
زماني كه يك مسئول و مدير قولي ميدهد اما به آن عمل نميكند، افكار عمومي چه نتيجهاي ميگيرد؟ آيا نتيجهگيري مردم درباره اين رخداد، مهم است؟ چرا سازوكاري براي توبيخ مديراني كه وعده ميدهند و به آن عمل نميكنند وجود ندارد؟ چرا نمايندگان مجلس تاكنون قانوني براي برخورد با «مديران وعدهباز» تصويب نكردهاند؟ و چرا همين نمايندگان، در موارد زيادي، خود وعدههاي بيسرانجام ميدهند؟
به نظر شما مديري كه وعده ميدهد و بعد، وعدههايش را به قربانگاه پيمانشكني ميبرد، قابل اعتماد است؟ وعده اجرا نشده همانند بمب خنثي نشده است با اين تفاوت كه بمب را در يك مكان فيزيكي ميكارند، اما وعده در ذهن افراد كاشته ميشود؛ بمبگذاران را دستگير و مجازات ميكنند، اما آيا تا به حال شنيدهايم كه مديري به خاطر كار گذاشتن بمب وعده دروغين مجازات شود؟
هر رفتاري كه از ما سر ميزند نشانه شخصيت ماست. يكي از اين رفتارها «خوشقولي» يا همان وفاي به عهد است.
فردي كه قولي به كسي يا كساني ميدهد به فردي ميماند كه يك ديگ پر از آب داغ را ميخواهد از جايي به جايي ببرد. اين فرد ابتدا بايد حجم و اندازه ديگ، درجه داغي آب و مقدار توان و مهارت خود در اين كار را بسنجد.
در صورتي كه سنجش او از قدرت خود، اندازه ديگ و درجه داغي آب، محاسبهاي منطقي و واقعبينانه باشد، بدون مشكل يا حداقل با سختي كمتري، ديگ را جابه جا ميكند، اما اگر سنجش او از اين سه مورد، محاسبهاي انگيزشي غيرواقع بينانه باشد و نيز، قدرتش براي برداشتن ديگ پايينتر از اندازه لازم باشد، ديگ آب داغ يا در ابتداي بلند شدن از زمين، يا در ميانه راه يا در لحظات پاياني، به احتمال بسيار زياد كج ميشود يا فرو ميافتد و دست و پا و بدن طرف را ميسوزاند.
پيمانشكني، نشاندهنده اختلال در نظم اعتقادي فرد عهدشكن است، چراكه بر اساس آموزههاي دين اسلام، هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد به وعدهاش وفا كند.
اين به آن معناست كه فرد پيمانشكن يا به خدا و قيامت باور ندارد يا در باور او به قول عوام «خردهشيشه» وجود دارد. به هر رو، آنچه به عنوان يك ضرورت، جايش در قوانين ما بسيار خالي است، قانون برخورد با «مديران وعده باز» و مجازات اين افراد است.