
بنياد روايت فتح در برههاي زماني شكل گرفت كه تمام توان و همت كشور و دولتمردان به جنگ معطوف شده بود. اما سياست و عزمي مشخص براي ثبت و ضبط آنچه در ميادين نبرد و خطوط پشت جبهه رخ ميداد، وجود نداشت. آنچه از نام اين بنياد به اذهان همگان متبادر ميشود، نام سيدشهيدان اهل قلم، شهيد سيدمرتضي آويني است.
روايت فتح امروزه تحت مديريت «بنياد فرهنگي روايت» مشغول به فعاليت است. بنياد روايت در حوزههاي متنوع و مختلفي از جمله توليد آثار سينمايي، هنرهاي تجسمي، تئاتر و... در خدمت ارائه تصويري درست از كشورمان به ديگر كشورهاي جهان است. اين بنياد علاوه بر توليد آثار فرهنگي و هنري، با يك ابتكار عمل جالب اقدام به برپايي چندين جشنواره در حوزه تئاتر و سينما آن هم در سطح بينالملل كرده است. تشكيل و برپايي كارگاههاي خلق اثر (وركشاپ) در داخل كشور با همكاري بسياري از دانشگاههاي معتبر كشورمان و همچنين در سطح بينالمللي ابعاد تازهاي به فعاليتهاي اين مجموعه توليد آثار فرهنگي و هنري داده است.
برگزاري «جشنواره جهاني مقاومت» يكي از بزرگترين دستاوردهاي اين مجموعه است. با توجه به اينكه عمر اين جشنواره به دو دوره ميرسد ولي در همين مدت كوتاه توانسته اثرگذاري مطلوبي بر جريان فرهنگي و هنري كشور داشته باشد و بيشك در آينده ابعاد اين تأثيرگذاري از مرزهاي داخلي فراتر رفته و به مرزهاي بينالمللي خواهد رسيد. حمايت بنياد فرهنگي روايت از فيلمهايي با درونمايه انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، مشاركت در ساخت فيلم «قلادههاي طلا» كه از خوشساختترين و جنجاليترين فيلمهاي سينمايي ژانر سياسي- امنيتي تاريخ سينماي كشور محسوب ميشود و همچنين موفقيت چشمگير سينماي دفاع مقدس در سيامين جشنواره فيلم فجر، بهانه گفتوگويي مفصل با جواد جباري، مديرعامل بنياد فرهنگي روايت شد تا شناخت بهتري از اين مجموعه و سازماندهي، عملكرد و اهدافش پيدا كنيم.
آقاي جباري براي ورود به بحث بفرماييد بنياد روايت از چه زماني شروع به كار كرده و چه زير مجموعههايي دارد؟
بنياد فرهنگي روايت همانطوركه از نامش مشخص است، برگرفته از گروه «روايت فتح» معروف است كه توسط شهيد آويني پايهگذاري شد و به نام ايشان نيز به ثبت رسيد. يكي از قديميترين زير مجموعههاي بنياد روايت، همان گروه«روايت فتح» است كه امروزه به نام مؤسسه فرهنگي روايت فتح شناخته ميشود و همان كاري كه توسط شهيد آويني بنا نهاده شد، امروزه با نگاه جديدتري در حال فعاليت است. اين بنياد با همان منش و روش شهيد آويني در حوزه مستند فعال است.
گروه روايت فتح در چه زماني تأسيس شد؟
همان اول انقلاب، ابتدا در جهاد سازندگي قرار داشت، بعد به بسيج منتقل شد و در آنجا ماندگار گرديد و كمكم بخشهاي ديگري به آن پيوستند. اين بخشها زير گروه مجموعه روايت فتح نبودند، بلكه در عرض آن قرار داشتند. از قديميترين مجموعههاي ما همين گروه آويني بود كه عرض كردم، بخش ديگر «انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس» است كه سابقهاي طولاني دارد. «انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس»، «انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس»، «انجمن عكاسان انقلاب و دفاع مقدس»، «شهرك سينمايي انقلاب و دفاع مقدس» و «مؤسسه انتشاراتي روايت» كه با دو نشر«ساقي» و «روايت فتح» فعاليت ميكند و مؤسسه رسانهاي هم داريم كه فعاليتش در حوزه فضاي مجازي است كه چند سايت فرهنگي داريم كه با آنها كار ميكند. بعد از اينكه چند تايي از مجموعهها در سازمان ايجاد شد، به فكر اين افتادند كه آنها را در ذيل يك نام به عنوان «بنيادفرهنگي روايت» تجميع كنند و بنياد روايت در رأس اين مجموعهها قرار گرفت، البته بعضي از مجموعههايي كه نام بردم بعداً به ما اضافه شدند، مانند انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس يا انجمن عكاسان انقلاب و دفاع مقدس كه سابقه چنداني ندارند و حداكثر يك دهه سابقه فعاليت دارند، اما برخي ديگر مانند شهرك سينمايي كه ۱۸ سال است سابقه فعاليت دارد از سال ۷۳ راهاندازي شده است. انجمن سينمايي هم خيلي جلوتر از اينها درسالهاي ۶۵- ۶۴ و دوران جنگ راهاندازي شد. بالاخره بعضي از مجموعههاي ما بسيار قديمي هستند و برخي ديگر بعدها بنا بر ضرورت ايجاد شدند و اين مجموعه شكل گرفت كه در حال حاضر توفيق اين را يافته كه در حوزه فرهنگ ارزشي انقلاب و دفاع مقدس فعاليت كند.
اشاره كرديد كه اين بنياد بر اساس فعاليتهاي شهيد آويني در گروه روايت فتح معروف، شكل گرفته و مشغول فعاليت است. چرا بعد از گذشت اين همه سال از شهادت ايشان، بنياد نتوانسته تئوري پرداز و متفكري در حد و اندازههاي شهيد آويني تربيت كند؟ گويا بعد از آن شهيد دچار يك وقفه و خلأ شده ايم كه هنوز هم آن خلأ را حس ميكنيم!
درست است كه گاهي اوقات چند نفر از بين هزاران نفر ممكن است يك دفعه ظهور كنند و نقش و حضورشان پر رنگ تر از سايرين باشد، تا مدتها هم افراد ديگري نتوانند بالاتر از آن قرار گيرند و حتي با سبك و روش ديگري كار نويي را رقم بزنند. در روايت فتح، چيزي كه طي سالهاي گذشته وجود دارد، اينگونه بوده كه سعي شده بر همان روش و انديشه شهيد آويني كه در حوزه مستندسازي انديشه نويي است و حرفي براي گفتن دارد و سبك ديگران را مبنا قرار نداده و خود سبكي نو را ايجاد نموده است، استفاده شود. كساني كه در سالهاي گذشته همراه و همرزم آن شهيد بودند، با همان روش در حال كار هستند و به فعاليتهاي خود ادامه دادهاند. در مورد تربيت نيرو هم كارهايي انجام شده است. دوستان سعي دارند با حفظ همان نگاه در حوزه مستند، كاري كنند كه حرفي براي گفتن داشته باشند. اما اينكه بگوييم كساني آمده باشند يك سبك و طرح نويي را ايجاد كنند و كاري را انجام داده باشند كه هر وقت ما بگوييم روايت فتح، تنها به ياد شهيد آويني نيفتيم و بگوييم شهيد آويني و فلان شخص، بايد بگويم كه خير، چنين اتفاقي تاكنون رخ نداده و به نظر من هم امكان به وجود آمدنش هميشه وجود ندارد، يكسري اتفاقات در مقاطع خاصي به وجود ميآيد و افرادي ميآيند كارهايي ميكنند كارستان كه شايد ديگران تا ساليان سال نتوانند آن را انجام دهند. خيليها هم ميآيند از آن آبشخور استفاده ميكنند و آن سبك و سياق را ادامه ميدهند.
ما شهيد آويني را داشته ايم كه سينما را به خوبي ميشناخته، تئوريسين بوده، به چارچوبهاي سينماي ليبرالي حمله كرده و آنها را نابود ميكند و زوايه ديد جديدي را به عنوان زاويه ديد اسلام و انقلاب نشان ميدهد. آيا در بنياد روايت ما چنين اشخاصي را تربيت كردهايم كه در حوزه سينما وارد شده و صاحبنظر باشند؟
البته داريم، دوستاني را داريم كه ازهمكاران قديمي شهيد آويني بودهاند و كاملاً با تئوريهاي وي در حوزه مستند، آشنا هستند، اعتقاد محكمي به آن دارند و با زندگي شان عجين شده، امروزه وقتي درباره مستند گفتوگو ميشود و ديدگاههاي مختلف بيان ميگردد كه يك بحث كاملاً حرفهاي است، چه از حيث انديشهاي و چه از حيث فني. در آنجا ميبينيم هرگاه بحثي پيش ميآيد از ديدگاههاي شهيد آويني استفاده ميشود، به خصوص در مراسماتي كه در سالگرد آن شهيد برپا ميگردد، اين اشخاص ميآيند و طرح موضوع ميكنند و موارد نقد و بررسي ميكنند، البته طبيعي است كه افرادي باشند كه نظريات ديگري داشته باشند و تئوريهاي شهيد آويني را در اين حوزه قبول نداشته باشند، اما آنچه ما در سينماي انقلاب اسلامي در حيطه دفاع مقدس قبول داريم، اين است كه شهيد آويني يك سبك نويي را در مستند مطرح كرده كه هماكنون حرفي براي گفتن دارد، نگاه اشراقي ايشان با همه نگاههاي رايج در بخش مستند متفاوت است.
برخيها خيال ميكنند كارهاي سفارشي و كارهايي با نگاه خاص وارد موضوع ميشود، كارهاي خوبي نيستند. در حالي كه اگر جايگاه و خاستگاه آن داراي پشتوانههاي محكم اعتقادي باشد، قطعاً ميتواند منشأ تأثير باشد كه در آثار شهيد آويني آن را ميبينيم، چه در آثار تصويري و چه در آثار مكتوبي ايشان وجود دارند، كاملاً نشانگر اين ديدگاه است كه ما از آن استفاده مينماييم، اما بحثي در بنياد روايت داريم اين است، در عين حالي كه ما ايدههاي شهيد آويني را قبول داريم اما مانع ورود ديدگاههاي نو نميشويم. به دليل اينكه مخاطبان مختلف و گوناگون هستند، ما نبايد خودمان را محدود به يك نگاه كنيم اما آنچه در مراسم سالگرد شهيد آويني وكساني كه در آن شركت ميكنند، ميبينيم هنوز هم ايدههاي آويني در ميان نسل جوان و به خصوص طيف دانشجويان، طرفداران بسيار زيادي دارد كه با آثار ايشان ارتباط برقرار ميكنند.
بنياد روايت برنامهاي براي جذب و تربيت اين جوانان علاقهمند به انديشههاي شهيد آويني دارد؟
ما در بحث مستند، آموزش رسمي و كلاسيك نداريم اما كساني كه توانمندي و استعداد كار داشته باشند، با آنها مرتبط ميشويم، قطعاً زمينه كارشان را فراهم ميكنيم، هماكنون دوستان جوان و علاقهمندي كه ميآيند و با انديشههاي شهيد آويني نيز آشنايي دارند، به يكي از دوستان كه مسئوليت اين كار را بر عهده دارد، معرفي ميشوند كه از همكاران قديمي و آشنايان شهيد آويني است، دوستاني كه ميآيند تحت نظارت ايشان كارهايي را به تجربه توليد ميكنند تا زمينه توانايي و علاقهشان مشخص گردد و در آن راه سرمايه گذاري صورت گيرد تا به مرور در كنار دست ساير دوستاني كه مشغول به كار هستند، رشد كنند. اما در بدنه بنياد و در بقيه موضوعات، چون تمامي فعاليتها حرفهاي است، بنا نداريم كه افراد مبتدي را بياوريم، بلكه سعي داريم تا از كساني استفاده كنيم كه خودشان دراين زمينه كار ميكنند و صاحب اثر هستند.
در مورد ديگر زير مجموعههاي بنياد روايت و عملكرد آنها توضيح دهيد؟
يكي از زيرمجموعههاي بنياد روايت انجمن سينمايي است. از مهمترين وظايف انجمن سينمايي جريانسازي در حوزه سينما ميباشد، آن هم با نگاهي كه مختص اين بنياد يعني انقلاب اسلامي و دفاع مقدس است. روايت فتح هم يكي از زيرمجموعههاي اصلي اين بنياد است. در كل روايت فتح در چهار محور اساسي فعاليت ميكند كه از آن جمله حوزه بينالملل و جهان اسلام است. در اين حوزه تمام وقايع كشورهاي اسلامي مختلف كه برگرفته از انقلاب اسلامي ايران ميباشد، موضوع و سوژه گروه روايت فتح است. در مسائل داخلي، بحث شهداي انقلاب، تسخير لانه جاسوسي امريكا و آنچه در اين راستاست توسط دوستان توليد ميشود. حوزه دفاع مقدس هم كه جزو ابتداييترين فعاليتهاي اين گروه بوده و در حال حاضر هم در رابطه با عملياتهاي بزرگي مانند بيتالمقدس، والفجر۸ و... همچنين برخي موضوعات ديگري كه به رغم اهميتشان تاكنون كمتر به آنها پرداخته شده بود، مانند نقش اطلاعات، مهندسي، جهاد و ديگر اقشار مرتبط اما مهجور حوزه دفاع مقدس است. بخش مهم ديگري كه دوستان روايت فتح به آن ميپردازند، نقش بسيجيان چه در زمان جنگ و چه در زمان كنوني و آثار و خدمات اين عزيزان ميباشد.
بخش هنرهاي تجسمي هم يكي ديگر از زيرمجموعههاي بنياد روايت است، در واقع اين بخش توسط بچههاي عكاس جنگ كه حدود يك ميليون و ۲۰۰ هزار فريم عكس از وقايع انقلاب و دفاع مقدس دارند كه خودشان زيرمجموعه همين بخش هنرهاي تجسمي هستند پايهگذاري شد و شكل گرفت. بنياد فرهنگي روايت حوزه نشر و كتاب نيز فعاليت دارد. مؤسسه انتشاراتي بنياد با نامهاي «ساقي» و «روايت فتح» دو حوزه نشر است كه آثار بسيار زياد و قابل توجهي را از جمله در چشمهايت، نيمه پنهان، روزگاران و بسياري ديگر كه مجال نام بردن از آنها نيست را شامل ميشود.
در حوزه نشر با توجه به كارهايي كه صورت ميگيرد و متوليان متفاوتي هم كه دارد، به نظر ميرسد يك حركت مثبت و به نوعي موازي كاري مثبت در جريان است، چه اينكه بنا به فرموده مقام معظم رهبري كه فرمودند:«جنگ ما يك گنج است» ما هم بايد اين گنج را استخراج كنيم و قطعاً يك سازمان يا نهاد به تنهايي نخواهد توانست تمام ابعاد اين گنج را به مردم و جهانيان بشناساند. به نظر بنده آنقدر ظرافتها و مسائل حائز اهميت در اين گنج وجود دارد كه تا ساليان سال قابل استخراج و استفاده است. در اين مورد ميتوان گفت كه به يك موضوع واحد از چند منظر متفاوت نگريسته ميشود و به رغم وحدت موضوع ما يك كثرت توليد را شاهد هستيم كه اتفاقي مبارك و خوب است. اين موضوع را هم لازم است يادآوري كنم كه در حوزه نشر و كتاب فقط چاپ و شمارگان زياد ملاك نيست، در واقع خود كتاب بايد قابليت جذب خواننده را داشته باشد، مانند كتاب «دا» كه چندين بار تجديد چاپ شده است و حتي ما هم چندين سري از اين كتاب را چاپ كردهايم، آن هم به دليل داشتن مخاطب است و اگر غير از اين باشد مانند برخي آثار بعد از چاپ يا به صورت هديه به افراد داده ميشود يا در نهادها و مؤسسات و... انبار شده و خاك ميخورند.
در سيامين جشنواره فجر آنچه خودنمايي بيشتري ميكرد آثار سينمايي دفاع مقدسي بود. بفرماييد نقش بنياد روايت در همكاري و توليد اين آثار در چه سطحي بوده است؟
به طور كلي تمامي آثار سينمايي حوزه دفاع مقدس به نحوي با انجمن سينماي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس يا با شهرك سينمايي دفاع مقدس در ارتباط است. غالباً دوستاني كه ميخواهند در اين حوزه اثري را توليد كنند با مراجعه به انجمن و پس از هماهنگيهاي لازم كمكهايي به آنها ارائه ميشود. انجمن سينمايي علاوه بر فعاليتهاي خودش در عين حال بحث حمايت از كساني كه در اين حوزه داراي فعاليت هستند را در دستور كار خويش قرار داده است. از جمله آثاري كه شامل اين موضوع ميشود ميتوان به فيلم «روزهاي زندگي» آقاي پرويز شيخطادي اشاره كرد كه بخش اعظم آن در شهرك سينمايي دفاع مقدس تصويربرداري شده است. فيلم «شور شيرين» هم به همين شكل است. هرچند لوكيشن اصلي در كرمانشاه بوده اما بنياد برخي از امكانات را برايشان به آنجا ميفرستاد. به طور كلي عرض كنم، تمام فيلمهاي سينمايي حوزه دفاع مقدس قطعاً به نحوي ارتباطي با انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس يا بنياد روايت داشته و خواهند داشت. يكي از اصليترين وظايف ما در انجمن صيانت از اينگونه آثار است يعني در واقع ما فقط نقش تداركات را نداريم و پس از اخذ فيلمنامه، آن را به وسيله كارشناسان در بوته نقد قرار ميدهيم. در واقع ما پالايشي نسبت به اين دست فيلمنامهها انجام ميدهيم تا خدايي ناكرده فيلمي تحت عنوان دفاع مقدس اصل دفاع و مقدس بودن آن را زير سؤال نبرد و همچنين از نظر محتوايي داراي قوام باشد و خدشهاي به اين حركت عظيم وارد نياورد. از ابتداي سالجاري انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس حركتي نو و خلاقانه به كار گرفته آن هم توليد يكسري فيلم و سريال با موضوع دفاع مقدس است كه بناست به نوعي الگوسازي در اين حوزه از فيلم و سريالسازي باشد. در حوزه انيميشن هم انجمن ورود پيدا كرده و يك انيميشن سينمايي راجع به شهيد چمران در دست ساخت است و اميدواريم براي جشنواره سال آينده فجر آماده شود. در حوزه سريال انيميشن هم يك سريال ۵۲ قسمتي داريم كه كارهاي پيشتوليد آن انجام شده است و انشاءالله پخش خواهد شد كه تحت عنوان «فرزندان خورشيد» به شكلگيري هستههاي مقاومت در قبل و بعد از انقلاب ميپردازد. ما همچنان اين كارها را در دو حوزه داخلي و بينالمللي دنبال ميكنيم.
به نظر ميرسد بنياد فرهنگي روايت به رغم گستره قابل توجه محصولات و حوزههاي تحت حمايتش خيلي شناخته شده نيست، در واقع ما شاهد هيچ بحث تبليغي يا طرحي براي شناساندن اين بنياد به عموم مردم و برخي نخبگان نيستيم و در بخش توليد هم اين بنياد به نظر ميرسد كه فعاليت آنچناني ندارد. آيا شما اين موضوع را تأييد ميفرماييد؟
در بحث آشنايي مردم با بنياد فرهنگي روايت شايد اين حرف صادق باشد اما بسياري از زيرمجموعههاي اين بنياد مانند گروه روايت فتح، انجمن سينماي انقلاب ودفاع مقدس و برخي زيرمجموعههاي ديگر اين بنياد قطعاً موردنظر و عنايت عزيزانمان در سطح جامعه هست. در مورد بخش دوم سؤالتان كه مربوط به كارهاي توليدي بود بايد بگويم تا حدودي حق با شماست اما در اين اواخر كارهايي در دست اقدام است كه انشاءالله اين نقيصه را پوشش خواهد داد. يك نكته جالب براي شما و خوانندگان محترمتان اينكه فيلم «قلادههاي طلا» از توليدات اين بنياد فرهنگي است. به رغم بسياري از حرف و حديثهايي كه در اين زمينه مطرح شده و همچنين انتساب اين فيلم خوشساخت و خوب به ارگانها و سازمانهاي مختلف بايد عرض كنم كه اين فيلم متفاوت از محصولات توليد شده در اين بنياد فرهنگي است كه انشاءالله در آيندهاي نزديك كارهاي توليدي بيشتري را از اين بنياد شاهد خواهيم بود.
اين موضوع را هم لازم است كه عرض كنم و آن اينكه همانطور كه ميدانيد ما در سال گذشته يازدهمين جشنواره فيلم دفاع مقدس را تحت عنوان جديد جشنواره بينالمللي مقاومت داشتيم كه حدود ۱۷۵ اثر از كشورهاي مختلف به اين جشنواره رسيد. اين جشنواره از جمله فعاليتهاي مشهود بنياد فرهنگي روايت است و براي اولينبار بود كه ما اين جشنواره را به صورت بينالمللي برگزار ميكرديم و براي تجربه سال اول، اين جشنواره بسيار قابل توجه و خوب برگزار شد. ما برنامهاي هم تحت عنوان هفته فيلم در چند كشور دنيا از جمله تركيه، لبنان، فنلاند و سوريه داشتيم كه در لبنان و سوريه با استقبال بسيار خوب مردمان آن كشورها روبهرو شد و ما را براي برپايي اين چنين كارهايي تشويق و ترغيب ميكردند. اين براي اولينبار بود كه فيلمهايي با موضوع دفاع مقدس در خارج از كشور به نمايش درآمدند.
از ديگر حوزههاي تحت پوشش بنياد روايت حوزه تئاتر است. با توجه به جشنوارههاي تئاتري كه بنياد برگزار ميكند، چرا بسياري از كساني كه از طريق انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس به جامعه هنري كشور پيوستهاند، امروزه در بخشهاي ديگر مشغول به كار شده و از جمله منتقدان حوزه تئاتر مقاومت محسوب ميشوند، چقدر انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس سعي كرده است كه نيروهاي خودش را حفظ كند؟
هماكنون متوليان اصلي تئاتر همان بچههاي دفاع مقدس هستند چه در حوزه مديريتي و چه در حوزه فعاليت، بخشي از تأثيرگذارترين افراد اين حوزه هستند. متأسفانه جشنواره تئاتر كه مسبب توليدات آثار تئاتري در حوزه دفاع مقدس ميشد چند سالي تعطيل بود. ممكن است هر كسي از يك منظر به جشنواره نگاه كند اما ما چون جشنواره را عاملي براي توليد ميبينيم در نتيجه ميگوييم جشنواره سبب رويش و به بار نشستن موضوعاتي مانند دفاع مقدس و انقلاب اسلامي و مقاومت خواهد شد. در واقع جشنواره فرصت مناسبي است براي كساني كه علاقهمند به اين حوزه هستند و ميخواهند به اين چنين موضوعاتي بپردازند كه متأسفانه ما با مشكلاتي نظير نداشتن سالن مناسب چه براي تمرين و چه براي اجراي كار در حوزه تئاتر هم دست به گريبان هستيم. در سال ۹۲ برنامهريزي كردهايم انشاءالله جشنواره تئاتر را در سطح بينالمللي برگزار كنيم و به اميد خدا زمينهاي باشد براي رشد و تعالي كساني كه دغدغه دفاع مقدس و انقلاب اسلامي دارند و فضا را براي توليد اثر توسط اين عزيزان فراهم كنيم، البته ما حتماً فقط به دنبال توليد كار براي جشنواره نيستيم و در واقع به فكر نمايش عمومي آثار توليدي براي جشنواره نيز خواهيم بود تا عملكردمان صرفاً به صورت توليدات جشنوارهاي نباشد. در سال آينده به فكر نمايش توليدات امسال در سطح شهرستانهاي كشور هستيم تا قدم جديد و بلندي باشد براي خدمت به اين حوزه از هنر و تئاتر كشور كه مدتي است قدري مهجور شده، اما در رابطه با حفظ افرادي كه در واقع دستپرورده اين مجموعه هستند بايد بگويم گاهي اوقات ما در حفظ افرادي كه براي آنها هزينههايي را متقبل شدهايم كوشا نيستيم و اين مختص اين مجموعه و بنياد روايت نيست. به طور كلي گاهي پيش ميآيد فردي را كه خود ما (منظور مجموعه متبوع است نه فرد) به رشد و تعالي او كمك كردهايم، به محض اظهار نظري مخالف عقايد ما، آن فرد يا افراد را از دايره خودي به غير خودي تغيير وضعيت داده و در واقع حاصل زحمت و تلاشمان را به باد ميدهيم و از ظرفيت خودمان كاسته و به ظرفيت افرادي كه از نظر هدف گذاري با ما در تقابل هستند واگذار ميكنيم و اين يكي از بسيار بليهاي است كه ما به آن دچار هستيم و نه فقط اينجا كه در خيلي از اتفاقات جاري كشورمان اين موضوع صادق است، البته بايد در اين گونه موارد به عرق ملي و عقايد آن فرد نگاه كنيم و به صرف اظهار مخالفت در مباحث گوناگون، يك فرد سالم و داراي عقايد مثبت را از دست ندهيم و اصطلاحاً در زمين دشمن بازي نكنيم، در اين موارد بايد با يك خرد جمعي و نه فردي تصميمگيري شود تا كمترين هزينه را متقبل شويم.
شما در جشنواره تجسمي مقاومت يكسري آثار را كه توليد كردهايد به نمايش ميگذاريد، در واقع به نظر ميرسد حلقه مفقودهاي به نام مخاطب براي اين گونه آثار ديده ميشود. بنياد چه برنامههايي براي جذب مخاطب اين آثار دارد؟
قطعاً شما هم جشنواره تجسمي را با جشنواره فيلم مقايسه نميكنيد. مشتاقان و علاقهمندان هنرهاي تجسمي در تمام دنيا افرادي متمايز از آحاد معمولي جامعه هستند، لذا ما هم مستثني از اين موضوع نيستيم اما به دنبال اين هستيم كه در حوزه تجسمي يك روشي را داشته باشيم كه اين هنر را به صورت عمومي مطرح كنيم، مانند تئاتر و سينما. در حوزه تجسمي و در جشنواره دومي كه برگزار كرديم يكي از اتفاقات مهم اين بود كه ما صرفاً به فراخوان اكتفا نكرديم در واقع به جز دادن فراخوان، نمايندگاني را به ۱۸- ۱۷ استان مختلف فرستاديم و كارگاههاي خلق اثر (ورك شاپ) را راهاندازي و دانشجويان و علاقهمندان به اين حوزه را در آن كارگاهها جمع كرديم و توسط يك نفر از استاداني كه از مركز اعزام شده بود طرح موضوع ميشد و به همين واسطه آثاري هم خلق ميشد كه بخشي از آثار شركت داده شده در جشنواره از بين همين آثار توليد شده در استانها بود. در واقع سعي كرديم جشنواره صرفاً محدود به تهران نشود و بدنه كشور را در اين زمينه درگير كنيم و به جز فراخوان خودمان هم به دنبال كشف هنرمندان و آثار احتمالي قابل توجه آنها هم باشيم. نكته ديگري كه در دستور كار بود اما متأسفانه انجام نشد و مصمم هستيم كه در جشنواره بعدي عملياتي شود، اين بود كه ميخواستيم همزمان با برپايي جشنواره در تهران همزمان در تمام استانها تعدادي از آثار را به عنوان نمونه بفرستيم و نمايشگاههايي براي اين آثار برپا كنيم كه متأسفانه به دلايلي اين اتفاق نيفتاد چراكه
هم افزايي بسيار زيادي را ميطلبد و با توجه به مشغوليت و درگيري عزيزانمان در مراكز استانها اين مهم انجام نپذيرفت، اما با توجه به اينكه از جمله برنامههاي اصلي دبيرخانه دائميمان است، اميدواريم اين اتفاق در سال آينده به وقوع بپيوندد. موضوعي كه داشت مغفول ميماند اين است كه ما در بسياري از دانشگاهها هم كارگاه خلق اثر (ورك شاپ) را داشتيم. برخي دوستان و استادان را فرستاديم و تعداد زيادي از آثار توسط دانشجويان همين دانشگاهها توليد شد و استقبال بسيار زيادي هم از اين كارگاههاي دانشگاهي به عمل آمد.
آيا جشنواره به صورت بينالمللي برگزار ميشود و برنامهاي براي ارتقاي ظرفيتها و فعاليتهاي بينالمللي بنياد روايت داريد؟
در حوزه بينالمللي هم اولاً فراخوانمان عمومي است و اينگونه نيست كه به يك يا چند كشور خاص فراخوان بدهيم اما كشورهايي كه قرار است برايشان اثر بفرستيم و جاهايي كه ميخواهيم كارگاه خلق اثر (وركشاپ) بگذاريم، آنها را انتخاب ميكنيم، در واقع بنا به تعاملاتي كه بين ما و كشور ميزبان برقرار است كه بعضاً با استقبال خود آنها هم هست، بعضي كشورها را هم خودمان به دنبال برپا كردن نمايشگاه و كارگاههاي خلق اثر
(ورك شاپ) در آنها هستيم، مانند كشورهاي اسلامي كه بيداري اسلامي در آنها به وقوع پيوسته است، به همين خاطر در اولويت كاري ما قرار ميگيرند. بعضاً يكسري كشورها هم هستند كه خودشان براي اينچنين كارهايي مشتاقند مانند كره شمالي كه حتي حاضر به تقبل تمامي هزينههاي رفت و برگشت و... هم بود اما متأسفانه فرصت نشد كه به آنجا برويم.
به طور كلي هنرمندان و كشورهايي كه در آنجا نمايشگاه و كارگاه خلق اثر برپا ميكنيم، جامعه هدف ما را تشكيل ميدهند زيرا آحاد جامعه يك كشور تحت تأثير هنرمندان و نخبگان همان كشور قرار دارند. در هر صورت حوزه بينالملل از جمله حوزههايي است كه ما خيلي كم به آن پرداختهايم و انشاءالله در آينده برنامههاي بهتر و بيشتري را در اين راستا خواهيم داشت. همه اينها براي تأثيرگذاري فرهنگي و به نوعي صدور تفكر، فرهنگ و هنر انقلاب اسلامي به ديگر كشورهاست.