
شيطنتهاي حاشيهنشينان خليجفارس و كشورهاي غرب آسيا براي فوتبال كشورمان تمامي ندارد. آنها در حالي مسائل سياسي را در ورزش دخالت ميدهند كه فيفا صراحتاً اعضاي خود را از اين اقدام منع كرده است، هرچند كه خود فيفا هم اين روزها مهر سكوت بر لب زده و تنها نظارهگر اين كارشكنيهاست.
پس از انصراف اماراتيها از برگزاري بازي دوستانه با تيم ملي فوتبال كشورمان به يك بهانه واهي، عدم انتخاب حتي يك نفر از تيم قهرمان فوتبال بانوان ايران در تيم منتخب غرب آسيا باز هم از كارشكني و لجاجت برخي از سران AFC به ويژه عرب زبانها با فوتبال ايران پرده برداشت.
تمام اين اتفاقات در حالي رخ ميدهد كه آنها در ميدان مسابقه ازپس فوتبال ايران برنميآيند و تمام هم و غم خود را روي اين كارشكنيها متمركز ميكنند.
شرايط امروز فوتبال ناخودآگاه ما را به ياد سالهايي مياندازد كه همين كشورهاي كوچك و وابسته با تحت تأثير قرار دادن داوري مسابقههاي فوتبال شرايط را طوري رقم ميزدند كه در نهايت بتوانند مقابل تيمهاي كشورمان به پيروزي دست پيدا كنند، اما امروز پا را از ميدان مسابقه فراتر گذشتهاند و با دخالت دادن مسائل سياسي و سليقهاي عملاً در تلاش هستند تا ورزش ايران را منزوي كنند.
در چنين شرايطي لزوم برخورد قاطع و محكم فدراسيون فوتبال بيشتر از گذشته احساس ميشود. فدراسيون فوتبال بايد با پيگيريهاي لازم و مستمر از مراجع ذيربط و قانوني علاوه بر اثبات شايستگيهاي خود و فوتبال ايران شرايطي را فراهم آورد كه اين قبيل شيطنتها و اقدامات خصمانه راه به جايي نبرد.
بيشك امثال امارات بسيار حقيرتر و كوچكتر از آني هستند كه بتوانند براي فوتبال ما دردسر ايجاد كنند اما اگر امروز پاسخي مناسب و محكم دريافت نكنند آن وقت ديگران هم وقيحتر ميشوند و دردسرهاي بعدي را براي فوتبال و ورزش كشور ايجاد ميكنند.
وجود مربيان با نفوذي چون كارلوس كرش و خوليو ولاسكو كه در دنياي ورزش شناخته شده و معتبر هستند برگ برندهاي است در دستان مسئولان ورزش كه بتوانند با استفاده از لابيها و رايزنيهاي آنها بهترين شرايط را براي تيمهاي ورزشي كشور فراهم كنند.
تنها بايد دانست كه چگونه و از كجا بايد وارد اين مبارزه شد تا ديگر احدي به فكر خط و نشان كشيدن براي ايران از طريق ورزش، به بهانههاي گوناگون را نداشته باشد.