
آنطور كه شواهد و قرائن از سالها و ماههاي اخير و اتفاقات آينده حكايت دارد، ديگر بايد رسماً خردادماه به خصوص سوم خرداد سالروز آزادسازي خرمشهر عزيز را در روزشمار هنرهاي تجسمي كشور به عنوان ماه برگزاري وركشاپهاي انقلاب و دفاع مقدس ثبت كرد چرا كه امسال سومين سال و سومين دوره برگزاري وركشاپ دفاع مقدس توسط بنياد فرهنگي «روايت» و با زحمت عزيزاني چون دكتر حبيبالله صادقي، دكتر مصطفي گودرزي، دكتر مرتضي حيدري، استاد غلامعلي طاهري و... در سه روز متوالي برگزار گرديد.
وركشاپ كه در مفهوم تحتاللفظي چيزي مانند كارگاه آموزشي كوتاه مدت معنا ميشود، در سالهاي مياني دهه ۸۰ در كشورمان باب شد. با اين همه بنياد فرهنگي روايت را شايد بتوان اولين متولي برگزاري وركشاپهاي هنري در كشورمان به حساب آورد چراكه تاكنون بالغ بر ۲۵ وركشاپ را فقط در سراسر كشور برگزار كردهاند.به همين مناسبت خبرنگار «جوان» در يك جلسه پنج ساعته با اساتيدي كه پيشتر از آنها نام برده شد به گفتوگو پرداخت. گفتوگوي «جوان» را با دكتر حبيبالله صادقي در ادامه اين نوشتار بخوانيد.
لطفاً در ابتدا بفرماييد كه وركشاپ نقاشي مقاومت اخير چندمين دوره برگزاري خود را سپري كرد و در برگزاري اين وركشاپها مشخصاً چه نهاد، اداره يا سازماني رأساً يا جمعاً زحمت برگزاري را متقبل ميشوند؟
همانطور كه ميدانيد مركز فرهنگي «روايت» كار شايسته و بايستهاي را با همكاري انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس طي سالهاي گذشته انجام ميدهد و تلقي من از اين كار اين است كه دوستان ما در اين زمينه كار بسيار بزرگ و سترگي را يك تنه به دوش ميكشند؛ كاري كه سازمانهاي بزرگي كه برگزاري وركشاپها در دستور كار آنها قرار داشته، از انجام آن ناتوان بودهاند و فقط در حد اعلام مراسم اين اتفاق را برگزار ميكنند ولي اين كار خوب و شايسته توسط دوستان ما بيهيچ بحث و ادعايي چند دوره خود را سپري كرد، البته بايد بگويم كه نگاه من به اين رويداد از سر تعصب نيست كه بعضي از دوستان فكر كنند چون خود من جزو افراد خدمتگزار در اين راستا بودهام، به اين صورت جانبداري ميكنم. اينطور نيست بلكه تمام اين حرفها و برگزاري كمي و كيفي اين رويداد مهم و اظهارنظر در مورد آنها توسط بازديدكنندگان و مخاطبان اين وركشاپ صورت گرفته است، بنابر اين وركشاپ مقاومت كه به مناسبت سوم خرداد امسال برگزار شد در واقع سومين دوره خود را پشت سر گذاشت.
اولين دوره برگزاري اين رويداد عظيم از چه زماني و در چه تاريخي كليد خورد؟
واقعيت اين است كه اولين اقدام ارزشمندي كه براي برگزاري آن صورت گرفت، برگزاري اولين دوره تحت عنوان مقاومت ۱ بود كه در آن زماني كه من رئيس موزه هنرهاي معاصر بودم، در محل موزه برگزار شد و اين اتفاق در سال ۱۳۸۵ افتاد و برگزاري پيوسته وركشاپ مقاومت به صورت سالانه و مداوم از همين جا شروع شد و با سعي وافر و جامعي كه بسيج و انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس انجام دادند، كار ويژهاي صورت گرفت كه در نوع خود بسيار ممتاز بود.
با اين اوصاف وركشاپ دوم بايد در سال ۱۳۸۶ آغاز و انجام شده باشد؟
خير در سال ۸۶ كاري صورت نگرفت و در واقع با چند سال تأخير يعني در سال گذشته دومين وركشاپ مقاومت و دفاع مقدس برگزار شد.
چرا با تأخير؟ به دليل اينكه پيشبيني ما تا حدودي خوشبينانه بود و يكسري محدوديتها سد راه ما شد كه نتوانستيم دور دوم را در تاريخ مقرر انجام دهيم يعني در واقع آن شكل آرماني كه ما در كار ترسيم كرديم و پيگير آن بوديم، آنطور كه بايد عميق و ژرف نبود.
با توجه به اينكه برگزاري وركشاپها در كشورمان يك حركت تازه و نوپايي محسوب ميشود و حضرتعالي و دوستانتان متولي انجام آن بودهايد، آيا شهرستانها را در اين رويداد بزرگ هنري حوزه تجسمي سهيم كردهايد و اين تجربه موفق را به شهرهاي ديگر بردهايد يا خير؟
بله، ما در مجموع با همين مجموعه حدود ۲۵ وركشاپ در سراسر كشور برگزار كردهايم و برگزاري آنها در شهرها و دانشگاههاي مختلف، در فصول و در موقعيتها و مناسبتهاي مختلف صورت گرفته است كه دوستان ما در شهرستانها از اين اقدام كمال رضايت را داشتند كه البته براي ما تنها فعاليت در تهران ملاك نيست و بيشتر روي نحوه عملكرد متمركز ميشويم، بنابر اين در همين راستا آخرين وركشاپ ما، وركشاپ مقاومت و دفاع مقدس بود كه در چند روز گذشته سوم خرداد به مناسبت آزادسازي خرمشهر در تهران برگزار كرديم.
برگزاري وركشاپ اخير كه در واقع سومين وركشاپ مقاومت و دفاع مقدس محسوب ميشود، به لحاظ كيفي نسبت به ادوار گذشته چگونه بود و چقدر انتظارات شما را در اين رويداد بزرگ هنري برآورده ساخت؟ كيفيت وركشاپ سوم در مقايسه با دو دوره قبل خيلي خوب بود، به اين جهت كه ما تمام منويات و تمام خواستههايي كه در دو دوره گذشته دنبال ميكرديم، در آخرين وركشاپ مقاومت محقق شد و از سوي شركتكنندگان و بازديدكنندگان نيز بازتاب خيلي خوبي داشت.
شركتكنندگان در وركشاپ غالباً از چه مقاطع سني و از چه طيف و طبقهاي هستند؟
در اين مورد محدوديت خاصي نداريم اما در يك بخش شركتكنندگان ما دانشجويان هنر ميباشند ولي در مجموع بخش اعظمي از شركتكنندگان ما هنرمندان سه نسل انقلاب هستند يعني نسلي كه نقش كارآمدي داشتهاند و مباحث آرماني ما را براي معرفي دفاع مقدس و به خصوص سوم خرداد در كارهايشان پي گرفتهاند و اين سه نسل را ميتوان در پدران، پسران و نوهها ديد.
بنا به تعبير شما از اين سه نسل پدران امروز، پسران زمان جنگ هستند و با گوشت و پوست و خون، جنگ و تعرض دشمن را رصد و حس كردهاند، پس طبيعي است كه سوژههايشان را از روي مشاهدات خود، با باوري استوار و ايماني محكم طرح ميزنند اما اين باور و ايمان براي پسران و به خصوص نوههاي امروز گاه دستنيافتني است. با اين اوصاف استدراك دو نسل پسر و نوه امروز از جنگ چگونه صورت ميگيرد؟ درست است كه دو نسل آخر انقلاب جنگ را نديدهاند اما به قدري اين دو نسل باهوش هستند و درك بالايي دارند كه شايد نيازهاي اوليه كارشان را از كتابها و فيلمهاي دفاع مقدس يا شنيدههايشان مرتفع ميكنند يعني در واقع به زعم هنرمندان، به خصوص هنرمندان جوان، آزادسازي خرمشهر سرآغاز مقاومت و آزادي جهاني است و با يد واحده و دست خالي و دل در گرو خداوند كريم و قرآن مجيد ميتوان كارهاي بزرگي انجام داد، بنابر اين بدون اغراق بايد بگويم كه جوانان نسل ما هنوز باور محكم و اميد وافري به انقلاب و مقاومت دارند، ضمن اينكه مدام درحال مشورت با اساتيد و دوستانشان هستند.