
اينكه بابك محمدي نمايشنامهاي ايتاليايي را روي صحنه تماشاخانه ايرانشهر برده است، شايد بيش از همه، متأثر از آن سالهايي باشد كه در ايتاليا دانشجوي سينما و تئاتر بود، البته به زبان آلماني هم رمان و نمايشنامههايي نوشته و جايزههايي در اين خصوص گرفته است.
فعاليت محمدي در تئاتر را ميتوان با نمايشنامههايي مانند روح جهنمي، بالاي ابرها، آنالاي نوراني، درامهاي كوچك زندگي، سگهاي پدر، برادر ايراني من، مادام پي پي، حرفهايها و طبيبي عشق به خاطر آورد. يكي از مهمترين دلايلي كه محمدي اثري از ميان آثار ادواردو دفيليپو، پدر خوانده ناپلي را انتخاب كرد، احتمالاً نزديكي محتواي اين نمايشنامه به فرهنگ خانوادههاي ايراني است. كاراكترهاي نمايش و روابط ميان والدين و فرزندان، روابط خانوادگي ايرانيها را در ذهن متصور ميشود.
پدرخواندهاي كه برعكس دونكورلئونه بود
نمايش داستان پدر خوانده پيري را روايت ميكند كه تصميم ميگيرد با فساد مبارزه كند كه در نهايت جان خود را بر سر اين هدف از دست ميدهد. پدرخانواده ناپلي اما هيچ ربطي به كاراكتر دون كورلئونه فيلم سينمايي معروف پدر خوانده با بازي رابرت دونيرو ندارد، برعكس دون كورلئونه، دون آنتونيو مردي كه همه عمرش را صرف رفع اختلافات مردم و جلوگيري از خونريزي ميان آنان كرده است.
كاراكتر پدر خوانده با بازي مهدي سلطاني قابل قبول از آب درآمده است. سلطاني كه علاوه بر بازي در نمايشهاي مختلف، تجربه بازي در سريال تلويزيوني در مسير زاينده رود را هم در كارنامه خود دارد، ايفاگر كاراكتر دون آنتونيو است.
دون آنتونيو مردي است كه بر پايه اخلاق و قانون خودش زندگي كرده است. او قانون را در اجراي عدالت ناتوان ميداند و خودش مرجع قانوني براي تمام شهروندان ناپل است. در شهر ناپل هر كسي كه با ديگري به مشكل برميخورد براي رفع آن نزد دون آنتونيو ميرود. دون آنتونيو هم تمام ثروت و دارايي و اعتبار خود را در راه كمك به مردم و برقراري عدالت وقف كرده است.
در كنار او شخصيتي به نام دكتر فابيو را با بازي امير غفارمنش داريم. دكتر فابيو در كنار دون آنتونيو به مردم كمك ميكند اما قلباً اعتقادي به اصلاح مردم ندارد و مردم را در مقابل خدمات دون آنتونيو قدرناشناس ميداند. گره داستان از آنجا شكل ميگيرد كه مشخص ميشود جواني براي قضاوت به نزد پدرخوانده ميآيد و قصد قتل پدرش را دارد.
پدرخوانده براي انصراف پسر از اين تصميم تمام تلاشش را ميكند و در آخر به دست پدر او و ناعادلانه هدف اصابت چاقو و در آستانه مرگ قرار ميگيرد، اما از دكتر كه تنها شاهد ماجرا بوده ميخواهد كه دليل مرگش را عارضه قلبي اعلام كند تا پسرانش به دليل خون خواهي از پدر با قاتل درگير نشوند و خون و خونريزي ادامه پيدا نكند. در صحنه آخر ما شاهد مرگ دون آنتونيو هستيم و دوراهي دكتر فابيو براي اعلام علت واقعي مرگ يا وفادار ماندن به گفته او.
سرودهاي در ستايش اخلاق
محتوا و پيام آخرين اثر محمدي بيش از هر چيزي ستايش اخلاق و عدالت در مقابل بدي بوده است، مانند ديالوگي كه پدر خوانده در لحظات آخر به دكتر ميگويد: زندگي ادامه پيدا ميكند با آدمهايي مانند من و پسران من و آدمهايي مانند آرتورو و امثال او. اينكه آدمهاي خوب اگر باز هم زاده شوند خوبيها را ادامه ميدهند اما با بدي آدمهاي بد هم كاري نميتوان كرد و آنها هميشه وجود دارند، مهم اين است كه خوبي كردن از يادها نرود و انسانها از خوب بودنشان مأيوس نشوند.
خود بابك محمدي هم «پدرخوانده ناپلي» را اثري برخوردار از مضامين اخلاقي ميداند. او در مورد درونمايه اصلي اين نمايش نيز به مايههاي طنز اشاره ميكند اما طنزي تلخ، البته بابك محمدي گلايههايي هم از اين روزهاي تئاتر دارد. اينكه اين روزها براي سالنها و متنهاي بزرگ انتخاب بازيگران بسيار دشوار شده است چون بسياري از بازيگران قديمي به علت شرايط مالي و اجرايي نامناسب سالهاست از تئاتر دور ماندهاند و نميتوانند به راحتي ۳۰، ۴۰ صفحه را حفظ كنند.
همچنين به علت همين دور ماندن از تئاتر حتي رسايي صدايشان را هم از دست دادهاند. او همچنين با اشاره به سنگيني متن نمايشش گفته است كه چنين متنهايي واقعاً بازيگران تئاتر را لازم دارد تا به خوبي به اجرا برسد، اما به رغم تمام اين مشكلات اجراي آخرين نمايش بابك محمدي قابل قبول از كار درآمده است.
گفتني است نمايش «پدر خوانده ناپلي» با مدت زمان ۱۲۰ دقيقه به كارگرداني بابك محمدي هر روز به جز شنبهها از ساعت ۲۰ در سالن شماره يك مجموعه تماشاخانه ايرانشهر به صحنه ميرود.