
در اين كتاب پيش زمينهها، جهانبيني و مواضع سياسي، اقتصادي و اجتماعي احزاب اسلامگرا در اين منطقه مورد بررسي قرار گرفته است.
در اين كتاب آمده است كه اسلامگرايان به شدت مورد حمايت مردم جهان عرب قرار گرفتهاند، اين در حالي است كه آنها آغازگر «بهار عربي» نبوده يا در اعتراضهاي اوليه مشاركت نداشتند اما در «بيداري دموكراتيك» در حال به دست گرفتن قدرت هستند. اينكه اسلامگرايان در دنياي عرب در حال به دست گرفتن قدرت هستند، قابل تأمل است.
يعني اينكه قوانين اسلامي در كشورهاي منطقه به اجرا درخواهد آمد كه قوانين بانكداري، ممنوعيت استفاده از مشروبات الكلي، نوع رابطه با كشورهاي غربي و حقوق اقليتهاي مذهبي و همچنين زنان جزئي از آنها هستند اما از اين واقعيت نبايد گذشت كه آنها مخالف تروريسم و افراطگرايي هستند.
احزاب سياسي كه در خاورميانه در حال قدرتگيري هستند رفتارهاي القاعده و همچنين ديگر گروههاي جهادي افراطي را محكوم ميكنند، اما آنچه مهم است و نبايد آن را فراموش كرد، اين است كه سه پديده تاريخي با در نظر گرفتن تفاوتهايي در تحولات كنوني خاورميانه به شدت تأثير گذاشتهاند.
انقلاب ايران سال ۱۳۵۷، جنگ مجاهدين افغان با شوروي سابق (۱۹۸۹ - ۱۹۷۹) و جنگ داخلي الجزاير (۱۹۹۹- ۱۹۹۲) آن سه پديدهاي هستند كه بر تحولات كنوني دنياي عرب تأثير عميق داشتهاند. انقلاب ايران نشان داد كه يك انقلاب مردمي با مبنا و پرچم اسلامي عليه حاكم و ديكتاتوري كه اتفاقاً مورد حمايت غرب است ميتواند به پيروزي برسد.
جنگ افغانستان ثابت كرد كه اسلامگرايي نظامي ميتواند عليه يك كشور و دولت غيراسلامي كه به سرزمين اسلامي تجاوز كرده، مقاومت كرده و موفق شود و در آخر انتخابات پارلماني در الجزاير كه به جنگ داخلي در اين كشور كشانده شد، نشانگر آن است كه اسلامگرايان ميتوانند در يك انتخابات دموكراتيك پيروز شوند.
اينها درسهايي بود كه دنياي اسلام پيشتر آنها را آزموده بود و اين معاني را ميداد كه آنها ميتوانند وارد فضاي دموكراتيك شوند اما دولتهاي اسلامي كه در آينده در منطقه روي كار ميآيند نبايد اين مسئله را فراموش كنند كه موفقيتهاي سياسي و اقتصادي تأثير زيادي بر مشروعيت آنها داشته و آنها را در ادامه مسير زندگي سياسي ياري خواهد كرد.
بنابراين اسلامگرايان در ادامه راه بايد مدلهايي را ارائه بدهند كه به اشتغالزايي، افزايش سرمايهگذاري مستقيم خارجي و كاهش تورم منجر شود. اين مسئله بايد به همراه عدالت اجتماعي پي گرفته شود. به اين دليل كه موفقيت اقتصادي كمك فراواني به تثبيت سياسي آنها در خاورميانه و شمال آفريقا خواهد كرد.
بيشك اسلامگرايان در آينده زندگي سياسي خود با مخالفان زيادي روبهرو هستند كه سكولارهاي منطقه يكي از آنها هستند. اين طيف معتقد هستند كه اسلامگرايان تنها به اين دليل كه در انتخابات به پيروزي برسند، سيستم دموكراتيك را قبول ميكنند اما همين كه قدرت را به دست گرفتند برخلاف موازين دموكراسي عمل ميكنند.
از سوي ديگر اسلامگرايان براي موفقيت خود بايد مراقب سلفيها نيز باشند آنها گروهي از اسلامگرايان سنتي هستند كه عمده نظامهاي سياسي از غربي، سكولار و اسلامي را مورد هجوم و چالش قرار ميدهند، به اين دليل كه از انديشههاي انعطافناپذيري برخوردارند كه در بسياري از كشورهاي عرب منطقه فعال هستند.
البته آينده سياسي دنياي عرب قابل پيشبيني نيست اما اكثر كارشناسان و نخبگان سياسي بر اين اعتقاد هستند كه با باز شدن فضاي سياسي و شكلگيري دموكراسي اين اسلامگرايان هستند كه قدرت را در دست خواهند گرفت. كتاب «اسلامگرايان در حال آمدن هستند: آنها واقعاً چه كساني هستند» وضعيت منطقه را به گونهاي ترسيم كرده كه فهم ما از آينده سياسي منطقه و همچنين نقش اسلامگرايان و حتي چالشهاي پيش روي آنها در قرن ۲۱ را آسان كرده است.