشي از نيروها ميتوانستند از آن شكاف، دشمن را دور بزنند. مهندسين جهاد و سپاهيها از منطقه بازديد كردند. عدهاي ميگفتند توقع باز شدن اين مسير در ۴۰ روز توقع ناممكني است، ولي مهندسين جهاد بعد از يك هفته گفتند مقدمات كار فراهم شده و طرح را اجرا خواهند كرد و با دقت و صلابتي مثال زدني اين كار را كردند و نيروهاي ما توانستند در ظرف چند ساعت، قرارگاه فرماندهي دشمن را فتح كنند.
در عمليات فتح فاو چارهاي نبود جز اينكه ۶۰ هزار از نيروهاي ما در ظرف يك شبانه روز از رودخانه اروند با عرض يك كيلومتر و عمق بيست متر عبور كنند، اما عبور از اين رود متلاطم بسيار دشوار بود، اما مهندسان جهاد، در برابر ناباوري كارشناسان نظامي، با طرحي شگفتآور، عبور نيروها را با كمترين تلفات، ممكن ساختند.
با اين همه كارآئي علت مهجور ماندن جهاد چيست؟ هنوز هم نميدانم براساس كدام توطئه، چنين نهاد كارآمدي را از كار انداختند و با ادغام آن در سازمانهاي اداري و بوروكراتيك، كارآيي و قدرت و سرعت آن را گرفتند و نگذاشتند كارهاي بزرگش را پيش ببرد. با اين همه هنوز جهاد زنده است و در فرهنگ و هدف جهادگران، بنبست معنا ندارد. هر چند ديرتر ميرسيم، اما با پاي لنگ هم كه شده ميرويم.
با تمام اين كممهريها و بيتوجهيها، ما در حال حاضر داريم سعي ميكنيم تاريخچه دقيقي از فعاليتهاي جهاد فراهم و تدوين كنيم تا ارزشهاي اصيل و پايدار جهاد تدوين و ثبت شود. براي اين كار اعتبار خاصي در نظر گرفته نشده است، اما جهادي عمل كردهايم و هرچند جهاد اغلب كارها را بدون كاغذبازي انجام ميداد، با اين همه در كل كشور ۴ ميليون سند داريم كه نيمي از آن در مركز و باقي در استانها هستند.
ما در دانشگاه خواجه نصير طوسي همايشي داشتيم و برخي از موارد مهندسي جبهه را برايشان توضيح داديم و مهندسين واقعاً حيرت كرده بودند كه جهاد چگونه با آن امكانات محدود، چنين طرحهائي را اجرا كرده بود و چرا اين اطلاعات به دست اهل فن نميرسد؟ كارهائي كه در زير آتش دشمن انجام ميشدند، قطعاً حالا بهتر انجام ميشوند، ولي متأسفانه جهاد كارآمدي دوره جنگ را از دست داده است و كسي از ما نميخواهد كه اين تجربهها را در اختيارش قرار دهيم.
ما در حد توانمان به دانشگاهها ميرويم. مديريت جهاد انصافاً مديريت معجزه بود.
در عرصه مديريتي هم شيوههاي جهادي، از جمله تحقق عيني شورا، كارآمدي خود را نشان داد. همين طور است. ما همه كارها را در جهاد به صورت شورائي انجام ميداديم و به همين علت هم كارهاي جهاد عميق و ماندگار بودند. در كردستان معروف است كه آنجا را جهاد آزاد كرد، چون توانست بهترين امكانات را از طريق جادههائي كه ساخت، به روستاها برساند. جهاد در دوران جنگ، ۸۰ درصد جادههاي روستايي را نه تنها در مناطق جنگي كه در كل كشور انجام داد. جهاد به فرمان امام (ره) كارش را از دورترين روستاها آغاز كرد و اگر جادهاي كشيده نشده، در نزديكي شهرهاست.
چرا بخش كارآمد جهاد به كار گرفته نشد؟ مثلاً آيا وزارت راه از بخش جادهسازي جهاد استفاده بهينه كرد؟
براي ادغام جهاد در ادارات و وزارتخانهها برنامه صحيحي وجود نداشت و لذا به جاي اينكه روحيه جهادي به سيستم اداري كشور تزريق شود، جهاد را گرفتار روابط كند و پيچيده بوروكراتيك كردند و عملاً آن را فلج كردند. جهاد با سرعت بالا و با حداقل هزينه، كارهاي عظيمي را انجام ميداد، در حالي كه در نظام اداري براي انجام آن كارها ماهها و بلكه سالها وقت و هزينههاي سنگيني لازم بود كه اين با روح جهاد سازگاري نداشت. جهاد اگر ميخواست براي روستائي جاده بسازد، اين كار را بهگونهاي انجام ميداد كه چند روستاي ديگر نيز در مسير قرار بگيرند و از آن جاده منتفع شوند، در حالي كه در نظامهاي اداري چنين تفكري حاكم نيست.
متأسفانه حالا نيروهاي جهاد پراكنده شدهاند و از آن يد واحده براي انجام كارهاي بزرگ و ايثارگرانه، كمتر نشاني بر جاي مانده است. البته همين حالا هم نيروهاي جهادياي كه در بخشهاي مختلف تقسيم شدهاند، تأثير دارند، ولي تأثيرشان تقليل پيدا كرده. اينها هستههايي بودند كه در كنار هم رقابت سالم داشتند. اين كميته سعي ميكرد در خدمات رساني از آن يكي جلو بزند و اين رقابت سالمي بود كه امام (ره) آفريد. رقابت در عمل صالح و خدمت و عمل خير بود. به قدري اين رقابت، سالم و صحيح بود كه به اينها ميگفتند ياران حضرت مهدي(عج). اول جنگ كه ما وارد جبهه شديم، ارتش و سپاه مكانيك نداشتند و جهاد همه كارهاي تعميراتي را برايشان صلواتي انجام ميداد. حالا صلواتي كار كردن شده شربت و آش و قيمه دادن، در حالي كه آن روزها خدمات رساني، صلواتي بود و همه هم با نهايت اشتياق همراهي ميكردند و به كسي هم سخت نميگذشت.
ضرورت ثبت تاريخ جهاد چيست؟ آنهايي كه در جنگ بودند، منبع و مأخذ ما براي نگارش اين تاريخ هستند. مقام معظم رهبري درباره جهاد تعبير بسيار زيبايي دارند و ميفرمايند: «جهادگران بدون هياهو وارد جنگ شدند و جنگ را با تدبير اداره كردند.»
اين تدبير و مديريت مسئله بسيار مهمي است كه متأسفانه ارائه نميشود. نوعي تبادل مديريت علمي و در عين حال مردمي بود. مثلاً جاده سيدالشهدا را نميشد با خاك منطقه درست كرد و بايد از رامهرمز خاك ميآورديم. بعد از اطلاعيه جهاد، مردم چند هزار كمپرسي آوردند، مديريت شدند و هر كمپرسي خاك يك سانت جاده را پيش برد. بعد از۷۲ روز كه جاده ساخته شد، تازه دشمن فهميد كه چه كار عظيمي انجام شده است. تئوريهاي در آب جاده زدن را فقط مهندسان ميفهمند، ولي رمز اصلي موفقيت جهاد، بسيج و مديريت مردم بود. انجام اين كارها ابتدا غير ممكن به نظر ميرسيد، ولي همان مهندساني كه سنگرهاي بتوني را ساختند، بعدها توانستند صنعت سدسازي ما را به اين پايه برسانند. در اوايل كار شهامت و جرئت سدسازي نداشتيم. بعد كه بهترين بتونها را ساختيم، به تدريج تبديل به صادركننده علم سدسازي شديم. با شعار، روي آب جاده نزديم، بلكه با ابتكار و علم مهندسي اين كار را كرديم.
ابتكارات بچههاي جهاد يكي دو تا نبود. آنچه را كه به عنوان امدادهاي غيبي مطرح كردند، بخش اعظم آنها به صورت علم و ابتكار و خلاقيت بچهها نمود پيدا كرد. در الله اكبري كه ميگفتيم شعار و شعور با هم بود. بچههاي جهاد دستگاهي ساخته بودند به نام سحاب. اين دستگاه دود ميكرد. دشمن گمان ميكرد دستگاهها و ابزار ما را زده كه دود بلند شده، در حالي كه ما در آن دود داشتيم كار ميكرديم و جاده ميزديم، پل ميساختيم يا مثلاً زرهي كردن بولدوزرها. وقتي ميرسيديم به جايي كه مين بود، بيل بولدوزر را ميانداختيم، مينها را ميتراشيد ميانداخت كنار. گروه تخريب سپاه هم با نقشه، مينها را خنثي ميكرد. اين طور نبود كه افراد راه بيفتند و بيبرنامه و بيحساب و كتاب بروند روي مين. تراشههايي كه ما در كوهها زديم، هنوز هم اگر بروند فيلمبرداري كنند، قدرت پشتيباني مهندسي رزمي را نشان ميدهد. نيروهاي فعال پيشهور با مهندسان زبده، دست به دست هم داده و تجسم عيني شعار «همه با هم» شده بودند. ما آمار و گزارش نميداديم، كار ميكرديم. اگر ميخواستيم نمايشي كار كنيم، اين همه نتيجه نميداد.
حالا اگر بخواهيم كار جهادي انجام دهيم، چگونه بايد عمل كنيم؟
برخي از جهادگرها شهيد شدند، ولي بعضيها هنوز زندهاند و در حسرتند كه حيرت بيافرينند. امام (ره) فرموده بود حركت كنيد و جهادگرها هم هرچه را كه در توان داشتند، در طبق اخلاص گذاشتند و حركت كردند و عاشقانه به ميدان آمدند و كسي هم جلودارشان نبود. كار جهاد به نوعي است كه بايد در زمين يا به شكل ملموس و مادي جلوه كند و وقتي اتفاق نميافتد، يعني وجود ندارد.
در اين مورد خاطرهاي يادم آمد. جهاد داشت در كوههاي سردشت در برف شديد جاده ميزد. يك بار داشتم به مقر برميگشتم، ديدم يك سرباز، يخ را شكسته و در آب رفته كه استحمام كند. من فقط ديدم يك لاشه گوشت سرخ از وسط يخ و برف بيرون آمد. جا خوردم و فكر كردم كمين خوردهام. پياده و در گوشهاي پنهان شدم، ديدم سرباز بنده خدا دارد استحمام ميكند. خيلي بر من گران آمد سربازي كه براي حفاظت از زن و بچه ما رفته، حمام نداشته باشد كه اين طور مكافات بكشد. گفتم بايد يك حمام بسازم و اين كار را كردم. چيزي مثل سماور ساختم. دو تكه بود. يك تكه بشكهاي بود كه آب در آن گرم ميشد، يك تكه هم آتشدان بود و اينها را ميشد به راحتي به همه جا حمل كرد. در مجموع ۴۰۰ تا از اين حمامهاي تك نفره ساختيم و به پادگانها داديم.
جهادگري كه خانهنشين است يا پشت ميز اداره گرفتار شده، نميتواند اين كارها را بكند. جهاد، علم و تئوري خودسازي را ترويج ميكرد. جهادگر هر شب، كارنامه روزانه خود را مرور ميكرد و از خود ميپرسيد امروز چند گناه كردهام؟ امروز چند بار غيبت كردهام؟ اين شده بود رويه و بهتدريج نهادينه شده بود.
يادم ميآيد دو راننده كمپرسي كه رفيق هم بودند، به جبهه آمدند. ما واقعاً اين مردم و وسعت انديشه و دل و احساسشان را نميشناسيم. يكي از آنها جهادگر بود، يكي مردمي. بعد كه براي مرخصي از جبهه برگشتند، در ميانه راه آنكه مردمي بود، تصادف كرد و از بين رفت. بنياد شهيد او را به عنوان شهيد نپذيرفت و جهاد هم خبردار نشد. آن يكي كه جهادي بود، بعد از جنگ مدتي خرج خانواده اينها را به اسم جهاد برايشان پست ميكرد و بعد كه ديد نميتواند با حقوق كارمندي، هم خانواده خودش را اداره كند و هم براي آنها پول بفرستد، خود را از كار اداري بازنشسته كرد و رفت ماشين خريد و تا سه سال پيش حقوق بازنشستگياش را ميريخت به حساب آنها و خانواده خودش را با مسافركشي اداره ميكرد. سه سال پيش اين بنده خدا فوت كرد. خانواده آن مرد آمد جهاد كه چرا حقوق ما را قطع كرديد؟ و تازه معلوم شد كه جريان از چه قرار است! به اين ميگويند جهادي. در آن شرايط و آن فضا، هزاران هزار از اين جوانمردها پرورش پيدا كردند.
و سخن آخر؟
به اعتقاد من در هيچ جاي تاريخ و نزد هيچ ملتي جمعي متخصص چون جهادگران نبودهاند كه بخواهند رايگان و صرفا براي رضاي خدا، كاستيهاي جامعه حود را از بين ببرند و دست محرومان را بگيرند. معنويت جهادگران زبانزد عام و خاص بود و حضرت امام (ره)، آنان را فرزند خود ناميد. جهادگران عارفان حقيقي بودند كه عمر خود را صرف خدمت به مردم كردند. هنوز آثار زيادي در روستاها، آرم جهاد را بر خود دارند. هنوز تابلوهاي راهنما بر جادههائي كه جهادگران ساختند، گواه صادق خدمات ارزنده آنان است. در روزهاي آغازين انقلاب اسلامي، همواره از خدمات جهادسازندگي خبر ميرسيد و تاريخ انقلاب با نام اين نهاد گره خورده است. فعاليتهاي گوناگون جهاد در رسيدگي به نيازهاي مردم محروم، ادارات سنتي را كه در كنار جهاد، احساس حقارت ميكردند، برآشفت و از سر جهالت، زمينهپراكندگي اين تشكيلات را فراهم آوردند. متأسفانه كساني كه كمترين اعتقادي به وحدت ندارند، نتوانستند از اين امكان قوي بهره ببرند و چوب لاي چرخ آن گذاشتند. عدهاي دست در دست هم با شعار« همه با هم » در جهاد سازندگي سوختند و از خود گذشتند تا انقلاب اسلامي به راه خويش ادامه دهد و اين مهم، جز از طريق اخلاص و ايثار ممكن نبود.
جهاد حماسه مردان بزرگي است كه در كوران بحرانها و مصائب، لحظهاي از آنچه كه براي دفاع از آن، جانشان را در كف دست مينهادند، غافل نبودند و هيچ فشار و بحران و اضطرابي، آنها را از پيروي از اصول اخلاقي و فراميني كه امام(ره) به پيروي از پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) صادر ميكردند، باز نميداشت. حسن خلق و شفقت در ميان خود و مقاومت و پيكار در مقابل كفار، در اين بزرگان جلوه تمام داشت و از آنان الگوهاي ماندگاري را ساخت كه تا دنيا دنياست، زنده و پابرجا خواهند بود.
اغلب جهادگران در دوران قبل از انقلاب، در ميدانهاي مختلف مبارزاتي آبديده شده بودند و پس از انقلاب هم در حفظ انقلاب و اطاعت از ولي دوران، امام خميني (ره) لحظهاي ترديد به خود راه ندادند و تواضعي بينظير و در گمنامي محض كمر به خدمت محرومان بستند. اعلب اين جوانان از نيروهاي بالاي دانشگاهي و داراي هوش سرشار و پشتكار بسيار بودند كه شيوههاي صحيح، دقيق و كارآمد مديريت بحران را بهخوبي ميشناختند و با تخصص بالا و ايماني بيبديل، قدم به ميدان سازندگي گذاشتند و بدون ذرهاي خودنمائي شگفتيهاي ماندگار آفريدند.
بيشك هنوز هم كشور ما از متخصصان كارآمد و ايثارگر فراواني برخوردار است كه ميتوانند با روحيه جهادي خود شگفتيهاي نويني را بيافرينند، كما اينكه درخشش آنان را در عرصه تكنولوژيهاي برتر ميبينيم و كماكان شيوههاي جهادي هستند كه عرصههاي جديد علم، مهندسي و پزشكي را فرا روي كشور ميگشايند.