
اين روزها به اندازهاي كه بازيهاي رايانهاي و گوشيهاي تلفن همراه بزرگترها همدم محبوب دانشآموزان ايراني شده است، شايد كتاب و ديگر كالاهاي فرهنگي تا اين حد راه به دروازه دل آنها نداشته باشند؛ شاهد اين مدعا هم اصرارهاي كودكانه و مُصرانه كوچكترها به پدر و مادرها براي خريد جديدترين بازيهاي رايانهاي و اخيراً اصرار آنها براي چند دقيقه بازي با گوشي تلفن همراه يا حتي خريد آن است كه البته حالا ديگر با دسترسي آسان به انواع سيمكارتهاي اعتباري، كار چندان سختي نيست، اما موضوع اين چند سطر هم اين نيست يا حداقل «فقط اين نيست»؛ حكايت، حكايت گاف مشترك و اميدواريم ناخواسته(!) برخي متوليان امر است كه مدرسه را با تجارتخانه و كار فرهنگي را با تبليغهاي تجاري اشتباه گرفتهاند!
در هفتههاي گذشته خبرهاي پراكندهاي در رسانهها پيچيد كه بر اساس آن، يكي از اپراتورهاي تلفن همراه طرحي را با عنوان «جشنواره دانش» برگزار ميكند تا با اجراي آن، فرهنگ صحيح استفاده از تلفن همراه را به دانشآموزان بياموزد! و به عنوان نخستين گام، پشتيباني طرح قرآني «جشنواره سراسري ايمان» را نيز برعهده گرفته است. وجود ابهامات و علامت سؤالهاي معنادار در اين تصميم، واكنش كارشناسان تعليم و تربيت و رسانهها را برانگيخت از جمله گروه اجتماعي روزنامه جوان كه در تاريخ ۳۰ فروردين ماه در مطلبي با عنوان «شليك به فرهنگ مدرسه با سيمكارت مجاني» به نقد اين طرح پرداخت؛ ابهام هايي از اين قبيل كه ريختن سيم كارت در دست و بال دانشآموزان آن هم به اين گستردگي چه كمكي به اجراي يك طرح قرآني ميكند؟! آيا به پيامدهاي جانبي اين مسئله از جمله اُنس گرفتن با امكانات گوشي از قبيل بلوتوث، فيلم و پيامك و آسيبپذيري دانشآموزان در حساسترين شرايط سني و تربيتپذيري توجه شده است؟! نكاتي كه به نظر ميرسد با خوش خيالي و بسنده كردن به استدلالهايي مانند «ارسال پيامكهاي جشنواره قرآني به دانشآموزان» از آنها غفلت شده است! نكته قابل تأمل در اين داستان، سكوت خبري وزارت آموزش و پرورش و بيواكنشي اين وزارتخانه نسبت به اين موضوع است كه باعث ادامه يافتن تبليغ اين طرح در بيلبوردهاي شهرها و حاشيه زمينهاي ورزشي شده است؛ گويا هيچ اتفاقي نيفتاده و قرار هم نيست بيفتد! البته برخي منابع آگاه از واكنش شديداللحن شخص وزير به يكي از مديران كل ستادي اين وزارتخانه به «جوان» خبر دادند كه بر اساس آن، وزير آموزش و پرورش از ابتدا مخالف اجراي اين طرح و ورود اپراتور همراه اول به فضاي فرهنگي ـ آموزشي مدارس و استفاده ابزاري از دانشآموزان بوده است، اما اين مدير كل به صورت خودسر، اين طرح را پيگيري و اجرا كرده است. هرچند وزير پس از اطلاع به او تذكر جدي داده است، اما به نظر ميرسد تذكر خشك و خالي دواي اين درد نباشد. صرف نظر از پشت پردهها، آنچه هنوز جاي سؤال دارد و از پاسخ آن خبري نيست، تبعات منفي «رسمي شدن دوستي دانشآموزان با تلفن همراه» آن هم در حساسترين شرايط سني است؛ موضوعي كه نميتوان با كليگويي يا سكوت خبري از كنار آن عبور كرد.