تازهترين حاشيه، اظهارات متفاوت مديران دولتي و مديران شهري درباره ميزان خسارت وارد آمده به مترو و تجهيزات آن است. محمدرضا محمودي معاون عمراني استاندار پايتخت اعلام كرده كه اين سيلاب، ۲۰۰ ميليارد تومان خسارت وارد كرده، در حالي كه سيدمحمد هادي ايازي معاون شهردار پايتخت، ميزان خسارت را ۲۱ ميليارد تومان عنوان كرده است!
پيش از اين هم پس از ماجراي سيلاب و تعطيلي خط ۴ مترو، استانداري تهران از شهرداري پايتخت به خاطر اهمال در مديريت شهري شكايت كرده است. معاون شهرداري نيز پس از اين شكايت، در نشستي خبري اعلام كرد مسئوليت نگهداري از رودخانهها بر عهده دولت است پس طغيان و خرابكاري رودخانه كن به دولت بر ميگردد نه به شهرداري.
مديران دولتي و شهري در حالي رو در روي هم قرار گرفتهاند كه سه موضوع غيرقابل انكار است:
يك: وارد آمدن خسارت ميلياردي به مترو
دو: تعطيلي خط ۴ قطار شهري
سه: سرگرداني شهروندان متروسوار
در شرايط كنوني، رويارويي و رجزخواني مديران براي همديگر، راه حل مشكلاتي كه سيلاب براي شهر و شهروندان ايجاد كرده است، نيست. مردم در چنين شرايطي، تدبير و كارگشايي مديران را خواهان هستند نه نزاعهاي مديريتي را.
وانگهي، تقابلهايي از اين جنس، هم زحمات و خدمات مديران شهري را زير سؤال ميبرد و هم خدمات مديران دولتي را مخدوش ميكند. آنچه در اين بين آشكار است، كوتاهي هر دو طرف در اين موضوع است. بر اساس قانون، نگهداري از رودخانهها جزو وظايف ذاتي دولت است، بنابراين، مديران دولتي در وظيفه خود كوتاهي كردهاند زيرا اگر قصوري صورت نميگرفت، طغيان رودخانه قابل پيشبيني و جلوگيري از پيشروي آن شدني بود. مديران شهري هم در زمان احداث خط ۴ مترو بايد پيشبينيهاي كارشناسي را براي چنين مواردي مورد بررسي قرار ميدادند. به هر رو، رودخانه كن طغيان كرده، سر از تونلهاي مترو درآورده، خسارت ميلياردي بر جاي گذاشته و رفت و آمد بخشي از شهروندان را مختل كرده است. همه اينها خودش «قوز» است و شايسته نيست درگيريهاي مديران با همديگر، «قوزبالاقوز» شود. مردم نظارهگر امور هستند و همين مردم به فرموده بنيانگذار انقلاب اسلامي، «ولي نعمت»اند؛ پس مديران به عنوان خادمان مردم، بايد خبردار باشند كه ولي نعمتان آنان، امور و روند خدمترساني را رصد ميكنند. راهي كه اكنون مديران دولتي و شهري در ماجراي ورود سيلاب به مترو در پيش گرفتهاند، خطاست پس نيازمند يك «عقبگرد» جانانه و بازگشت به مسير صواب است. اما طغيان اين رودخانه و دردسرها و خسارتهايي كه به بار آورد مديران دولتي و شهري را غافلگير كرد و يك بار ديگر اين مسئله قابل تأمل را به اثبات رساند كه «مديريت بحران» ما ضعيف است. هميشه در دل هر ماجرا و رخداد تلخي، درسي يا درس هايي براي آموختن هست. درس طغيان رودخانه كن هم به همه ما اين بود كه «يك رخداد ساده، زيرآب مديريت بحران ما را ميزند!»