کد خبر: 469495
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۶:۰۰
«جوان» گزارش مي‌دهد؛

سيدرحيم نعمتي: آندرس فوگ راسموسن، دبيركل ناتو اعلام كرده بود كه با حضور اعضاي ناتو و سازمان‌هاي بين‌المللي در شيكاگو، اين نشست پرمشاركت‌ترين جلسه ناتو در تاريخ اين پيمان خواهد بود. از اين سخن او مي‌توان فهميد كه ناتو سعي داشته تا نشست شيكاگو را در بالاترين سطح ممكن از هيئت‌هاي سياسي برگزار كند. با وجود اين، نگاه‌ها به آلمان و نقش اين كشور در ناتو معطوف شده چراكه در مورد سياست‌هاي نظامي اين كشور و نقش آن در آينده ناتو بحث و جدل شده و حتي مي‌توان گفت كه ترديد‌هايي نيز در مورد حضور مؤثرش در آينده ناتو ايجاد شده است.

جنگ افغانستان و گلايه از آلمان
اين موضوع قابل قبول است كه مسئله جنگ افغانستان يكي از موضوعات اصلي نشست شيكاگو است چراكه طبق آنچه اعلام شده، قرار است تا نيروهاي خارجي مستقر در افغانستان تا سال ۲۰۱۴ از اين كشور خارج شوند و حتي برخي از كشورهاي عضو ناتو همانند فرانسه اعلام كرده‌اند كه نيروهاي خود را در سال ۲۰۱۳ از افغانستان خارج مي‌كنند. حتي اگر فرانسه يا آلمان نيروهاي خود را تا قبل از ۲۰۱۴ از افغانستان خارج نكنند باز اينكه وضعيت افغانستان بعد از آن تاريخ چگونه خواهد شد،
 
مسئله‌اي است كه اعضاي ناتو بايد از هم‌اكنون نسبت به آن ارزيابي مشخصي داشته باشند و استراتژي خود را در مورد آن مشخص سازند. نكته ديگر در مدت زمان باقي‌مانده تا آن تاريخ است. نيروهاي ناتو تحت عنوان ايساف نتوانسته‌اند موفقيتي براي مأموريت خود در افغانستان به دست آوردند كه حملات اخير نيروهاي طالبان در كابل گواه اين امر است. نكته مهم ديگر در اين مسئله، نقشي است كه اعضاي ناتو در افغانستان مي‌توانند داشته باشند تا آن كه اين سازمان بتواند به صورت موجهي پرونده افغانستان را تا سال ۲۰۱۴ ببندد. وقتي كه به آلمان و نقش اين كشور در مأموريت ايساف نگاهي انداخته شود، اهميت قضيه بيشتر آشكار مي‌شود.
 
طي سال‌هاي اخير، اصطلاح «احساس آلماني» در مقر ناتو در بروكسل بر سر زبان‌ها افتاده كه گوياي اين مفهوم است كه هر آنچه آلمان براي متحدانش مي‌كند هم بسيار كم است و هم بسيار دير. در واقع، آلمان در اين چند سال اخير حضورش در افغانستان و همچنين نحوه عملكردش در ديگر امور مربوط به ناتو موجب برانگيخته شدن گلايه‌هايي از سوي ديگر اعضاي ناتو شده كه حتي در برخي از مواقع اين گلايه‌ها لحن تندتري نيز پيدا كرده است. براي مثال، نمايندگان مجالس كشورهاي عضو ناتو سال ۲۰۰۶ نشستي در كبك كانادا داشتند. يكي از نمايندگان مجلس عوام بريتانيا در اين نشست به شدت نقش آلمان در افغانستان را نقد كرد و گفت: «برخي چايي و نوشابه‌اي مي‌نوشند در حالي كه ديگران جانشان را به خطر مي‌اندازند». بر اثر اين تلقي گلايه‌آميز بوده كه راسموسن در سال جاري ميلادي بودجه‌اي را به شدت كم كرد كه براي مدت‌ها به مؤسسه آلماني امور بين‌الملل و امنيت (SWP) اختصاص داده شده بود.
 
ماركوس كايم، يكي از كارشناسان SWP، در مورد اين تصميم راسموسن گفته است كه آلمان در سال‌هاي اخير نه انتظارات شركاي متحد را برآورده ساخته و نه اينكه در برابر مسئوليت جهاني‌اش تصوير روشني از خود به عنوان يك قدرت متوسط به نمايش گذاشته است. مسئله عمده در مشاركت براي پرداخت هزينه‌هاست كه انتظار مي‌رود اعضاي ناتو آن را به عهده بگيرند و به خصوص در بحران فراگير مالي غرب اين انتظار بيشتر از گذشته اهميت يافته اما با اين گلايه‌ها مشخص مي‌شود كه آلمان انتظارات ديگر اعضا را برآورده نساخته است. 

فاصله آلمان از ناتو
وقتي قضيه ليبي پيش آمد، آلمان نشان داد كه مايل به اتخاذ مسيري مخالف جهت ديگر شركايش در ناتو است و حتي در تصميم خود جديت نيز دارد. آلمان هنگام رأي به قطعنامه ۱۹۷۳ شوراي امنيت براي وضع منطقه پرواز ممنوع بر فراز ليبي با رأي ممتنع خود تعجب شركايش را برانگيخت و اين تمام ماجرا نبود. آلمان نه تنها در برنامه ناتو براي حمله به ليبي شركت نكرد بلكه حتي توماس دي مايزير، وزير دفاع آلمان به نيروهاي آلماني دستور داد تا از فعاليت نظارتي آواكس خارج شوند و به اين ترتيب، نيروهاي آلماني را از كوچك‌ترين همكاري با نيروهاي ناتو برحذر داشت. اين دست اقدامات آلمان به وضوح نشان‌دهنده اين است كه اين كشور ديگر حاضر نيست در ناتو آن نقشي را بازي كند كه در سال‌هاي گذشته داشت بلكه حداقل به دنبال محدود كردن دامنه فعاليت خود در اين پيمان است. براي مثال، مقام آلماني بخش سياست‌هاي عمومي ناتو در ماه آگوست از مقام خود كناره‌گيري كرد و برلين نيز هيچ اعتراضي به اين تصميم او نداشت؛ در حالي كه با اين كار، آلمان يكي از پست‌هاي ارشد غيرنظامي در ناتو را از دست داد.
 
چنين به نظر مي‌رسد كه مقامات برلين چندان تمايلي به حفظ پست‌هاي كليدي در ناتو ندارند و به اين جهت، اين كشور قصد دارد تا پست معاونت فرماندهي هوايي ناتو در رامشتاين را نيز از دست بدهد.
مشخص است كه يك دليل آلمان در اين نوع سياست نسبت ناتو اقتصادي است.
 
مايزير در برنامه خود براي اصلاح ارتش آلمان سعي دارد محدوديتي در پرداخت سهم آلمان در ناتو ايجاد كند. اين تصميم مايزير تا اندازه زيادي با سياست رياضت اقتصادي آنگلا مركل، ‌صدراعظم آلمان هماهنگي دارد چراكه قرار است ارتش آلمان در جهت اجراي اين سياست از بودجه دفاعي خود بكاهد كه يكي از موارد اين كاهش مربوط به سهم آلمان در هزينه‌هاي مشترك ناتو است. با وجود اين، متحدين آلمان در ناتو از خود مي‌پرسند چرا اين كشور در پرداخت سهمش به ناتو محدوديت ايجاد مي‌كند در حالي كه ارتش اين كشور حتي بنابر برنامه اصلاحي مايزير، باز تمام توانايي‌هاي نظامي خود را حفظ مي‌كند و كاهشي در آنها ديده نمي‌شود و علاوه بر اين، چرا ارتش آلمان از ۱۸۵ هزار يگان تنها ۱۰ هزار يگان خود را آماده مأموريت‌هاي خارجي كرده است. 

برخي همانند پاتريك كلر، كارشناس بنياد كنراد آدنور معتقدند كه اين سياست آلمان در قبال ناتو بيشتر به دليل فقدان يك درك بنيادين از سياست امنيتي در برلين است اما بايد گفت كه جهت ديگري در اين سياست دخيل است. از نوع حضور آلمان در افغانستان و عدم مشاركت اين كشور در حمله به ليبي مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه آلمان حاضر نيست در مجموعه ناتو هر هزينه‌اي را به نفع ديگر متحدين و به خصوص امريكا به جان بخرد.
 
برعكس، آلمان به عنوان قطب اصلي اقتصاد اتحاديه اروپا بيشتر به دنبال اهداف امنيتي خود است تا آنكه بار ناتو را به دوش بكشد و در اين جهت، تدوين اهداف امنيتي آلمان و در وهله دوم اتحاديه اروپا براي آلمان اهميت بيشتري دارد. از اين رو است كه آلمان با فاصله گرفتن محتاطانه از ناتو به دنبال تدوين چنين اهدافي است و هر چند كه تا زمان لازم در ناتو مي‌ماند اما اين احتمال وجود دارد كه اين فاصله گرفتن از ناتو در نهايت به خارج شدن آلمان از اين سازمان ختم شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار