
قاسم غفوري: امريكا در روزهاي اخير ميزبان دو نشست بزرگ بوده است. نشستهايي كه در كنار تصميمات اتخاذ شده در آنها و تركيب مهمانان براي باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا داراي اهميت بسياري بوده است. سران گروه ۸ كشور صنعتي جهان و نيز سران ۲۸ عضو ناتو و متحدان آنها در كمپ ديويد و سپس شيكاگو گردهم آمدند.
نشستهايي كه بسياري تأكيد دارند اولين اهميت آنها، استفاده انتخاباتي اوباما از آنها بوده است. اوبامايي كه جايگاه خود را ميان مردم از دست داده، تلاش كرده با اين نشستها اقتدار خود را به نمايش گذاشته تا در لواي آن كمي جايگاه مردمي خود را ترميم كند.
در كنار مواضع و اهداف اوباما نكته قابل توجه در هر دو نشست گروه ۸ و سران ناتو تلاش حاضران براي بهرهگيري از حاشيهسازيها بوده است چنانكه حاشيههاي نشست اصليترين اهداف نشستها را تحتالشعاع قرار داد. پرداختن به مسائلي مانند برگزاري جشن تولد براي نخستوزير ژاپن يا مطرح شدن مسائل حاشيهاي در نشست نظير مسئله هستهاي ايران، كرهشمالي و تحولات سوريه يا رويكرد به مسائلي مانند بحران اقتصادي يونان يا به اصطلاح روند دموكراسي در كشورهاي عربي و. . . از جمله اين رفتارها بوده است.
بررسي رفتاري نشستهاي مذكور نشان ميدهد كه اين كشورها پيش از آنكه بر مسائل اصلي بپردازند به امور حاشيهاي و بعضاً متفاوت از اهداف اصلي نشست پرداختهاند. در باب رويكرد نشستهاي مذكور به چنين رفتارهايي چند نكته قابل توجه است.
اولاً به رغم ادعاهاي ظاهري و عكسهاي يادگاري گرفته شده ميان حاضران در اين نشستها چندان توافقي ميان طرفين وجود نداشته و عملاً مسير اختلاف ميان آنها قرار داشته است امري كه ميتوان در مواضع اولاند، رئيسجمهور جديد فرانسه مشاهده كرد كه عملاً با سياستهاي ناتو و امريكا براي ادامه حضور در افغانستان يا اجراي طرح رياضت اقتصادي مخالفت كرده است. اختلافهاي موجود ميان سران گروه ۸ و ناتو هزينههاي بسياري براي آنها به همراه دارد. لذا به دنبال پنهانسازي اين امر هستند.
ثانياً محور ديگر اين نشستها را تقابلها ميان غرب و روسيه تشكيل ميداد به گونهاي كه نبود پوتين در اين نشستها عملاً آن را تحتالشعاع قرار داد. برجسته شدن عدم همراهي روسيه با غرب پيامدهاي سنگيني براي امريكا و ناتو به همراه دارد لذا غربيها تلاش كردند تا به هر نحوي شده تقابلهاي روسيه را پنهان سازند، چنانكه اوباما با آغوش باز از مدودف استقبال كرده و چنان رفتار كرد كه نبود پوتين چندان تأثيري بر نشستها و روابط امريكا با روسيه ندارد.
ثالثاً به رغم ادعاهاي مطرح شده نشست گروه ۸ طرحي براي حل بحرانهاي اقتصادي غرب نداشته و عملاً دستشان خالي بوده است چنانكه حاضران در نشست صرفاً به كليگويي از جمله بحران اقتصادي يونان پرداختند. نشست گروه ۸ نشان داد كه اين گروه ديگر توان بازيگري در صحنه بينالملل را ندارد و بايد پذيرنده بازيگران جديد اقتصادي باشد.
رابعاً نشست ناتو نيز نشان داد كه اين پيمان نيز ديگر توان بازيگري در جهان را ندارد و اختلافهاي داخلي و فشارهاي بيروني بر آن تأثير منفي داشته است. حاضران در اين نشست صرفاً در زمينه افغانستان به كليتي براي حمايت از اين كشور دست يافتند اما برنامه تدوين شدهاي براي آينده حضورشان در اين كشور اتخاذ نكردند.
بسياري تأكيد دارند كه بحران اقتصادي و اختلافهاي دروني زمينه اين نابسامانيها را تشكيل ميدهد كه موجب شد كه ناتو نتواند چنانكه ميخواهد سياستهاي خود را پيگيري كند.
خامساً نكته مهم ديگر اعتراضهاي گسترده مردمي بيرون اجلاسهاي G۸ و ناتو و حتي فرانسه از آن در اروپا بوده است. اين اعتراضها نشان داد كه G۸ و ناتو جايگاهي در ميان مردم ندارند و به نوعي بايد از صحنه خارج شوند. مجموع اين چالشها در مسير زوال قرار گرفتهاند. با توجه به هزينههاي افشاي اين حقيقت براي غرب ايجاد فضاي حاشيهاي راهكاري براي پنهانسازي آنها بوده است هرچند كه سطح مشكلاتشان چنان بوده كه نتوانستهاند از همه آن را پنهان سازند.