
چند روز پس از انتشار نامهای منسوب به دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) خطاب به آیتالله مصباح یزدی، این بار در آستانه سالروز شهادت استاد مطهری و روز معلم، نامهای دیگر، از جنسی دیگر و این بار از سوی دانشجویان دانشگاه تهران خطاب به آیتالله مصباح نگاشته شده است.
این هر دو نامه که جهتگیریهای مخالفشان، فقط یکی از مؤلفههای تفاوت آنهاست، میتواند بهانه خوبی باشد برای نوشتن از دستهای پنهانی که همواره برای برهم زدن وحدت میان نیروهای انقلاب، برنامههای قابل اجرا دارند و البته که در آستانه انتخابات، آن هم انتخابات دور دومی که بنابر رأی مردم، تنها پذیرای اصولگرایان است، این دست ها، بیش از همیشه مشغول فعالیتند تا بتوانند از رقابت درون گروهی شکل گرفته، خصومت و اختلاف میان نیروهای انقلاب را رقم زنند.
نامه بیاسم و رسم
... نبویان، کاندیدای جبهه پایداری از حوزه انتخابی تهران و از شاگردان آیتالله مصباح میگوید که نامه منسوب به دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)، او را یاد نامههای محمد نوری زاد به آقا انداخته است که قبل از رسیدن به دست خود فرد، در رسانهها منتشر میشود! حالا نه به شدت مثالی که نبویان میزند، اما نامه، نامه خوبی نبود و البته معلوم هم نشد دقیقاً چه کسانی آن را نوشتهاند؛ چه آنکه، نامه امضا و اسمی با خود نداشت!
این بینامی، یعنی آنکه یا نامه از اساس متعلق به دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) نیست یا آنکه تعداد امضاکنندگان قلیل تر از آن بوده که بیانش به آبروریزی منجر نشود!
آیتالله مهدویکنی نیز نسبت به نامهای که به دانشجویان دانشگاه او منسوب بود، واکنش اعتراضی نشان داد و البته نسبت به بیاسم و امضا بودن آن هم انتقاد کرد. اینکه نامهای در یکی از خبرگزاریهای رسمی کشور، منتشر میشود، بیآنکه مسئولان آن خبرگزاری دغدغهای برای عدم تشدید تنشهای انتخاباتی دور دوم یا کشیده شدن پای بزرگان نظام به دعواهای کودکانه سیاسی داشته باشند، خود موضوعی است قابل بحث، اما اینکه این نامه از کجا آمد و بیاسم و امضا منتشر شد، بحث دیگری است.
اصل بحث و نظر در باب انتخابات یا نقد گفتمان و عملکرد جبهه رقیب، اتفاقی نیست که بخواهد مورد ذم باشد، اما پا از وادی ادب بیرون نهادن و برای بزرگان، از موضع بالا، نامه نگاشتن نمیتواند مورد تأیید باشد.
مرسوم آن است که ادبیات انتقاد از بزرگان نوع دیگری باشد، ضمن آنکه اصولاً هر انتقادی قابل بیان جلوی چشم نامحرمان نیست. از این جهات، نامه منسوب به دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) نه اسم داشت و نه رسم! نامهای که گویی آماده شده بود تا در تنور داغ رقابتهای انتخاباتی، گوشه عبایی از بزرگان را بسوزاند.
این میانه باید حواسها جمع باشد که مبادا کسانی از نامه نگاری منسوب به جمعی «دانشجو» به یک استاد «روحانی»، فراتر از دمیدن در اختلاف این جبهه و آن جبهه، خوابهایی برای القای اختلاف میان حوزه و دانشگاه دیده باشند. این نکتهای است که در میانه دعواهای انتخاباتی، خوب است بیشتر توجه بزرگان را جمع کند.
شاخه زیر پایمان را نبریم
نامه دوم اما از جنس دیگری است. نامه دوم در سالروز شهادت شهید مطهری و از سوی ۵۰۸ دانشجوی دانشگاه تهران (با اسم و امضا) نگاشته شده تا هم از مقام استاد مصباح یزدی به تکریم و احترام یاد شود و هم یک بار دیگر در خاطرها ذکر شود که طبق فرموده حضرت آقا، آیتالله مصباح یزدی جای خالی شهید مطهری را برای نسل جوان پر کرده است.
آیتالله مصباح یزدی سرمایهای است که قرار نیست در میانه دعواهای سیاسی این جبهه و آن جبهه، ترکشهایی هم به ایشان بخورد. خود آیتالله مصباح، یقیناً از این مدل جوانی کردنهای دانشجویی زیاد دیدهاند و کدورتی نخواهند داشت، اما ما باید توجه داشته باشیم که در برهههایی سخت، همچون هجمههای به ولایت در دوران اصلاحات، تکیه همه مان، قد علم کردنهای امثال آیتالله مصباح در مقابل هجمه کنندگان بود و در آینده نیز یقیناً نیازهایمان به این بزرگان کم نخواهد بود، لذا خودمان، در حالی که روی شاخه نشستهایم، به بریدن شاخه از بن نپردازیم!
انتخابات مرحله دوم با همه این فراز و نشیبها در پیش است؛ مرحلهای که رقابت میان اصولگرایان است و هر دو لیست موجود، مورد تأیید بزرگان نظام است؛ بزرگانی که برآمده از متن حوزه و آشنا با اندیشه اسلامی و انقلابی جمهوری اسلامی و آگاه به اتفاقات و تحلیلهای سیاسی، نهایت آنکه انتخاب میان این دو لیست یا رأی دادن به ترکیبی از دولیست، شاید بیشتر پای سلیقه را به میان آورد تا اختلافات اساسی را، چه آنکه هر دو لیست از اصولگرایان هستند، بنابراین با اینگونه بیاخلاقیها، جز آنکه تشویش به ذهن مردم وارد شود که آیا فلان لیست مورد قبول هست یا نه، سودی ديگر نخواهد داشت.
اجازه دهیم مردم در فضایی آرام، با شوری همیشگی، کاندیدای خود را انتخاب کنند. اصل بر حضور مردم است و میان کاندیداهای موجود آنقدر تفاوت نیست که شایسته تن دادن به چنین اختلافاتی باشد.