قاسم غفوري: فلسطين اين روزها بار ديگر كانون تحولات جهاني قرار گرفته است از يكسو اشغالگريهاي صهيونيستها ادامه دارد و هر روز بخشي از قدس و كرانه باختري را به زير سلطه خود ميآورند، از سوي ديگر مقاومت فلسطينيها در غزه و كرانه باختري و قدس در برابر صهيونيستها همچنان ادامه دارد و حاضر به تسليم شدن در برابر اشغالگري صهيونيستها نيست.
در كنار تمام اين تحولات رفتارهاي ابومازن امري قابل توجه است. گويي وي رئيس تشكيلات خودگردان براي حمايت از حقوق ملت فلسطين نيست و در چارچوب سياستهاي ديگر حركت ميكند. در رفتارهاي ابومازن يك اصل مشاهده ميشود وآن علاقه شديد وي به نامهنگاري است.
اولاً ابومازن چند روز پيش نامهاي را به نتانياهو، نخستوزير صهيونيستها نوشته و خواستار آن شده تا وي وضعيت را براي آغاز گفتوگوها اعلام كند. رئيس تشكيلات خودگردان در اين نامه به نتانياهو هشدار داده كه در صورت مخالفت با روند سازش، وي نيز پاي ميز مذاكره نخواهد آمد و مذاكرات را شكست خورده تلقي خواهد كرد. ثانياً ابومازن طي نامهاي به سازمان ملل، خواستار تحرك اين سازمان درباره شهركسازي صهيونيستها شده است و اين اقدامات را مغاير با روح مذاكرات دانسته است.
ثالثاً ابومازن طي نامهاي به امريكا خواستار كمك امريكا براي بررسي وضعيت اسراي فلسطيني دربند صهيونيستها شده است. البته او تأكيد كرده كه عدم توجه به وضعيت اسرا موجب بدتر شدن شرايط آن شده است. هرچند كه ابومازن با اين تحركات تلاش دارد تا چنان نشان دهد كه براي كمك به ملت فلسطين گام برميدارد و به نوعي حتي در صحنه بينالملل ايفاي نقش ميكند اما رفتارهاي ابومازن و محتواي نامههاي وي نشان ميدهد كه او نه براساس اصل حمايت از فلسطينيها بلكه براي رسيدن به منافعي ديگر اين رويكرد را در پيش گرفته است.
ابومازن با چنين رويكردي سكوت خود در برابر اشغالگري صهيونيستها، محاصره غزه و اسراي فلسطيني را پنهان ميسازد و وقتكشيهاي خود در مقابله با اين چالشها را با عنوان انتظار براي پاسخگويي نامههايش توجيه مينمايد. به عبارت ديگر عملكردهاي ابومازن تحركي است براي آنكه وي از مسئوليتهاي خود شانه خالي كرده در حالي كه در ظاهر ادعاي انهدام گسترده جهاني براي احقاق حقوق فلسطينيها را مطرح ميكند.
ابومازن با اين نامهنگاريها رفتاري را انجام ميدهد كه موجب نارضايتي صهيونيستها و امريكا نشود. ابومازن چنان رفتار ميكند كه گويي وي نماينده صهيونيستها و امريكاست كه نبايد موجب ناراحتي آنها شود لذا به جاي آنكه اقدام عملي براي حمايت از حقوق فلسطينيها صورت دهد به نامهنگاري ميپردازد. نامهنگاريهايي كه در آن سخني از مقاومت يا پيامد عدم اجراي خواستههايش مطرح نشده است.
جالب توجه آنكه بزرگترين تهديد وي آن است كه با ادامه يافتن چنين شرايطي روند سازش به خطر خواهد افتاد. نكته مهم آنكه ابومازن با اين ادعا كه مقاومت و ايستادگي مردمي موجب پاسخ منفي صهيونيستها، سازمان ملل و امريكا ميگردد به سركوب مردم كرانه باختري ميپردازد و در برابر درد و رنج مردم غزه سكوت ميكند.
عملكردهاي ابومازن در نامهنگاريهايش موجب شده تا صهيونيستها با خيالي آسوده به اشغالگريهاي خود ادامه دهند در حالي كه هراس از فلسطينيها ندارند، امريكا و سازمان ملل نيز وقتي چنين وضعيتي را در نامههاي ابومازن ميبيند تحركي براي حمايت از فلسطين صورت ندارد و صرفاً به يك ابراز تأسف بسنده ميكنند.
با توجه به اين شرايط ميتوان گفت كه از چالشهاي ملت فلسطين، نامهنگاريهاي وقتسوزانه ابومازن است كه صرفاً براي خيانت به فلسطين و پنهانسازي ناتوانيهاي وي در اجراي وظيفهاش در قبال فلسطين صورت ميگيرد در حالي كه ملت فلسطين از اين وضعيت به سطوح آمده و تأكيد دارند كه بايد اين نامهنگاريها پايان يافته و مقاومت جايگزين آن گردد.