
نتايج يک تحقيق در ايتاليا نشان ميدهد ۴۶ درصد والدين ايتاليايي بر اين باورند که هميشه حق با فرزندانشان است و همواره ميخواهند آنها به دليل کارهاي نکردهشان مورد تمجيد و تحسين قرار گيرند. اين منجر ميشود به اينکه والدين درباره رفتار بد بچههاي خود انگشت اتهام را به سوي مقامات مدرسه نشانه ميروند و معلمان باجرأتي که به فرزندان دلبندشان نمرات ضعيف ميدهند را مقصر ميدانند چون به اشتباه فکر ميکنند که نبوغ و استعداد ذاتي بچهها با درک ناصحيح مربيان هرز رفته است. ديدگاه «اين معلم از من متنفر است» که دستاويز خوبي به نظر ميرسد و قصور را از عاملان اصلي به سوي مسئولان متوجه ميسازد، به جرياني غالب در کل کشور تبديل شده و رفتارهاي گوناگوني را در بر ميگيرد. مهم نيست که دانشآموز و کارمند و مستخدم چه عملکردي دارد در نهايت، مسئول مقصر شناخته ميشود و البته اين قضيه در فوتبال ايتاليا غيرقابل کنترل شده است.
يکشنبه پيش که کالياري داويده بالارديني را اخراج کرد سري A شاهد پانزدهمين تغيير مربيگري اين فصل خود بوده است کالياري، پالرمو و نووارا هر کدام سه بار مربي خود را عوض کردهاند و برخي در اواخر فصل به کسي روي آوردهاند که ابتداي فصل سکان هدايت تيم را در اختيار داشت. «فوتبال همين است» عبارتي است که معمولاً مربيان اخراجي بر زبان ميآورند، تقدير را ميپذيرند و گويا غير از اين هم انتظاري ندارند از مالکان و روساي باشگاهها.
بر اساس تفکر اين مکتب، کلوديو رانيري متهم اصلي فصل نااميدکننده و در پارهاي اوقات خندهدار اينترميلان است. رانيري و نه هيچکس ديگر؛ نه بازيکناني که به نظر ميرسد از روزهاي اوج فاصله گرفتهاند؛ نه مهاجم نوکي مثل جامپائولو پاتزيني که در طول ۱۰ ثانيه ميتواند از بدترين به بهترين بازيکن زمين و بالعکس تغيير حالت بدهد؛ نه وسلي اشنايدر بازي ساز که مدتي طولاني مصدوم بود و از وقتي آمد تأثير مثبتي از او ديده نشد و نه جان پيرو گاسپريني که تابستان گذشته هدايت تيمي را بر عهده گرفت که با ايدههاي مربيگرياش هيچ همخواني نداشت و انگار از اول همه ويژگيهاي کسي را داشت که ميتوان همه چيز را به گردنش انداخت و خيلي زود تاوان اين خاصيت خود را داد.
قبل از برد جمعه گذشته در کيوو، اينتر از ۹ بازي آخرش هفت تا را باخته بود و در۱۱ بازي حداقل يک گل خورده بود از جمله باخت صفر- چهار به رم. آخرين برد خارج از خانه آنها- دربي را حساب نکنيد که اسماً ميهمان بودند- دوماه و نيم پيش به دست آمده بود. ابرهاي ترديد بر سر باشگاه سايه افکنده بود اما هرگز اين احساس قوت نگرفت که شايد مشکلات تيم جايي غير از نيمکت يا درون زمين است، بهتر است به آن بالاها توجهي شود حتي رئيس کل.
همچنان رانيري است که در کنفرانسهاي خبري قبل و بعد از بازي جواب پس ميدهد، مجبور است بعد از حذف از ليگ قهرمانان درباره همه چيز توضيح بدهد و توجيه کند و گاهي اوقات حتي نميتواند قطرههاي اشک خود را - مثل بازي با کيوو بعد از گل دقيقه ۸۶ ديگو ميليتو- از شادي پنهان کند. اين اشکها براي آنها که نميدانستند چه فشاري روي مربي اينتراست تعجب آور بود.
ماسيمو موراتي، مالکي که زياد حرف ميزند اما بيشتر به خاطر اينکه براي خبرنگاراني که بيرون اداره مرکزي باشگاه در ميلان اردو ميزنند، حرفي داشته باشد. او بارها حمايتش را از کلوديو رانيري اعلام کرده اما به او اخطار داده تاکتيکهاي مختلف را امتحان نکند و به يک سيستم بچسبد، چنين چيزي را جاي ديگري سراغ داريد؟ رانيري سيستمهاي ۲- ۴- ۴، ۱- ۲- ۳- ۴ و ۱- ۳- ۲- ۴ را به کار برده اما تازه فهميده بهترين روش براي تيمش ۲- ۱- ۳- ۴ است. او به اين نتيجه رسيده جاي خالي تياگو موتا که کند ميدويد اما سريع بازي ميکرد در تيمش خالي است و اينکه بازيکناني که استعداد و هوش کمتري دارند اما ششهاي بزرگتري دارند بيشتر به درد تيم ميخورند.
همانطور که داستان ۱۵ مربي ديگر نشان ميدهد حصول پيشرفتهاي بلندمدت بعد از موفقيتهاي گذرا بسيار سخت است و اگر رانيري به اين مهم دست يابد، شايد موراتي ماشه را به سمت او نچکاند. شايد موراتي اميدوار است به سرنوشت مائوريتزيو زامپاريني- رئيس جنجالي پالرمو- دچار نشود که اعتراف کرد مربي اخراجياش، استفانو پيولي در بولونيا به موفقيتي قابل توجه دست يافته.
***
نسل طلايي اينتر به پايان خط رسيده و بعد از حذف قهرمان سال ۲۰۱۰ اروپا از ليگ قهرمانان به نظر ميرسد بايد تغييري جدي در ساختار اين تيم شکل بگيرد. موراتي سعي کرده رانيري را به خاطر اين حذف سرزنش نکند و شانس مارسي را عامل ناکامي تيمش بداند. اينتر براي اولين بار پس از سال ۲۰۰۵ امسال هيچ جامي نخواهد گرفت، چون از جام حذفي ايتاليا کنار رفته و در ليگ هم جايگاهي بهتر از هفتم ندارد.
روند نزولي بلافاصله بعد از رفتن ژوزه مورينيو از اينترميلان که بهترين سال تاريخ باشگاه ميلاني را رقم زد، شروع شد شايد مربي باهوش پرتغالي ميدانست تيم مسن اينتر به اوج رسيده و بعد از اين توفيقي نخواهد داشت و به همين خاطر به رئال مادريد رفت.
اما فقط مربي سابق يوونتوس، رم، چلسي و والنسيا نيست که نگران جايگاهش براي فصل آينده است؛ ژوليو سزار، لوسيو، والتر ساموئل، مايکون، کريستين چيوو، دژان استانکوويچ، استبان کامبياسو و ميليتو که در تيم برنده سه گانه حضور داشتند، پا به سن گذاشتهاند و حتي وسلي اشنايدر هم مطمئن نيست که قرباني موج جوانگرايي باشگاه نشود. بازيکنان جوانتري مثل پاتزيني، آندره آ پولي، آندره آ رانوکيا و ريکاردو آلوارس هم درخشش نسل طلايي را نداشتند.
براي بدترشدن اوضاع همين بس که ميلان، دشمن خوني اينتر، در راه رسيدن به دومين قهرماني خود در ليگ قرار دارد و با درخشش زلاتان ابراهيموويچ مهاجم سابق نراتزوري يکي از بختهاي قهرماني اروپا نيز هست.