کد خبر: 1363295
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۰
زنی که در سکوت دربار ژاپن اثری جاودانه خلق کرد
اولین رمان مدرن تاریخ ادبیات را چه کسی نوشت؟ بیش از هزار سال از نگارش این اثر می‌گذرد، اما هنوز درباره آن بحث می‌شود. برخی آن را نخستین رمان جهان می‌نامند، برخی محتاط‌ترند و از آن به عنوان نخستین رمان روان‌شناختی تاریخ یاد می‌کنند. آنچه تقریباً همه منتقدان بر سر آن توافق دارند، تأثیر شگرف این اثر بر ادبیات جهان و جایگاه بی‌بدیل آن در تاریخ روایت‌پردازی است. 
 احمد محمدتبریزی
جوان آنلاین: وقتی از تاریخ رمان سخن می‌گوییم، ذهن بسیاری از مخاطبان به اروپا، سروانتس، فلوبر یا حتی دانیل دفو می‌رود. اما قرن‌ها پیش از آنکه ادبیات اروپا به مفهوم مدرن رمان دست پیدا کند، زنی در دربار ژاپن اثری خلق کرد که هنوز بسیاری از پژوهشگران آن را نخستین رمان بزرگ تاریخ ادبیات جهان می‌دانند. اثری که نه تنها روایتگر عشق، قدرت و سیاست بود، بلکه برای نخستین بار به درون ذهن شخصیت‌ها نفوذ کرد و احساسات، تردیدها، حسادت‌ها و آرزو‌های آنان را به شکلی بی‌سابقه به تصویر کشید. نام این زن موراساکی شیکیبو و نام اثرش «قصه گنجی» یا «حکایت گنجی» است. 
بیش از هزار سال از نگارش این اثر می‌گذرد، اما هنوز درباره آن بحث می‌شود. برخی آن را نخستین رمان جهان می‌نامند، برخی محتاط‌ترند و از آن به عنوان نخستین رمان روان‌شناختی تاریخ یاد می‌کنند. آنچه تقریباً همه منتقدان بر سر آن توافق دارند، تأثیر شگرف این اثر بر ادبیات جهان و جایگاه بی‌بدیل آن در تاریخ روایت‌پردازی است. 
 
 روایتی فراتر از زمان
از زندگی موراساکی شیکیبو اطلاعات زیادی در دست نیست، حتی نام واقعی او نیز به طور قطعی مشخص نشده است. او حدود سال ۹۷۸ میلادی در کیوتو و در خانواده‌ای وابسته به خاندان قدرتمند فوجی‌وارا به دنیا آمد. پدرش از معدود اشرافی‌ها بود که اجازه داد دخترش زبان و ادبیات چینی بیاموزد، دانشی که در آن زمان عمدتاً در انحصار مردان قرار داشت. بعد‌ها موراساکی به عنوان ندیمه و بانوی دربار امپراتریس شوشی وارد دربار شد و در همان محیط اشرافی بود که شاهکار خود را نوشت. 
او در دوره‌ای‌آن زندگی می‌کرد، عصری که بسیاری آن را دوران طلایی فرهنگ کلاسیک ژاپن می‌دانند. دربار امپراتوری در آن زمان کانون شعر، موسیقی، خوشنویسی و آیین‌های پیچیده اجتماعی بود. موراساکی با مشاهده دقیق همین جهان اشرافی، مصالح لازم برای خلق اثری را فراهم کرد که بعد‌ها به یکی از مهم‌ترین متون ادبی تاریخ بدل شد. 
موراساکی نگارش «قصه گنجی» را احتمالاً در نخستین سال‌های قرن یازدهم آغاز کرد و حدود سال ۱۰۱۰ میلادی آن را به پایان رساند. این اثر در ۵۴‌فصل تنظیم شده و زندگی شاهزاده‌ای به نام هیکارو گنجی، مشهور به «شاهزاده درخشان»، را روایت می‌کند. گنجی فرزند امپراتور است، اما به دلایل سیاسی از جانشینی محروم می‌شود و زندگی او در میان عشق‌های متعدد، رقابت‌های درباری، تبعید، بازگشت و کشمکش‌های سیاسی ادامه می‌یابد. 
اما آنچه «قصه گنجی» را از بسیاری آثار پیش از خود متمایز می‌کند، صرفاً داستان آن نیست. این کتاب برخلاف حماسه‌ها و اسطوره‌های رایج زمان خود، بر زندگی روزمره، احساسات انسانی و روابط پیچیده میان افراد تمرکز دارد. موراساکی به جای آنکه قهرمانی شکست‌ناپذیر خلق کند، شخصیتی می‌آفریند که هم جذاب است و هم خطاپذیر، هم عاشق می‌شود و هم اشتباه می‌کند، هم قدرت دارد و هم از فقدان و مرگ رنج می‌برد. 
به همین دلیل بسیاری از مورخان ادبیات معتقدند «قصه گنجی» واجد عناصری است که امروز رمان مدرن را تعریف می‌کنند: شخصیت‌پردازی عمیق، تحول روانی شخصیت‌ها، روایت بلند، شبکه پیچیده روابط انسانی و توجه به جهان درونی انسان‌ها. 
 
 نخستین رمان مدرن
عنوان نخستین رمان جهان همواره محل بحث بوده است. پیش از موراساکی نیز روایت‌های بلند داستانی در یونان، روم و شرق وجود داشت. منتقدان یادآور می‌شوند که آثاری، چون «الاغ زرین» آپولیوس یا برخی رمانس‌های یونانی بسیار قدیمی‌تر از «قصه گنجی» هستند. با این حال، مدافعان جایگاه موراساکی تأکید می‌کنند که ویژگی اصلی رمان مدرن نه صرفاً داستان‌گویی، بلکه پرداخت روان‌شناختی و واقع‌گرایانه شخصیت‌هاست. ویژگی که در «قصه گنجی» به شکلی چشمگیر دیده می‌شود. 
شاید دقیق‌تر باشد اگر بگوییم موراساکی، نه لزوماً نخستین داستان‌نویس جهان، بلکه نخستین نویسنده‌ای بود که انسان را با همه پیچیدگی‌های روحی‌اش به مرکز روایت آورد، کاری که بعد‌ها اساس رمان‌نویسی مدرن شد. 
 
 روانکاوی پیش از روانکاوان
یکی از شگفتی‌های «قصه گنجی» این است که تقریباً ۹۰۰ سال پیش از ظهور روانکاوی و نظریه‌های مدرن درباره ذهن انسان نوشته شده است. موراساکی با دقتی حیرت‌انگیز احساسات شخصیت‌هایش را ترسیم می‌کند، از حسادت و دلبستگی گرفته تا اضطراب، اندوه و میل به قدرت. 
در بسیاری از فصل‌های کتاب، اتفاق بیرونی اهمیت کمتری نسبت به واکنش درونی شخصیت‌ها دارد. خواننده نه فقط می‌بیند که شخصیت‌ها چه می‌کنند، بلکه درمی‌یابد چرا چنین می‌کنند. همین ویژگی سبب شده است بسیاری از منتقدان، «قصه گنجی» را نخستین رمان روان‌شناختی تاریخ بدانند. 
 
 جهان از نگاه یک زن
اهمیت موراساکی تنها به پیشگامی او در فرم رمان محدود نمی‌شود. او یکی از نخستین زنان نویسنده تاریخ است که اثری در چنین ابعاد و کیفیتی خلق کرده است. در دورانی که زنان معمولاً از عرصه رسمی دانش و سیاست کنار گذاشته می‌شدند، موراساکی توانست تصویری دقیق از مناسبات قدرت و موقعیت زنان در جامعه ارائه دهد. 
بخش مهمی از جذابیت «قصه گنجی» در شخصیت‌های زن آن نهفته است. زنان داستان صرفاً معشوقه یا شخصیت‌های فرعی نیستند، آنان دارای زندگی درونی، خواسته‌ها، ترس‌ها و نگاه مستقل هستند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند موراساکی از خلال روایت خود، محدودیت‌ها و رنج‌های زنان در ساختار مردسالار دربار را نیز به نمایش گذاشته است. 
 
 تأثیر بر ادبیات جهان
کمتر اثری در تاریخ ادبیات توانسته است هزار سال بر فرهنگ یک ملت سایه بیفکند. «قصه گنجی» نه فقط بر ادبیات ژاپن، بلکه بر هنر‌های تجسمی، خوشنویسی، نمایش، شعر و حتی طراحی لباس در این کشور اثر گذاشته است. صد‌ها نسخه مصور، طومار، نمایش و اقتباس هنری بر اساس این اثر خلق شده‌اند و هنوز نیز در ژاپن بازخوانی و ترجمه می‌شود. 
با این حال نفوذ جهانی این اثر نسبتاً دیر آغاز شد. تا اواخر قرن نوزدهم، «قصه گنجی» تقریباً در خارج از ژاپن ناشناخته بود. ترجمه‌های انگلیسی و سپس ترجمه به زبان‌های دیگر باعث شد منتقدان غربی دریابند که تاریخ رمان تنها از اروپا آغاز نمی‌شود. این کشف نگاه بسیاری از پژوهشگران به تاریخ ادبیات جهان را تغییر داد. 
در طول قرن بیستم و بیست‌ویکم، بسیاری از نویسندگان و منتقدان برجسته از عظمت این اثر سخن گفته‌اند. برخی آن را هم‌سنگ شاهکار‌های تولستوی و پروست دانسته‌اند و برخی معتقدند اگر «قصه گنجی» در اروپا نوشته شده بود، جایگاه آن در تاریخ ادبیات جهان حتی پررنگ‌تر می‌شد. 
ویرجینیا وولف از جمله نویسندگانی بود که به این اثر توجه ویژه نشان داد و آن را نمونه‌ای کم‌نظیر از روایت‌پردازی زنانه دانست. منتقدان معاصر نیز بار‌ها به توانایی موراساکی در نمایش ذهن مردان و زنان اشاره کرده‌اند، توانایی که حتی امروز نیز تحسین‌برانگیز به نظر می‌رسد. 
 
 چند جمله از موراساکی
در میان جملات مشهور منتسب به موراساکی در «قصه گنجی»، برخی بیش از دیگران نقل شده‌اند؛ «چیز‌های واقعی در تاریکی، واقعی‌تر از رؤیا‌ها نیستند»، «به تعداد زنان، گونه‌های مختلف زن وجود دارد» و «هیچ هنر و دانشی را نباید نیمه‌دل آموخت.» این جملات نشان می‌دهد که نویسنده هزار سال پیش نیز دغدغه‌هایی کاملاً انسانی و جهان‌شمول داشته است؛ دغدغه‌هایی که هنوز برای خوانندگان امروز آشنا هستند. 
 
 جمع‌بندی
شاید مهم‌ترین دستاورد موراساکی شیکیبو این باشد که نشان داد ادبیات می‌تواند فراتر از روایت رویداد‌ها عمل کند و به کاوش در روح انسان بپردازد. او در عصری که شعر مهم‌تر از نثر شمرده می‌شد و زنان کمتر فرصت حضور در عرصه‌های فکری داشتند، اثری خلق کرد که به یکی از ستون‌های اصلی تاریخ ادبیات جهان تبدیل شد. 
هزار سال پس از نگارش «قصه گنجی»، هنوز وقتی از منشأ رمان مدرن سخن به میان می‌آید، نام موراساکی شیکیبو در صدر فهرست قرار می‌گیرد. زنی که در سکوت دربار ژاپن، راهی را گشود که بعد‌ها به تولد رمان به عنوان مهم‌ترین قالب ادبی جهان انجامید.
برچسب ها: ادبیات ، ژاپن ، فرهنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار