کد خبر: 469343
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۱۰
گزارش «جوان» از عامل جنايتي كه محاكمه شد؛

به گزارش خبرنگار «جوان»، زماني كه قاضي هدايت رنجبر رئيس شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز رسميت جلسه را اعلام كرد، دهقاني نماينده دادستان كرج در جايگاه ايستاد و گفت: عصر روز ۳۰ تيرماه سال ۸۹ مردي با مأموران پاسگاه مركزي امام خميني كرج تماس گرفت و گفت مقابل يكي از فروشگاه‌هاي لباس عروس در خيابان بهار بين چند نفر دعواي خونيني اتفاق افتاده است. 

زماني كه مأموران خودشان را به محل رساندند، در حالي كه دعواي طرفين ادامه داشت در نخستين گام فهميدند مرد ۲۷ ساله‌اي به نام رحيم به دليل شدت ضربه چاقويي كه به بدنش اصابت كرده، جان باخته است. بنابراين حميدرضا۲۳ساله، مهدي۳۳ساله، حمزه۴۰ساله، محمدرضا۲۵ساله، كريم ۲۹ساله، رضا ۳۸ساله و فرشته ۳۱ساله كه در دعوا شركت داشتند، دستگير شدند. 

طرفين به مأموران گفتند كه رحيم با ضرب چاقوي حميدرضا كشته شده است. حميدرضا در جريان بازجويي‌ها قتل را پذيرفت و صحنه جرم را نيز بازسازي كرد. نماينده دادستان متهم را گناهكار دانست و براي او درخواست مجازات قانوني كرد. بعد از اينكه اولياي دم براي متهم درخواست قصاص كردند، قاضي رنجبر متهم را به جايگاه دعوت كرد.
حميدرضا اتهام خودش را قبول كرد و در توضيح ماجرا گفت:يك ماه از مراسم عروسي‌ام گذشته بود اما مدت زيادي بود كه در خيابان بهار مغازه فروش لباس عروس داشتم. مشغول كسب و كار بودم و درآمد خيلي خوبي هم داشتم تا اينكه برادرم – محمدرضا- و همسرش - فرشته– مغازه‌اي براي فروش لباس عروس در همسايگي مغازه من اجاره كردند. 

آنها كه مي‌ديدند مشتري‌هاي مغازه من خيلي زياد است مرا تهديد كردند تا مغازه‌ام را به محل ديگري ببرم تا آنها بهتر بتوانند كاسبي كنند. من كه از حرف آنها خنده‌ام گرفته بود اول توجهي به حرف آنها نكردم اما هر روز كه مي‌گذشت تهديد‌هاي آنها جدي‌تر شد تا اينكه يك روز وقتي در مغازه‌ام را بازكردم متوجه يك آتش‌سوزي جزئي در مغازه شدم. بلافاصله به مأموران آتش‌نشاني خبر دادم و آنها بعد از بررسي‌هاي خود اعلام كردند كه حادثه عمدي بوده است و يك نفر تلاش كرده مغازه مرا آتش بزند. عصر آن روز فرشته به مغازه‌ام آمد و گفت اقدام به آتش‌سوزي مغازه كار او بوده است و اگر مغازه‌ام را به جاي ديگري نبرم تهديد‌هاي خودش را جدي‌تر مي‌كند. من كه از رفتارهاي او عصباني شده بودم به صورتش چند سيلي زدم و از او به اتهام آتش زدن مغازه‌ام در اداره پليس شكايت كردم.
 
فرشته ماجراي سيلي خوردنش را براي برادرهايش- كريم، رحيم و رضا- تعريف كرد و آنها تلفني مرا تهديد كردند. ظهر آن روز وقتي به خانه رفتم دايي‌هاي همسرم- مهدي و حمزه- براي ميهماني به خانه‌مان آمده بودند. مشغول پذيرايي از آنها بودم كه چندنفر از مشتري‌هايم تماس گرفتند و خواستند فاكتور اجناس‌شان را به آنها بدهم. آن فاكتورها داخل مغازه بود و مي‌ترسيدم فرشته و برادرهايش برايم ايجاد دردسر كنند، از دايي‌هاي همسرم خواستم تا با هم به مغازه برويم و فاكتورها را برداريم. آنها هم قبول كردند. 

داشتم قفل در مغازه را باز مي‌كردم كه ناگهان كريم، رحيم و رضا در حالي كه چاقو داشتند و فرشته و برادرم هم با آنها بودند به ما حمله كردند. آنها من، مهدي و حمزه را با چاقو زخمي كردند تا اينكه رحيم با چاقو مقابل من ايستاد. فرشته مدام او را تحريك مي‌كرد مرا بكشد. 

من براي دفاع از خودم چاقو داشتم. وقتي رحيم حمله كرد به او ضربه‌اي زدم كه نقش بر زمين شد اما قصد كشتن او را نداشتم و از اتفاقي كه افتاده است ناراحت هستم. هيئت قضايي بعد از شنيدن دفاعيات وكيل متهم و آخرين دفاع وي براي صدور رأي وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار