کد خبر: 470323
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۶:۰۰

اكنون كه پس از شكست همه تلاش‌ها براي ساقط كردن بشار اسد قرار نيست براندازي در سوريه محقق شود، نا امن‌سازي اين كشور مي‌تواند صحنه‌اي را براي مستهلك كردن نظام فراهم كند.
اين قرائت امريكا از يك سوريه خوب براي غرب است؛ سوريه‌اي كه آن قدر درگير مسائل داخلي شده است كه ديگر نمي‌تواند حداقل در كوتاه مدت تهديدي براي منافع امريكا و تل آويو در منطقه باشد.
خيلي خوشبينانه است اگر تصور كنيم تأكيدهاي مكرر بان‌كي‌مون، دبير كل سازمان ملل متحد بر آنچه كه آن را «آثار انگشت فعاليت تروريست‌هاي كاركشته در انفجارهاي سوريه» مي‌خواند به نفع دمشق است و بسيار ساده‌انگارانه‌تر اگر گمان كنيم تلاش دمشق براي اقناع غرب و همپيمانان آن درباره تحركات تروريستي داخلي آنها را به اين واقعيت نزديك مي‌كند كه تنش‌هاي سوريه مختصات يك انقلاب عربي را دارا نيست.
اين تلاش شايد افكار عمومي مردم جهان را در ميان هجمه رسانه‌اي غرب و جهان عرب كه دست كمي از خود اين حملات تروريستي ندارد قانع كند، اما پيداست كه بي‌توجهي غربي‌ها به اين اخطارها، بيش از آنكه ناشي از غفلت باشد، تغافلي آشكار است اما چرا غرب با وجود تهديد صريح القاعده، از بيانيه چند ماه پيش ايمن الظواهري رهبر جديد اين سازمان گرفته تا بمب گذاري‌هاي يك ماه گذشته كه بان كي مون القاعده را در آن دخيل مي‌داند، واكنشي نشان نمي‌دهد؟
در دكترين امنيتي ايالات متحده، القاعده با وجود مرگ اسامه بن لادن همچنان تهديد شماره يك امنيت ملي امريكا خوانده مي‌شود. در يمن همين تهديد به ابزاري براي مداخله و مديريت انقلاب آن تبديل شده است. ديگر براي مخاطبان اخبار، عادي شده است كه بشنوند هواپيماهاي بدون سرنشين امريكايي عناصري از القاعده را در پاكستان هدف قرار دادند. 
حتي اگر اين فرضيه سائد را هم قبول نكنيم كه القاعده ساخته دست امريكا و پلي متحرك براي عبور سربازان غربي به سوي مناطق دوردست براي اشغال يا لااقل توجيه ادامه حضور در كشورهاي اشغال شده است، حداقل كسي در اين واقعيت تشكيك نمي‌كند كه سازمان القاعده در مقطعي از تاريخ توانسته است نقش حافظ منافع غرب را در تقابل با اردوگاه كمونيستي شوروي بازي كند، در مقطعي ديگر لوله تفنگش را به سوي غربي‌هاي حامي خود گرفته و به اين ترتيب پاي ارتش‌هاي غربي را به منطقه خاورميانه باز كرده است و حالا هم مي‌تواند بخش بزرگي از پازل نا امن‌سازي را در يكي از استراتزيك‌ترين نقاط جهان تكميل كند.
اين گونه است كه قطر به عنوان پايگاه نظامي امريكا در منطقه يك روز حامي تفكر اعتدال گرايان اخوان در مصر مي‌شود و شعار حمايت از انقلاب مردمي را سر مي‌دهد اما در سوريه ۴۰۰ تروريست را با حمايت بازرگانان قطري اعزام مي‌كند تا در كنار مخالفان مسلح عليه دمشق بجنگند و با كشتار نظاميان و غير نظاميان مجري پروژه امريكايي باشند. (نگاه كنيد به روزنامه فرانسوي فيگارو، تاريخ ۲۶/۵/۲۰۱۲)
ترديدي نيست كه در دكترين امنيتي مخفي امريكا از القاعده فرضي و ابزاري خطرناك تر، اضلاع عيني مقاومت ضد اشغالگري در منطقه است و باز شكي نيست كه كاركرد لايه‌هاي امنيتي تاثيرگذار در عرصه ميداني تحولات، بسيار متفاوت از كنش‌هاي سياسي سران و ژست‌هاي ديپلماتيك آنان است.
به نظر مي‌رسد واكنش‌هاي دمشق آن هم فقط در برابر عوامل اجرايي صحنه و مجريان عمليات‌هاي تروريستي، صرفا به نفس واكنش و استهلاك هر چه بيشتر در عرصه امنيتي و سياسي منجر مي‌شود و دست‌ها و مغزهاي طراح و پنهان همچنان به آرايش‌هاي جديد در اين شطرنج پرتلفات و خونبار مشغولند. شايد زمان كنش واقعي فرا رسيده باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار