معظمله در خطبههاي نماز عيد فطر فرمودند: «انتخابات بايد موجب امنيت در كشور بشود.» علاوه بر آن امنيت در سلسله هرم نيازهاي انسان بعد از نيازهاي زيستي و معيشتي در جايگاه دوم قرار دارد. انتخابات چگونه موجب امنيت در كشور ميشود؟ براي پرداخت به اين مسئله سه منظر وجود دارد كه بيتوجهي به هر كدام از آنها ميتواند موجب خسران سياسي- اجتماعي شود و حتي بود و نبود يك نظام سياسي را گوشزد نمايد.
۱- انتخابات فصل الخطاب منازعات سياسي
به ۱۵۰ سال پيش ايران بر گرديد. قاجاريه، زنديه، افشاريه، صفويه و... چگونه به حكومت ميرسيدند؟ منازعات فكري موجود در جامعه چگونه به رأس هرم قدرت ختم ميشد؟ آن روز قدرت بازو، خانواده، طايفه و قوم و شمشير و اسلحه مسير قدرت را باز ميكرد و معبر قدرت با خون شستوشو ميشد. يعني هر كس قدرت بيشتري داشت بر اساس «اصل غلبه» به قدرت ميرسيد و ديگران را حذف يا مطيع خود ميكرد. اگر امروز صندوقي براي محك وزنها وجود نداشته باشد، مدعيان و سهمخواهيها و گفتمانهاي متفاوت و انديشههاي سياسي متعارض چگونه در مقابل همديگر عمل خواهند كرد؟اگر صندوق رأي نباشد شدت تعارضات منجر به تنفر و نهايتاً خونريزي و غلبه خواهد شد. اما قاعده مردمسالاري اين است كه در فرداي ورود رأيها به صندوق، اصل غلبه دموكراتيك معني مييابد و بقيه بر اساس وزن خود بايد به قواعد بازي و اكثريت احترام بگذارند. پس صندوق رأي و انتخابات فصلالخطاب راهيابي به قدرت است و از كشيدن شمشيرها جلوگيري ميكند. به همين دليل مقام معظم رهبري در خطبه تاريخي ۲۹/۳/۸۸ فرمودند: اگر قرار بود كه اردوكشي خياباني انجام بدهيم، لازم به صندوق رأي نبود، ميگفتم اردوكشي انجام شود و هر كسي قدرتش بيشتر بود وارد قدرت شود (نقل به مضمون).
۲- امنيت بعد از شكلگيري مجلس
مجلس ناصالح و ناخالص خود بخشي از توليد ناامني در كشور است. مجلس ششم همانند كارگاه و نمايشگاهي در پيش همه است. آنان براي عبور يك طرح يا لايحه از شوراي نگهبان و مبتني بر اصل «فشار از پايين» بخشي از جريان دانشجويي را به كار ميگرفتند. با تحصن خود به دنبال تقابل مردم- مردم بودند. با رفتار خويش موجب شادي مضاعف امريكا ميشدند. مشاور امنيت ملي امريكا ميگفت: «با روي كار آمدن اصلاحطلبان روزهاي تلخ و سرگرداني امريكا سپري شده است. از اين پس بايد شاهد فروريزي ستونهاي اين نظام سركش و مهار نشدني باشيم.» بنابراين مجلس هم ميتواند موجب اميد دشمن و ناامني شود و هم ميتواند مولد امنيت در جامعه باشد.
پيچ راديو مجلس را كه باز ميكرديم تنفر از آن ميباريد و نمايندگان مجلس در جلسات محرمانه در چيذر و... طرحهاي مواجهه با نظام را بررسي ميكردند. مشاركتيها تا آنجا پيش رفتند كه كروبي نيز آنان را تهديد به افشاگري جلسات محرمانه ميكرد، بنابراين مجلسي كه خود را بر نظام بداند (نه در نظام) خود عاملي براي پمپاژ ناامني در جامعه است. مصونيت نمايندگي نيز زمينه اين سوءاستفاده را فراهم ميسازد و فراهم ساخت.
۳- انتخابات تضمينكننده امنيت در روابط بينالملل
انتخابات و ميزان مشاركت مردم در عرصه بينالملل نيز امنيتزاست. دشمنان نسبت خود و نحوه تعامل و تقابل خود با نظام را با ميزان مشاركت مردم تنظيم مينمايند. فرداي انتخابات كه جايگاه و وزن مردمي نظام شفاف ميشود، موجبات تغيير راهبردها و تاكتيكهاي دشمن فراهم خواهد شد. در دور دوم رياست جمهوري آيتالله هاشمي رفسنجاني كه مشاركت مردم در انتخابات حدود ۵/۱۵ ميليون نفر بود دشمن براي عملي كردن تهديدات سخت، خود را مهيا ميكرد. با مشاركت ۲۸ ميليوني مردم در دوم خرداد ۱۳۷۶ اين تهديد از بين رفت. دوم خرداد فردي انتخاب شد كه به جهت فكري مورد تأكيد حزبالله نبود. اما اصل انتخابات آن تهديد را دور كرد. بعد از انتخابات خاتمي اين ادعا را مطرح كرد كه: «اين انتخابات يك تهديد بزرگ را از كشور دور كرد.» شايد بسياري اين سخن را نوعي خودستايي ميدانستند، اما چندي بعد مقام معظم رهبري نيز تأكيد كردند كه رأي مردم در خرداد ۱۳۷۶ يك تهديد بزرگ را از كشور دور كرد. بنابراين انتخابات امنيت خارجي و بينالمللي ما را نيز تضمين ميكند. حمله غرب به عراق و افغانستان و ليبي دقيقاً به اين دليل بود كه در اين كشورها انتخابات نبود و مردمي نبودن نظامهاي مذكور براي غرب محرز شده بود. لذا با يك حمله حكومتهاي موجود مثل دندان پوسيده خرد و فروپاشيدند. اكنون انتخابات ۱۲ اسفند پشتوانه نظام بر سر ميز مذاكره هستهاي با ۱+۵ است. اكنون غرب ميداند كه خون شهيد احمدي روشن در رشد درصد مشاركت ايرانيان مؤثر بوده است و انتخابات تضمين كننده امنيت هستهاي كشور است، زيرا آنچه مردم بخواهند هيچ كس در هيچ مرتبهاي نميتواند از ما بگيرد. آنچه بايد فرهنگ شود نقش انتخابات در امنيت كشور است تا مردم بدانند كه هدف از انتخاب يك نماينده، توجه به مسائل شخصي و منطقهاي نيست. اصل انتخابات، گوهر گرانقدري است كه كمتر مورد توجه جامعه قرار ميگيرد. بايد دستاوردهاي ملي و فرامنطقهاي انتخابات به عنوان بخشي از علل، چرايي و لزوم مشاركت بيشتر تبيين و تئوريزه شود.