حكايت صفهاي طولاني در پمپهاي گاز است. متحيرم كه مدت هاست مشهد با اين مشكل دست به گريبان است و همه فقط تماشاگرند.
ميگويد بيش از دو ساعت را هر روز در صف گاز معطل ميشود. بعد حرف را به تحريمها ميكشد و نتيجه ميگيرد؛ انگار عدهاي نميخواهند بعضي مسائل در ايران حل شود. از من ميپرسد: مگر ما كم ثروت و سرمايه داريم؟ مگر كم منابع و زمين افتاده داريم؟مگر كم نيروي كار جوان داريم؟پس چرا باز اين همه گراني و بيكاري و مشكل در مملكت هست؟ و خودش جواب ميدهد: بله! ما همه اينها را داريم امامديريت نداريم، براي همين با اين همه پول و نيروي كار و گاز و زمين باز هم بعد چندين سال بنده بايد بروم روزي دو ساعت عمرم را در صفهاي گاز هدر بدهم. عنايت كرديد حاج آقا! مديريت نداريم!... بعد هم سر ميچرخاند و بروبر مرا نگاه ميكند و من كه درماندهام چه بگويم، براي ختم ماجرا و هراس از تصادف سرم را به نشانه تأييد تكان ميدهم تازودتر رويش را به جلو برگرداند تا مبادا بزند به ماشين جلويي!
شب، هنگام بازگشت به خانه روزنامهاي ميخرم و كناري لم ميدهم و آن را ورق ميزنم. ناگهان يك تيتر متوقفم ميكند؛ علي لاريجاني: مشكلات اقتصادي ناشي از مسائل مديريتي است!. . . و در ادامه آمده است كه جناب ايشان در برنامهاي تلويزيوني گفته:ما يك مسلك اقتصادي واحد را پذيرفتهايم و نبايد هر روز و با تغيير هر شخص اين روند تغيير كند و هر فرد بر مبناي فكر اقتصادي خود به ميدان بيايد. ايشان در ادامه تأكيد كرده: در حوزه اقتصاد ضعف و مشكل مديريتي وجود دارد و يك اقتصاد سالم هرگز با يك پيامك وضعيتش عوض نميشود!
روزنامه را ميبندم و به ياد حرفهاي آن راننده تاكسي ميافتم. بله! ما همه چيز داريم اما مديريت نداريم. جالب است كه اين را رانندگان تاكسي مشهد هم ميدانند، حال آنكه نه وزير و نماينده و مديرند و نه مهندس و دكتر. رئيس قوه مقننه نيز در پاسخ به سؤالي در خصوص علت معضلات اقتصادي به ويژه در هفتههاي اخير همين را ميگويد!
خب، حالا كه همه درد را شناسايي كردهاند، چرا كسي به فكر درمانش نيست؟... باري ياد جملات قصار يك راننده تاكسي ديگر افتادم كه اين يكي البته در اوج آشفتگيهاي بازار ارز در تهران ميگفت:مديران اقتصادي ما به جاي آنكه پول كشور را مديريت كنند، با پول مديريت ميكنند!