مروري بر آنچه كه طي هفتههاي اخير در آستانه اجلاس استانبول ۲ تا نشست بغداد گذشت، بيانگر اين واقعيت است كه مجموعهاي از تضادهاي درون ساختاري مانع اصلي و ناتواني گروه ۱+۵ و به ويژه امريكاييها - كه گرداننده اصلي طرف مقابل در اين نشست هستند- در حصول به توافق است و به طور طبيعي تداوم آن با اين تضادها، چشمانداز روشني را نيز براي آينده ايجاد نميكند.
۱- تضاد اول، تضاد ۱+۵ با NPT است، چرا كه براساس آن هر كشوري مجاز است كه با رعايت مقررات آن به سطوح لازم غنيسازي صلحآميز هستهاي دست يابد، اما به رغم نبود هيچ نشانهاي از رعايت نشدن مقررات اين توافقنامه توسط ايران، غرب حاضر نيست اين حق قانوني ايران را به رسميت بشناسد و به همين دليل در اين نشست و نشستهاي ديگر تنها اصرار بر تعليق تمامي فرآيندها دارد و بر همين اساس است كه ايستادگي غرب در برابر ايران به نوعي لجاجت تعبير شده است.
۲- مشكل ديگر طرف مذاكرهكننده، غلبه مطالبات صهيونيزم جهاني بر ديدگاههاي اغلب اعضاي طرف مذاكرهكننده با ايران است و از نظر آنان تأمين نظرات اين رژيم جعلي در زمينه تعليق كامل فعاليتهاي هستهاي ايران محور اصلي براي تصميمگيريهاست. در همين زمينه روزنامه صهيونيستي هاآرتص روز گذشته خبر داد كه امريكا، «وندي شرمن»، معاون سياسي وزارت خارجه اين كشور و مسئول تيم مذاكرهكننده خود در اجلاس بغداد را روز جمعه به سرزمينهاي اشغالي ميفرستد تا مقامات اين رژيم را در جريان مذاكرات بغداد قرار دهد. به نوشته اين روزنامه در بيانيه وزارت خارجه امريكا آمده كه هدف ديگر شرمن از اين سفر تأكيد بر تعهد ناگسستني امريكا نسبت به امنيت اسرائيل است.
پس از نشست استانبول «گري سيمور»، مشاور رئيسجمهور امريكا در امور مربوط به برنامه هستهاي ايران در تاريخ ۳۱/۱/۱۳۹۱ به خبرنگاران تأكيد كرده بود كه امريكا در نشست استانبول پذيرفته است كه حق ايران در غنيسازي صلحآميز هستهاي را به رسميت بشناسد. اما طي روزهاي بعد از آن و به دنبال فشار لابي صهيونيزم تغيير ديدگاه امريكاييها حتي قبل از كنفرانس بغداد نيز آشكار شده بود.
۳- تضاد ديگر گروه ۱+۵ در نشست بغداد، ناتواني نمايندگان اعزامي در تصميمگيري در مورد توافقات و محورهاي مورد مذاكره است چرا كه آنها معاونان وزراي خارجه اين كشورها هستند كه قادر به تصميمگيري نيستند، به ويژه آنكه علاوه بر آن اختلافنظرهاي ميان آنها خود به عاملي ديگر براي رسيدن به توافقات تبديل شده است.
۴- مشكلات و رقابتهاي دروني در امريكا ميان كنگره و كاخ سفيد كه نماد رقابت انتخاباتي دو حزب اصلي اين كشور است، تصميمگيري براي سران اين رژيم را در امور فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران دشوار ساخته است. در حالي كه اوباما به حصول توافق بر سر مسئله هستهاي ايران براي پيروزي در انتخابات آينده نياز دارد، درست به همان دليل كنگره- كه اكثريت آن در دست جمهوريخواهان است - تمايلي به استفاده اوباما از اين امتياز ندارد و به همين دليل و براساس گزارش صداي امريكا، كنگره اين كشور در تاريخ ۲۶/۲/۱۳۹۱ مصوبهاي را به بحث گذاشت كه مبتني بر آن كاخ سفيد قادر نباشد هيچ سطح از غنيسازي هستهاي ايران را به رسميت بشناسد.
۵- اما شايد مهمترين دليل طرف مقابل ايران و به ويژه امريكاييها در بهرهگيري از مذاكرات هستهاي به عنوان يك بستر براي عمليات رواني عليه مردم ايران را بايد در اين رهيافت دانست كه فشارها و تحريمها موجب افزايش نارضايتي مردم ايران شود، در اين صورت نظام اسلامي ناچار خواهد بود كه در برابر غرب تسليم شود و تعليق فعاليت هستهاي خود را بپذيرد و به همين دليل است كه طي هفتههاي اخير شاهد فضاسازي گستردهاي از سوي رسانههاي غربي و حتي برخي از نشريات داخلي - كه تنها به عنوان سرپل دشمن عمل ميكنند - بوديم. از منظر آنان تداوم اين تاكتيك (مذاكرات براي مذاكره) و تبعات اجتماعي آن قادر خواهد بود كه غرب را به موضع برتر در اين مذاكرات برساند و از پيامدهاي آن حتي براي حل ديگر تضادهاي خود استفاده كند.
در اين زمينه اگرچه نميتوان نسبت به واكنشهاي سودجويانه برخي فعالان فرصت طلب در سوءاستفاده از اين شرايط بيتفاوت بود، اما آنچه كه مبتني بر تجربيات تاريخي و فرازهاي مهم تاريخ سياسي كشور در بعد از انقلاب اسلامي ميتوان بر آن تأكيد كرد، تبيين دقيق شرايط و بيان اهداف غرب در اين سناريوي جديد براي توده اجتماعي در كنار سياستهاي هوشمندانه و فعالانه مسئولان اقتصادي كشور، قادر به بطلان اين تصور نادرست در ميان طرف مقابل ايران خواهد بود.
مقام معظم رهبري به روشني بر اين شاخصهها در مراسم دانشآموختگي دانشجويان دانشگاه امام حسين (ع) در تاريخ ۳/۳/۱۳۹۱ تأكيد كردند و با اشاره به اينكه عزت و اقتدار ملت ايران نتيجه پايداري و ايستادگي در مسير بيعت الهي است يادآور شدند كه ملت پيشگام ايران در دهه پيشرفت و عدالت حركت پرشتاب خود را به سوي پيشرفتهاي بيشتر و تحقق عدالت ادامه ميدهد و جبهه ظلم و استكبار و زورگويي برخلاف هياهوي ظاهري رو به اضمحلال است. ايشان همچنين با تأكيد بر ضرورت تلاش جوانان در اين عرصه و متأثر از مجاهدتهاي نسل گذشته خاطر نشان ميكنند كه: «البته هموار بودن مسير به معني نبود سختي و زحمت نيست، بلكه ادامه مسير همچنان نيازمند پايداري و استقامت است.»