
اما چرا طلا از رمق افتاده يا ديگر به مانند قبل خواهان ندارد؟پاسخ را ميتوان در چند نكته خلاصه كرد.بروز بحران جهاني اقتصاد همه دولتها و مردمي را كه به ويژه در كشورهاي توسعه يافته به دنبال خريد و فروش سهام بودند، به فكر خريد و نگه داشت كالايي با صرفه و ارزش افزوده بالاتر رهنمون كرد. در صدر اين كالاها طلا قرار داشت كه قدرت نقد شوندگي و ارزش افزوده آن حداقل در ۱۰ سال اخير تثبيت شده بود.پس دولتها و مردم نگران در آن سوي آبها شروع به خريد طلا كردند.
افزايش نگرانی از وضعیت غرب و امريكا و در نتیجه افزایش تقاضا خود به خود به افزايش قيمت منجر شد و طلا روند صعودي در قيمت به خود گرفت.اين روند صعودي طلا تا همين هفته گذشته ادامه داشت تا اينكه روز گذشته قيمت هر اونس در بازار جهاني به حدود ۱۵۷۳ دلار رسيد.
اما رشد اقتصادي امريكا و كشورهاي توسعه يافته اندك اندك از هسته اصلي بحران اقتصادي فاصله گرفته و روند ثابت ايجاد شغل در امريكاي شمالي و بهبود فرآيند توليد در اين حوزه جغرافيايي نشان از حركت نمودار اقتصاد جهاني به سمت بهبود دارد.
در اروپا نيز با وجود درگير شدن كشورهايي چون يونان و اسپانيا در بحران مالي شديد مابقي كشورها وضعيت خطرناك و حادي ندارند.بايد توجه داشت كه اقتصاد امريكا و جنوب شرق آسيا اكنون به دوقطب بزرگ اقتصاد جهان مبدل شدهاند و اروپاييها به اقتصاد اين دو حوزه وابستگي (به لحاظ صادرات محصولاتشان) پيدا كردهاند، با بهبود اقتصادي اين دو حوزه قطعاً اروپا هم تكان خواهد خورد.
اما در جنوب شرق آسيا همچنان چين از رشد مناسب اقتصادي بهره ميگيرد، ضمن اينكه توافق امريكا با چين بر سر افزايش برابري يوان (واحد پول چين) در مقابل دلار و گنجاندن يوان به عنوان يكي از واحدهاي پولي در مبادلات صندوق بينالمللي پول خود از ايجاد توازن در اقتصادهاي بزرگ دنيا حكايت دارد.
با ادامه اين فرآيند پيش بيني ميشود كه بازار مسكن در امريكا و توليدات صنعتي در امريكاي شمالي رونق نسبي گرفته و از طرفي كشورهايي چون چين،هند و برزيل بتوانند ظرفيتهاي جديدي در حوزه اقتصاد جهاني ايجاد كنند، اين كار يعني كاهش تمايل به خريد و ذخيره طلا.
با اين حركت رشد تقاضا براي طلا كاهش منفی خواهد يافت. از طرفي ميزان عرضه جهاني طلا در بازار به حد اشباع رسيده و اكنون دولتها و مردم تا جايي كه توانستهاند طلا خريد و انباشت كردهاند پس عرضه در ماههاي آينده بر تقاضا پيشي خواهد گرفت. گفتنی است برخی کارشناسان این روند را تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امريكا پیشبینی میکند و نقش این مؤلفه سیاسی را پررنگ میدانند.