مسئلهاي كه در بازار ارز و طلا مشاهده كرديد حاصل يك توطئه مشترك داخلي و خارجي بود. دولت قاطعانه با آن برخورد ميكند و نميگذارد اين شيوه ادامه يابد... البته برخورد با اين توطئهها نيازمند اطلاعات دقيق و اجرا در زمان مناسب است»
اینها بخشی از سخنان رئيسجمهوری در جمع مردم و زائران مشهد بود.
مطمئناً نه دولت آقای احمدی نژاد که هیچ دولتی در دنیا حتی کشور زیمبابوه نیزتمایل به افزایش گرانی ندارد، چه برسد به آنکه این گرانیها نیز منتسب به دولت شود، امااین گرانیها که از کره ماه به کشور تحمیل نمیشود. گرانیها برآیند سیاستهای اتخاذشده و نشده در حوزههای اقتصادی و البته در سایر حوزههاست که تأثیر آن را به طور کلی درقالب تورم نمود مييابد، حال میخواهد یک عامل بیرونی باشد یا عامل داخلی برای اهداف همسو با خارج، مهم این است که توطئهگران فرصت چنین جسارتهایی را چگونه یافته اند؟ به خصوص آنکه اقتصاد کشور ما اقتصادی دولتی است و خصوصیسازیها هم عمدتا به شکل عدم تغییر مدیریتها رخ داده است و به اذعان کارشناسان و مسئولان دولتی رانتخواران در آن نقشآفرینی زیادی دارند، اما کدام رانتخواری میتواند بدون اتصال به بدنه اجرایی از منابع استفاده یا سوء استفاده کند؟ آیا اگر مکانیسم اقتصادی درست عمل میکرد، گرانیها تا این اندازه قدرت عرض اندام داشت؟
این روزها از رئيس جمهور محترم تا وزیر اقتصاد سعی دارند تا با شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت ذاتی دولت در اقتصاد دولتی کشور، تقصیر گرانیها را از خود ساقط كنند که البته اقدامی طبیعی است اما نمیتواند مسئولیت دولت را به عنوان شخصیت حقوقی نفی کند. با این وصف برای اینکه ما به ریشههای توطئه بپردازیم و نقشه راه به دست آوردن اطلاعات دقیق را برای برخورد با این توطئه برای دولتمردان فراهم کنیم و کمکی به رئيس جمهور کرده باشیم به موارد زیر اشاره میکنیم.
از یکسو دولت مدعی است تورم فعلی ناشی از نحوه اجرای هدفمند کردن یارانهها نیست و تورم ناشی از اجرای هدفمند کردن یارانهها را چهار تا شش درصد(!) عنوان ميكند و باقیمانده تورم را ناشی از عوامل خارجی دو درصد و عوامل داخلی مانند برهم خوردن نرخ ارز ميداند. (که ظاهراً مخترع این ادعا آقای فرزین است و دیگران با تأسی از ادعای ایشان در هر جایی به آن استناد میکنند).
سؤالات اساسی در این باره که میتواند در نحوه برخورد با این توطئه کمک شایانی بکند، این است که بازار ارز چگونه برهم خورده؟ درآمد حاصل از اختلاف نرخ ارز و درآمدهای پیش فروش سکه به جیب چه کسی یا بخشی رفته و صرف چه کاری شده است؟ کسری بودجه برای تأمین منابع یارانههای نقدی که از طریق استقراض از بانک مرکزی و برداشت شبانه از بانکها تأمین شده چه تأثیری بر نقدینگی و تورم داشته و آیا این موضوع ربطی به نحوه اجرای هدفمند کردن یارانهها دارد یا نه؟ چرا در حالي كه طبق قانون بايد حداكثر ۵۰ درصد درآمد را صرف خانوارها به شكل نقدي و غير نقدي ميكرد، نه تنها ۱۰۰ درصد درآمد ۲۹ هزار ميلياردي (۱۴ماهه) را صرف فقط پرداخت نقدي كرد، بلكه مبلغ ۱۶ هزار ميليارد تومان هم از منابع ديگر كه عمدتاً از بانك مركزي بود براي اين كار هزينه شده است؟همچنین لطفاً به سؤال توکلی نیز پاسخ دهید که چرا بانك مركزي هم اسكناس چاپ كرد و به دولت داد يعني خلق پول پر قدرت كه در پنج ضرب ميشود و نقدينگي را زياد ميكند و سهم توليد را نداد، در نتيجه عرضه در مقابل افزایش تقاضا به طور نسبي كاهش يافت.آیا معناي اين طرز عمل يعني افزايش تورم و بيكاري نیست؟
وزیر اقتصاد نیز این روزها در حرکتی هماهنگ سعی کرده تا مقصرضرر سکهها را خود مردم بداند و بگوید که ما قبلاً به مردم توصیه کرده بودیم در بازار ملتهب سکه وارد نشود. در این باره نیز باید وزیر محترم و روابط عمومی ایشان به دنبال جمع آوری اطلاعات در حوزه این پرسشها باشند که: التهاب بازار چگونه ایجاد شد و چرا هنگامی که بازار ساکت بود، ناگهان اعلام شد قیمت سکه باید ارزانتر از اینها باشد وبعد طرح فروش قطرهای و صفهای طولانی شبانه چگونه ایجاد شد؟ آیا ایشان فراموش کرده اند که چندی پیش بحران بازار سکه و ارز را گردن یک پیامک انداخت؟ درآمد مالیاتی و فروش سکههای پیش فروش شده عاید چه کسی بیشتر از دولت میشود؟
به گفته این مسئول مجموعهای از عوامل غیر اقتصادی سبب شد تقاضای سفته بازی یا در واقع سوداگری در بازار ارز به شدت در سطح جامعه افزایش یابد! عدهای آمدند و وقتی فضا را برای خود مناسب دیدند، حجم قابل توجهی ارز خریداری کردند، فضا را حالا خواسته یا ناخواسته به گونهای مهندسی کردند که به دیگران هم علامت دادند که دیگران هم بیایند و ارز بخرند، پس نقص حاکمیتی و نظارتی دولت در این باره چیست؟