
آنها در مقابل يك اعتراض به شدت دست و پاي خود را گم كردهاند. در صورتي كه سازمان سينمايي بايد از اين حالت انفعال خارج شود و براي وضعيت بحراني سينما فكري كند و برنامهاي را ارائه دهد. هم اكنون فيلمسازان نميدانند آينده كاريشان به چه صورت خواهد بود و اينكه موضوعي كه انتخاب ميكنند چه چيزي باشد كه دچار اعتراض، عدم اكران و ضرر و زيان ناشي از آن نشوند.
در حال حاضر فيلمهايي در صف اكران هستند كه بايد وضعيت اكران آنها مشخص شود. به نظر ميرسد تنها نهادي كه ميتواند به وضعيت فعلي سر و سامان دهد، سازماني سينمايي است و بهترين كار اين است كه جلساتي را با گروههاي معترض يا كساني كه دستاندركار توليد و اكران هستند، بگذارند و اين جو را از يك فضاي بحراني به يك فضاي آرام برسانند كه هم تماشاگر شاهد فيلمهاي خوبي باشد و هم كساني كه در چرخه اكران و وضعيت اقتصادي سينما هستند، از وضعيت مطلوبي برخوردار شوند. همچنين اين ترس و دلهرهاي كه هم اكنون در ميان تهيهكنندگان و فيلمسازان ايجاد شده و نميدانند چه مضاميني را براي فيلمهايشان در آينده انتخاب كنند، برطرف شود. به نظر من هم اكنون به جاي اينكه مديران به جشنواره كن بروند و بخواهند به فضاي جشنواره كن شور و هيجان بدهند، با توجه به اينكه ما در اين جشنواره نمايندهاي هم نداشتيم، در ايران ميماندند و در نشستهاي تخصصي به گفتوگو ميپرداختند. بعد از مسائلي كه براي اكران نوروزي اتفاق افتاد، سكوتي بر سينماي ايران حاكم شده است و به نظر من اين اشتباه بزرگي است كه هيچكس در اين زمينه بحث و گفتوگويي نميكند. رسانهها هم در اين مورد سكوت اختيار كردهاند، در صورتي كه ميتوانند ميزگردهاي مختلف تشكيل دهند و افراد با ديدگاههاي مختلف را دعوت كنند و به بحث و گفتوگو بپردازند. ما نبايد با يك اعتراض و با يك عكسالعمل، حالت انفعالي بگيريم و سكوت اختيار كنيم. در صورتي كه درباره سينما كه مركز انديشه و تفكر است و بر بستر گفتوگو و انديشه بنا شده است، ميتوانيم گفتوگو كنيم. مانند همين مسائلي كه درباره خانه سينما رخ داده است. ديوان عدالت اداري حكمي را صادر كرده، وكلاي سازمان سينمايي و اهالي خانه سينما ادعاهايي را مطرح كردهاند ولي متأسفانه هيچ كدام نمينشينند در كنار هم يك گفتوگوي منطقي و تعامل برانگيزي را ايجاد كنند و در آخر به يك نتيجه مطلوبي برسند. همه اينها به جريان فرهنگي كشور آسيب ميزند. ما در يك فضاي فرهنگي قرار داريم كه از سوي بيگانگان مورد تهاجم است. بايد در اين فضاي فرهنگي آرامش كاملي برقرار باشد تا به خوبي بتوانيم سياستگذاري و برنامهريزي كنيم.
در غير اين صورت با هجوم فرهنگهاي بيگانه و نفوذشان در بلندمدت دچار آسيب ميشويم و تماشاگر ايراني سرگردان مجبور ميشود براي سبد فرهنگي خود، انتخابي داشته باشد، اگر ما نتوانيم خوراك فرهنگي در اختيارش قرار دهيم به سوي ابزارها و وسايل ديگر خواهد رفت كه آسيبش را در نهايت خانواده ايراني خواهد خورد. من هنوز نميدانم چرا رئيس سازمان سينمايي و معاونت نظارت درباره حوادث اخير سكوت كردهاند و راهحلي ارائه نميدهند. ديگر نهادهاي فرهنگي مرتبط مانند كميسيون فرهنگي مجلس نيز ميتوانند در اين زمينه وارد شوند و راهحل ارائه دهند. به هر حال در درون نظام و ميان نيروهاي معتقد به نظام و ارزش ها، اختلافي در مورد توليد و اكران فيلمها به وجود آمده است و نياز است گروهي كه ميتوانند نقش پدر يا نقش پيشكسوت را داشته باشند، واسطه شوند كه اين نيروهاي انقلابي به تفاهم و دوستي برسند كه خداي ناكرده ضربهاي جدي به سينما كه از مهمترين ابزارهاي فرهنگي كشور محسوب ميشود، وارد نيايد.