
چشم هايشان از عشق لبريز است و خودشان را تنها خوشبخت هاي كره زمين مي دانند. خلاصه همه چيز برايشان خوب و آرام و عاشقانه است و نشسته اند بر اسب مراد و حسابي مي تازند.اما سكانس دوم زندگي براي اين زوج هاي خوشحال از فرداي روز عروسي رقم مي خورد. از روزي كه در جستجوي خوشبختي، تمام خانه شان را زير و مي كنند، مي گردند و چيزي پيدا نمي كنند و تمام آن روياها رنگ مي بازند. براي بسياري از اين زوج ها فقط چند سال كافي است تا تمام آن دوست داشتن ها به نفرت تبديل شود. نفرتي كه علاجش را فقط در جدايي مي بينند. قديمي ها ضرب المثلي دارند كه مي گويد، «آتشي كه تند است زود خاموش مي شود» و واقعا چه ضرب المثل به جا و زيبايي است. بسياري از ازدواج هاي امروز هم مانند همين آتشي است كه خيلي سريع رو به سردي و خاموشي مي گذارد.
صداي هشدارِ زنگ خطر وقتي بيشتر شنيده مي شود كه آمارها را مرور مي كنيم. به گفته معصومه آباد، عضو شورای اسلامی شهر تهران بر اساس آمار سال ۸۹ و ۹۰ آمار ازدواج یک درصد و آمار طلاق ۳.۴ درصد رشد داشته است كه بيشتر اين طلاقها در شهر تهران صورت گرفته است. اين در حالي است كه آمار طلاق در سال ۱۳۸۸ نيز يك درصد از ازدواج بيشتر بوده است. هر چند آماري كه توسط اين عضو شوراي شهر تهران اعلام شده، آمار رسمي سازمان ثبت احوال نيست اما هشدارهايي كه در سال هاي اخير از سوي برخي سازمان هاي ذيربط داده شده مويد اتفاقات نگران كننده اي در اين باره است. اصلا شايد نيازي به آمار و ارقام نباشد. خودمان اگر دور و برمان را نگاه كنيم در ميان دوستان و آشنايانمان، كساني را پيدا خواهيم كرد كه يا راه جدايي در پيش گرفته اند و يا مدام بر طبلش مي كوبند.
افزايش خودآگاهي هاي فردي و اجتماعي سدي برابر جدايي است
كارشناسان مي گويند هر گاه به بلوغ جنسي، شخصيتي، عاطفي، اجتماعي، مالي و معنوي نرسيده ايد به ازدواج فكر نكنيد. اين بلوغ هاي شش گانه شرط اصلي داشتن يك ازدواج با ثبات و پايدار است. همچنين توصيه مي كنند هر گاه در رفتار طرف مقابلتان اختلال هاي خود كم بيني، كمال گرايي، مهرطلبي، پارانويا (شكاك بودن)، توجه طلبي، خودشيفتگي، اعتياد، دو قطبي بودن و وسواس را ديديد فكر ازدواج با او را از سرتان بيرون كنيد تا در آينده با مشكل مواجه نشويد.
جداي از موارد ياد شده در دنياي پر شتاب امروز بعضي مسايل تشديد كننده طلاق هستند. دكتر حسن شفيعي استاد دانشگاه و كارشناس مسايل اجتماعي براي بررسي بهتر اين عوامل شتاب زا مي گويد: « در تقسيم بندي يونيسف طلاق در كنار اعتياد، تكدي گري، قتل و سرقت يكي از آسيب هاي اجتماعي شناخته مي شود. در مطالعات مخصوص به طلاق هر چه از روستاها به شهرها و كلان شهرها حركت مي كنيم آمار طلاق افزايش مي يابد.»
او چند عامل عمده تشديد كننده طلاق در ايران را اين عوامل بر مي شمارد: «۱- استقلال مالي زن در خانواده: زناني كه استقلال مالي ندارند و از لحاظ اقتصادي به شوهر خود وابسته هستند ممكن است علي رغم ميل باطني خود به زندگي با همسرشان ادامه دهند و سازش را جايگزين طلاق كنند. اما خودكفايي مالي زنان باعث مي شود تا اين وابستگي كمتر بشود و در صورت بروز اختلافي زنان راحتتر به طلاق فكر كنند.
۲- نداشتن آگاهي و آموزش زوجين در روابط زناشويي: بخش عمده اي از زنان و مردان كه از يكديگر جدا مي شوند با مسايل مربوط به روابط زناشويي آشنايي كامل و كافي ندارند و در سطح پاييني از اين آگاهي ها به سر مي برند.
۳- اختلاف فرهنگي و طبقاتي: زوجين بايد به پيشينه فرهنگي و خانوادگي و خاستگاه طبقاتي خود توجه كنند و هنگامي كه در اين موارد همنوايي وجود نداشته باشد اين مسائل به تضاد، مشاجره و جدايي مي انجامد.
۴- از بين رفتن قبح طلاق: در گذشته اگر زوجين قصد جدايي داشتند جامعه نگاه بسيار بدي به اينها داشت و زن و مرد براي نچسبيدن انگ مطلقه و بيوه بهشان مدارا را بر جدايي ترجيح مي دانند. اين در حالي است كه امروز مسئله قبح طلاق تا حدودي از بين رفته است.
۵- نهادهاي مدرنيته: دسترسي سريع و آسان به رسانه هاي جمعي مانند ماهواره، اينترنت و صفحات اجتماعي باعث به وجود آمدن نوعي تفاوت در نگرش ها، ارزش ها و هنجارها در خانواده مي شود كه اين تفاوت ها ناخودآگاه بحث مقايسه و دوگانگي را بين زوجين پيش مي كشد.
۶- خيانت زناشويي: اين مسئله كه بيشتر در مردان اتفاق مي افتد يكي از عوامل مهمي است كه زندگي مشترك را غير قابل تحمل مي كند و يكي از عوامل تشديد كننده مهم در طلاق است.»
اين كارشناس مسائل اجتماعي راهكار جلوگيري از اين روند فزاينده طلاق را منوط به خود زوجين مي داند و مي گويد: «پسر و دختر بايد در هويت و شخصيت فردي و اجتماعي شان به يك تكامل و شكوفايي برسند و از خودشان به يك خودآگاهي برسند. همچنين از آموزش رسانه هاي جمعي در افزايش اين خودآگاهي و افزايش آموزش ها نبايد غافل شد.»