
چند سالي است كه برخيها با شگردهاي گوناگون و با اهداف متعدد، خود را به عنوان دارنده مدرك دكتري در يك رشته خاص و كارشناس يك رشته معرفي ميكنند و با نفوذ در برخي رسانهها، به مرور به عنوان دكتر فلاني شناخته و معروف ميشوند و پس از آن كه با اين عنوان براي خود شهرتي دست و پا كردند به اهدافي كه دارند مشغول ميشوند.
دراين ميان برخي كارشناسان بارها به اين مسئله اشاره دارند كه كلاهبرداري و شيادي با «عنوان» در رسانهها، به تدريج باعث كمرنگ شدن اثرگذاري رسانهها در تنوير افكار عمومي و روح كلي حاكم بر جامعه ميشود. از طرف ديگر، به باور همين كارشناسان رسانهها نبايد اجازه دهند كه اين افراد كلاهبردار با جعل اين عناوين، از رسانه به عنوان يك سكوي پرتاب سوء استفاده كرده و مقاصد مشكوك خود را پيگيري كنند.
از افزايش آسيبها تا بيسوادي جامعه سهيل پرهامي، جامعه شناس و استاد دانشگاه درباره تبعات اين مسئله به اين موضوع اشاره دارد كه بياعتمادي به رسانهها در جامعه كه يكي از دلايلش شيادي عنوان توسط همين افراد سودجوست ميتواند تبعات قابل توجهي براي جامعه در پي داشته باشد. تبعاتي همچون:
۱- افزايش اشتباهات رفتاري و رويكردي در ابعاد خرد وكلان اجتماعي- فرهنگي: چراكه وقتي شهروندان به رسانهها كه كاركرد آنها آسيب شناسي مسائل مختلف جامعه است بياعتنا باشند، بدون توجه به هشدارها و اطلاعاتي كه در رسانهها منتشر ميشود خود اقدام به تجربه شخصي در همه حوزهها ميكنند كه اين مسئله تبعات جبران ناپذيري براي جامعه دارد.
۲- كاهش رشد فرهنگي جامعه: دراين زمينه هم ميتوان پيشبيني كرد كه بياعتمادي به رسانهها باعث مراجعه كمتر به آنها توسط عموم جامعه ميشود كه اين مسئله بدون ترديد باعث كاهش چشمگير سطح فرهنگ و سواد شهروندان ميشود؛ چراكه به طور معمول رسانهها به دليل ماهيت ژورناليستي و زبان قابل فهمي كه براي جامعه دارند هميشه از مهمترين منابع براي شهروندان در عصر رسانهها محسوب ميشوند و به همين علت در صورت كاهش مراجعه به آنها بايد منتظر افت قابل توجه روند دريافت اطلاعات و مطالعه شهروندان بود.
«شيادان عنوان» سودجو و دوشخصيتي!
اما با توجه به تمام اين مسائل كه از سوي اين كارشناس بيان شد، اين سؤال ناخودآگاه مطرح ميشود كه اين افراد چرا دست به چنين اقداماتي ميزنند؟
محمود جمالي –روانشناس- درباره اين افراد ميگويد: به طور معمول اين افراد دچار كيش شخصيت هستند وعلاقه قابل توجهي به نشان دادن خود در قالبي دارند كه يا آرزوي آن را داشتهاند يا آن را جايي براي ديده شدن ميدانند. دربسياري از اينگونه موارد، افراد مرتكب اين كار، جزو اقشاري از جامعه محسوب ميشوند كه علاقه زيادي به صاحب نظر شدن در يك حوزه مشخص به ويژه در بخش فرهنگي و اجتماعي داشتهاند اما به دلايل مختلف از جمله سستي و عدم تمايل به تحصيل از اين موضوع بازماندهاند. دراين بين هر چند كه اين افراد نتوانستهاند جايگاهي براي صاحب نظر شدن از لحاظ تحصيلي كسب كنند اما برخي از آنها به دليل عدم تربيت درست و با در نظر نگرفتن قوانين اجتماعي و عرفي، دست به چنين كلاهبرداريهاي رسانهاي ميزنند كه جعل عنوان و برچسب شخصيتي يكي از آنهاست. اين روانشناس درباره بحثهاي مادي وسوءاستفادههاي اقتصادي اين افراد از اينگونه موارد، براين موضوع تأكيد دارد كه اقدام اين دروغگوها دراين باره هم «انگيزههاي مادي اقتصادي» را در برميگيرد و هم «انگيزههاي رواني» را شامل ميشود؛ يعني فرد به دلايل مختلفي كه زمينه ديده نشدن او را در طول سالهاي زندگياش فراهم نكرده، سعي دارد هم از لحاظ مادي خود را از اين راه غير اخلاقي تقويت كند و هم از لحاظ رواني شرايط ديده شدن خود را فراهم آورد.
رسانه جاي فرصت طلبها نيست اما با توجه به تمام اظهارنظرهايي كه كارشناسان درباره اين آسيب رسانهاي و شيادي برخي افراد دراين زمينه دارند به نظر ميرسد كه خود رسانهها هم، نقش مهمي در ريشه كردن اين آسيب رسانهاي دارند؛ آسيبي كه ميتواند به روح اخلاقي و علمي حاكم بر جامعه و فضاي رسانهاي كشور آسيبهاي جدي وارد سازد و همين موضوع ميتواند مهمترين دليل براي لزوم عزم جدي رسانهها در برخوردهاي مشخص با اين رخداد خطرناك باشد.
درواقع با توجه به موج روزافزون و گسترش فضاي رسانهها و تأسيس رسانههاي خرد وكلان در حوزههاي مختلف، اين موضوع ضروري به نظر ميرسد كه در مرحله اول خود رسانهها و صاحبان و دست اندركاران اين فضا بايد براي برخورد با اين افراد و كنشهاي مخرب آنها آموزش ببينند.
دراين باره هم، جميع كارشناسان حوزه روانشناختي و جامعهشناسي صراحتاً بر انجام هرچه سريعتر و عميقتر واكنشهاي مهم اشاره ميكنند. محمود جمالي هم به عنوان يك روانشناس براين مسئله تأكيد دارد كه نبايد به چنين افرادي اجازه داد تا فضاي رسانهاي را مخدوش كنند، چراكه رسانهها در تمام مواقع ابزاري براي آگاهي رساني به تمام بخشهاي خاص و عام جامعه هستند و تمام كارشناسان وصاحب نظران رسانهها را به عنوان ابزار مهمي براي بالا بردن سطح فرهنگ جامعه تلقي ميكنند و به همين دليل بايد روز به روز براعتبار رواني آنها در بين شهروندان افزود.
بازي با شعور مردم ممنوع! به باور اين استاد دانشگاه، براي افزايش اعتبار رسانهها كه ابزاري فوقالعاده كارآمد در راستاي رشد و توسعه انساني به حساب ميآيند بايد از هرگونه ترويج سودجويي و فرصت طلبي دراين فضا جلوگيري شود. جلوگيري از چنين موارد شيادگونه و فريبكارانهاي به تدريج سبب ميشود تا همه اقشار جامعه به اين بينش دست پيدا كنند كه عرصه رسانه نه محيطي براي جولان دادن ماديگرايان فرصت طلب است و نه فضايي براي كسب درآمد و اعتبار؛ بلكه اين محيط فقط و فقط در راستاي افزايش سطح دانش اجتماعي و اطلاعات مهم عمومي، براي كل شهروندان شكل گرفته و هرگونه رفتار نابهنجار در آن مانند جعل عنوان و جايگاه، تجاوز به حريم فهم و دانش كل جامعه و بازي با شعور مردم محسوب ميشود كه دراين صورت اين رفتارهاي غير اجتماعي مستوجب مجازاتهاي اجتماعي محكمي خواهد بود.
درهمين راستا به نظر ميرسد كه يكي از مهمترين راهكارهايي كه تمام كارشناسان به طور متمركزي درآن به عنوان يك راه حل عميق و اساسي براي جلوگيري از چنين رفتارهاي فرصت طلبانهاي درعرصه رسانهاي اشاره دارند آگاهي بخشي به عموم جامعه است زيرا در صورت تحقق كامل اين فرآيند روشنگرايانه اجتماعي ميتوان منتظر طرد چنين افرادي به صورت خود به خودي از فضاي رسانه وحتي جامعه بود؛ طردي كه به سبب آگاهي جامعه از جرم ناقضان حريم اطلاعاتياش صورت ميپذيرد. با اين شرايط، اين سؤال در ذهنها باقي است كه خود رسانهها به صورت حرفهاي چه برنامهاي براي روشنگري وگرفتن مجال از اين فرصتطلبان دارند؟