گري سيك مشاور سابق شوراي عالي امنيت ملي امريكا اخيراً اعلام نمود معناي «اعتمادسازي» توقف غنيسازي ۲۰ درصدي و تحويل اورانيوم غنيسازي شده موجود در ايران ميباشد و همزمان تأكيد نمود كه غرب در برابر تأمين ميلههاي سوخت راكتور تحقيقاتي تهران متعهد خواهد بود و اين احتمال وجود دارد كه غرب خواستار «توقف موقت» غنيسازي در ايران شود. گري سيك رفع تحريم را به صورت تلويحي مشروط به بررسي كنگره امريكا مينمايد، البته معناي «اعتمادسازي» را تبديل به «اجراي مصوبات شوراي امنيت» كردن كار آساني است كه ايشان بدون در نظر گرفتن تمامي ابعاد مطرح ميسازد.
مناسب است كه «آقايگري سيك» يك بار ديگر آخرين مواضع جمهوري اسلامي ايران را بازبيني و از تكرار «گفتمان اجلاس قبلي استانبول» خودداري كند. جمهوري اسلامي ايران چندين قطعنامه و فشار و تحريم غرب را تحمل نكرده است كه امروزه به «نقطه تحويل» برسد.
غرب نياز به اعتمادسازي دارد، زيرا گفتوگوهاي سازنده را معمولاً به قطعنامه و تحريم يكجانبه تبديل كرده است كه امروزه خود مقامات غربي اعتراف دارند اينگونه «سياستهاي ناكارآمد» اثر جدي و مهمي را در برنامه هستهاي ايران نداشته است. غرب بايستي به جاي «تكرار گذشته» به دنبال «فضاي مناسب» باشد و از طرفي ايران نميتواند هزينه سياستهاي غلط غرب در گذشته را كه امروز به دنبال «نجات چهره غرب» است با توقف كوتاه مدت غنيسازي در ايران بدهد لذا گريسيك به جاي تكرار گذشته بايد به دنبال ايدههاي سازنده جديد باشد.
ايران نيز به مذاكرات آتي نه بسيار بدبين و نه بسيار خوشبين است و امروز به عنوان يك قدرت پيشبينيپذير داراي مسئوليت است و ضرورت پيشبينيپذير بودن و مسئوليت را به عنوان شاخص اعتمادسازي ميداند. بيانات اخير رهبر انقلاب مشعل ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران خواهد بود و ضمن رد هرگونه عقبنشيني هستهاي سياست رو به جلويي را در چارچوب خاورميانه عاري از سلاح هستهاي و تقويت پيمان عدم اشاعه و همكاري سازنده با آژانس بينالمللي نقطه اصلي پيشرفت در تعاملات بين طرفين ميداند.